تبليغاتX

اکتبر زنده است

اکتبر زنده است

کارگران جهان متحد شوید

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:31  توسط اسعد رستمی  | 

به مناسبت اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران

 

این شعررابه کارگرِان مبارزصنعت نفت ودیگرکارگرانی که درپلایشگاه هاوکارخانجات گرم وسوزان جنوب باچهره های سوخته ازاَفتاب داغ وبی امان وسوزندۀ جنوب،بادستهایی همیشه َاغشته به سیاهی نفت،روغن،قیرو خسته ازکارسخت ومداوم درگرمای طاقت فرسایی به کاری طاقت فرساترمشغول بودندوعلیرغم تحت استثماروفشارکارفرما،روسا ونمایندگان دولت سرمایه داری،قهرمانانه به مبارزه ومقاومت درمقابل حاکمیت سرمایه وکارگزاران اَن بااعتصابات خود به مبارزه برخاستند ودرادوارمختلف زندگی خویش بااتحاد وهمراهی باهم طبقه ای های خویش وبا اعتصاب عظیم و باشکوه خود باعث بسته شدن رگ تنفسی رژیم سرمایه داری ودیکتاتوری پهلوی شده وضربۀ نهایی رابه اَن رژیم ضدکارگری واردنمودند،تقدیم میکنم.

با درود گرم به دلاوران نفت وتمامی کارگرانی که روزانه درجدال ومبارزه با کارفرما و دولت سرمایه داری اسلامی در ایران وبورژوازی درنده واستثمارگردرسایرنقاط جهانند و روزانه درحال مبارزه برای گرفتن حق و حقوق خود و حاکم شدن برسرنوشت خویش می باشند.

به امیدهمبستگی جهانی کارگران علیه سرمایه داران وپیروزی نهایی کاربرسرمایه درتمامی پهنۀ گستردۀ جهان  و با اَرزوی عملی شدن این شعاراساسی و پایه ای مانیفست کمونیست" کارگران جهان متحد شوید"

به امید روزتاریخی دیکتاتوری پرولتاریا و برقراری کمونیسم درسراسرجهان.

 

"یادهای فراموش نشدنی"

شعری از:بنفشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:41  توسط اسعد رستمی  | 

 

اول ماه مه: جشن کارگری يا نماد نبرد طبقاتی

جھانی؟

 

رسم اینست كه ھر سال در آستانه اول ماه، فعالان كارگری به بررسی تجارب یك ساله جنبش

كارگری می پردازند و دورنمای مبارزات در سال آتی را ترسيم می كنند. ولی موقعيتی كه اینك جنبش

ما با آن روبروست و راه و روش ھای گوناگونی كه به بحث روز فعالين این جنبش در مورد برگزاری

مراسم اول ماه مه تبدیل شده، ما را بر آن می دارد كه نكاتی را در این مورد مطرح كنيم. چرا كه به

نظر ما، این راه و روش ھا نه فقط مربوط به برگزاری یك مراسم معين، بلكه بازتاب سياست ھا و راه و

روش ھای متفاوت در قبال كل جنبش كارگری است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:39  توسط اسعد رستمی  | 

به مناسب اول ماه مه روز جهانی کارگر

سرکوب، رفرمیست و مبارزه طبقاتی

مرجان افتخاری

مه ٢٠٠٩

امسال اول ماه مه، روز جهانی کارگر ریتم و آهنگی دیگر خواهد داشت. بحران اقتصادی نظام سرمایه داری جهانی که از نیمه سال ٢٠٠٨ شروع شد تاثیر ویرانگر خود را بر زندگی میلیونها انسان در سراسر جهان گذاشته است. اخراج گروهی کارگران از واحدهای تولیدی و بیکاری آنها اولین پیامد بحران اقتصادی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری، فقر و تهیدستی بیشتر میلیونها نفر دیگر در کشورهای جهان سوم موضوع اصلی اعتراضات اول ماه مه امسال است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:36  توسط اسعد رستمی  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

 

 ( 2009 )

 

امسال در شرایطی به استقبال اول ماه مه روز همبستگی مبارزاتی و انترناسیونالیستی طبقه کارگر می رویم که نظام سرمایه داری در سطح جهان با یکی از گسترده ترین بحران های تاریخ خود دست به گریبان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:32  توسط اسعد رستمی  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

درارتباط با دستگیری و بازداشت موقت

بیش از 80 تن از فعالین جنبش کارگری

 

تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی بر سر کار است، ماشین، سرکوب و ارعاب آن یک لحظه از حرکت باز نمی ایستد. بنا به گزارش کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، امروز صبح روز جمعه 28 فروردین ماه 1388 مامورین امنیتی رژیم جمهوری اسلامی در شهر سنندج منزل غالب حسینی از فعالین کارگری که هم اکنون در زندان بسر می برد را به محاصره در آورده و ده ها نفر از فعالین و اعضا کمیته هماهنگی که برای عیادت و اعلام همبستگی با خانواده غالب به آنجا رفته بودند را دستگیر و به مرکز نیروی انتظامی این شهر منتقل میکنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:27  توسط اسعد رستمی  | 

سايت کارگری افق روشن

www.ofros.com

چگونی برگزاری مراسمهای اول ماه مه

(روز جهانی کارگر) در مصاحبه ايی با محمود

 صالحی

 

صديق اسماعيلی بيست پنجم فروردين ماه هشتاد و شش

برای خواندن این فایل به این آدرس در سایت پیام مراجعه کنید.

 

http://www.payam.nu/2009/1%20may/880130m.salehi.pdf

 

پیروز باشید: ( مدیریت وبلاگ اکتبر زنده است)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:26  توسط اسعد رستمی  | 

آزادی پایدار علی نجاتی و همه فعالین جنبش کارگری را باید تضمین کرد

فرهاد شعبانی

 

روز سه شنبه 25 فروردین علی نجاتی از فعالین سرشناس جنبش کارگری ایران و دبیر هئیت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه با قید زمانت از زندان آزاد شد.

دستگیری و زندانی کردن علی نجاتی موجبات نگرانی و دلواپسی همه ما فعالین و مدافعان جنبش کارگری ایران در 40 روز گذشته را فراهم آورد. زندانی کردن علی نجاتی و همه فعالین جنبش کارگری در ایران طی این چهل روز را هم مورد اعتراض قرار دادیم و در محافل کارگری چهره ضد کارگری جمهوری اسلامی را بیشتر از دیروز و کمتر از فردا افشاء کردیم، و تا روزی که علی و همه فعالین جنبش کارگری نتوانند با خیال راحت و بدور از واهمه دستگیری و زندانی شدن به فعالیت در دفاع از هم طبقه هایمان در سنگرهای گوناگون مبارزه ضد سرمایه داری ادامه دهند، ما نیز بدون وقفه به این مبارزه و افشاگری ادامه خواهیم داد.

اما نباید فراموش کنیم که علی با قید زمانت آزاد شده است. نباید فراموش کنیم که همین دیروز و همزمان با آزادی علی نجاتی دستگاه قضائی رژیم حکم زندان 5 نفر از اعضای هئیت مدیره سندیکای نیشکر هفت تپه از جمله علی نجاتی صادر کرد،  و نباید فراموش کنیم که ما درگیر مبارزه با رژیمی هستیم که ضد کارگری بودنش اظهرمن الشمس و تحمیل هرگونه عقب نشینی به او در گروه همبستگی و مبارزه ائی یکپارچه در همه سنگرهای مبارزه ضد سرمایه داریست.

اما دوستان !

آزادی علی هنوز تضمین شده نیست، همانطوریکه آزادی و امنیت هیچکدام از فعالین جنبش کارگری تضمین شده نیست. آزادی پایدار آنها در گرو ایجاد تشکلهای مستقل کارگری و وحدت طبقه کارگر در بعدی سراسریست. آزادی کامل آنها در گرو تبدیل شدن محافل و احاد پراکنده کارگران  به طبقه ائی متحد و متشکل در سازمانهای کارگریست. تا زمانیکه طبقه کارگر نتواند با یک سوت و در کوتاهترین زمان ممکن در مقابل تعرضات سرمایه داری و مدافعینش قدرت خود را به نمایش بگذارد نه تنها علی بلکه هیچ فعال دیگر جنبش کارگری از آزادی و امنیت کامل برخوردار نخواهد شد. آزادی و امنیت فعالین جنبش کارگری حق مسلم آنهاست؛ اما تضمین این حق در گرو ایجاد تشکلهای مستقل و مبارز کارگری است. بکوشیم با متحد شدنمان در راستای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری گام برداریم. اول ماه فرصت مناسبی برای نمایش اتحاد و طرح چنین شعارها و مطالباتی است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 21:17  توسط اسعد رستمی  | 

پيشگفتار برای جزوه روزهای ماه مه در خارکف

 

لنين

پيشگفتار برای جزوه روزهای ماه مه در خارکف

جزوه حاضر شامل شرحی از تظاهرات مشهور روز اول ماه مه در خارکف به سال ۱۹۰۰ است؛ [جزوه] توسط کميته خارکف حزب سوسيال دموکرات کارگری روسيه، بر اساس توصيفات ارسال شده خود کارگران، تنظيم گشته بود. [جزوه] به صورت يک گزارش روزنامه‌ای برای ما ارسال شده بود ولی ما ضروری دانستيم که آنرا بخاطر حجمش و نيز به خاطر ايجاد سهولت در پخش وسيع تر آن، به صورت جداگانه، منتشر کنيم. شش ماه ديگر کارگران روسيه روز اول ماه مه نخستين سال قرن جديد را جشن خواهند گرفت، و اکنون زمان آن فرا رسيده است که ما دست بکار سازماندهی جشن ها در مناطق هر چه وسيع تر و در مقياسی هر چه عظيم تر شويم. آنها بايد با عظمت باشند، نه تنها از نظر تعداد کسانی که در جشن شرکت می کنند، بلکه همچنين از نظر سازمان يابی و آگاهی طبقاتی شرکت کنندگان و اراده شان در انجام پيکاری خلل ناپذير برای رهائی سياسی خلق روسيه و برای ايجاد فرصتی تازه به منظور پيشرفت طبقاتی پرولتاريا و مبارزه آشکارش برای سوسياليسم. اکنون زمان تدارک برای جشن های ماه مه آينده فرا رسيده، و يکی از مهم ترين اقدامات تدارکاتی شامل آگاهی يافتن از آنچه که جنبش سوسيال دموکراتيک تاکنون بدان دست يافته، ارزيابی کاستی‌های جنبش ما بطور اعم و جنبش ماه مه بطور اخص، و بررسی نحوه رفع آنها و کسب نتايج بهتر می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:56  توسط اسعد رستمی  | 

متن، سخنرانی رفيق جمال چراغ ویسی

 در مراسم

 اول مه ۶۸ سنندج

 

رفقای کارگر! خوش آمديد، امروز روز جهانی کارگر و جشن جهانی خودمان است. جشن روز کارگر بر همه ما پيروز باد. همانطور که رفيق مجری برنامه اعلام کرد، قرار بود که رفيقی دربارهٔ مجمع عمومی صحبت کند، مجمع عمومی با تعريف ساده يعنی اينکه امروز روز جهانی کارگر ما به دور هم جمع شويم و در اين رابطه بحث و گفتگو کنيم.

 مجمع عمومی با تعريف ساده يعنی جمع شدن تعدادی کارگر در محل و مکان مشخصی که روی مسئله ای مشخص که قبلا تعيين شده و يا تعيين می‌شود به بحث پرداخته و تصميم بگيرند و به نتيجه‌ای درست برسند. انسان موجودی اجتماعيست يعنی در اجتماع و در جمع شدن انسانها بدور هم که آنها می‌تواننند نيازهايشان را برآورده کنند مثلا اگر احتياج به نان دارند بايد دور هم جمع شوند و دست در دست هم بگذارند تا بتوانند نانی را تهيه کنند و اگر رنجی هست همه با هم در کنار هم می‌کشند.

مجامع عمومی ما کارگران بايد حربه‌ای و ضامنی باشد برای گرفتن حق و حقوقمان و ما امروز در روز جهانی کارگر اعلام می‌کنيم، افزايش دستمزدهايمان، کاهش ساعت کار، استفاده از امکانات بهداشتی و درمانی، حق بيمه بيکاری، جلوگيری از اخراج کارگران و صدها و هزاران خواستی که نسبت به آنها کم کاری شده و يا به فراموشی سپرده شده است مطالبات ما هستند و بايد تأمين گردند. اگر ما بخواهيم به اين خواست‌ها برسيم، و بخواهيم زندگی کنيم و خواسته‌هايمان را بگيريم، تنها و تنها به کمک جمع شدنمان و با تکيه به مجمع عموميمان امکانپذير است.

تاکنون و در طول تاريخ، از روزی که کارگر قدم به ميدان جامعه گذاشته و نيروی کارخود را بفروش می‌رساند تا با آن زندگی کند، نمونه‌های زيادی داريم که کارگر چيزی برايش مطرح بوده و يا برايش مطرح شده و زمانيکه خواسته است مسئله را به تنهايی حل کند سرکوب و يا اخراجش کرده باشند، يا حداقل جوابش را نداده‌اند. نمونه‌هايی هم داريم که کارگران باهم چيزی برايشان مطرح بوده يا ظلمی به آنها شده ولی توانسته‌اند با هم مسئله و مشکل را حل کنند. مجمع عمومی چيز عجيب و غريبی نيست، چيزی نيست که خيلی خيلی از ما دور باشد. همين جمع خودمان را در نظر بگيريم تعدادی کارگر و تعدادی از خانواده‌های کارگری و زحمتکشی هستيم که بدور هم جمع شده‌ايم و می‌خواهيم يادی از روز اول ماه مه ۸۶ بکنيم اين روز را به بلند گويی برای طرح خواسته‌هايمان و رسيدن به آنها تبديل کنيم. و به اين دليل از ساعت ۳ در اينجا تعدادی کارگر که از مسائل‌مان بگوييم و مطالباتمان را بيان کنيم، اين خود برای ما مجمع عمومی است. مجمع عمومی برای ما ناآشنا نيست، ما در محل کارمان، در محل زيستمان در ميان خانواده‌هايمان مجمع عمومی داريم و به شيوه‌های متفاوت و بدلايل مختلف دور هم جمع می‌شويم، وقتی ۶ کارگر در کارگاهی باهم کار می‌کنند و با هم از مسائل‌شان صحبت می‌کنند و تصميم می‌گيرند اين خود مجمعی می‌باشد. بايد بگويم چيزی که به مجمع عمومی رسميت می‌دهد و آنرا تثبيت می‌کند، تنها و تنها منظم بودن و هميشگی بودن آن است. اگر ما هر روز ۱۰ ساعت باهم کار می‌کنيم می‌توانيم در روز هم نيم ساعت و در ماه دو روز و يا حداقل ۲ ساعت دورهم بنشينيم و از مشکلاتمان بگوييم. اعتبار و رسميت دادن به مجمع عمومی‌مان در گرو منظم و بطور هميشگی گرفتن آن می‌باشد. اما ما اغلب وقتی کارفرمايی می‌خواهد ساعات کار را طولانی و يا دستمزد را کم کند، با عجله مجمع می‌گيريم. از آنجا که نمی توانيم مسئله را خوب بررسی کنيم و ارزيابی مشخصی بکنيم و تصميم قاطعی بگيريم، حرف‌هايمان می‌ماند و نمی توانيم حقوقمان را بگيريم. البته مجمع عمومی تنها مختص کارخانه‌ها و کارگاههای بزرگ نيست، ما حتی در کارگاههای کوچک هم می‌توانيم مجمع بگيريم. در کارگاههای کوچک می‌تواند شکل مشخصی از متحد بودن کارگران باشد، به چه شيوه‌ای؟ وقتی شهر خودمان سنندج را می‌بينيبم، در خيابان‌ها و کوچه‌های آن صدها کارگاه خصوصی کوچک وجود دارد، از مکانيکی و جوشکاری و نجاری گرفته تا صافکاری و نقاشی و ساير رشته‌های ديگر اين کارگاهها ساعات کار مشخص ندارند و از امکانات زيستی، بهداشتی برخورد دار نيستند، دستمزدها در آنها پايين است، قانون کاری که در اين کارگاهها حاکم است قانون کاری است که کارفرما خود تعيين کرده و نه حتی قانون کار خود دولت و ادارهٔ کار و از قانون کار ما کارگران در اين کارگاهها خبری نيست. کارفرما به شيوه‌ای که برايش سازگار باشد و به نفعش باشد عمل می‌کند، کاری به اين ندارد که من چگونه زندگی می‌کنم، اگر ما کارگران کارگاههای خصوصی بتوانيم بدور هم جمع شويم و مسائل‌مان را بازگو کنيم و مشکلاتمان را بيان کنيم و تشکلی بنام سنديکا، اتحاديه، دفتر نمايندگی و يا هر اسم ديگری بوجود آوريم، اين در واقع همان چيزی است که اکنون به نفع ماست و معضل ما کارگران را می‌توان جوابگو باشد. ما بايد در جاهايی دور هم جمع شويم.

و باهم بحث و گفتگو کنيم و ما مسائل‌مان را مطرح کنيم و بتوانيم مثلا تعاونی مصرف بوجود آوريم، تعاونی مصرفی که بتواند حداقل کمکی بکند به مسايل معيشتی ما و وسايل و ارزاق عمومی و مايحتاج عمومی ما را به قيمت دولتی در اختيارمان بگذارد. به محله‌های اطراف شهرمان نگاه کنيم، شهرسنندج هم اکنون نمونه بارزی است برای نشان دادن وضعيت مشخص ما کارگران، محلات‌مان از عباس آباد تا کانی کوزه‌له و تا حاجی‌آباد و زورآباد و تا دهها و صدها محله ديگر نمايانگر محروميت ما از امکانات ابتدايی و اساسی زندگی هستند. حتی چند قطره آب برای تر کردن زبان خشکتان پيدا نمی‌کنيد. برای صد و حتی دويست خانه يک شير آب عمومی وجود دارد که برای يک سطل آب بايد ساعت ها در صف ماندگار شوی که البته اين درد و رنج بر دوش زنان و خواهرانمان می‌باشد. در خيلی از محلات آب لوله کشی وجود ندارد و مردم از چشمه و يا هر جای ديگری دچارش می‌شويم، نتوانيم سرکار برويم و نتوانيم پولی را هم قرض کنيم در آنصورت بايد از گرسنگی بميريم و جان خود را از دست بدهيم، به اين خاطر که در هيچ جايی اعتبار نداريم، کارفرما تا زمانی ما را می‌خواهد که به ما احتياج داشته باشد. رفقای ديگرمان هم نمی‌توانند به تنهايی به ما کمک کنند چون اگر وضعشان خرابتر از ما نباشد، بهتر از ما نيستند و آنها نيز دست بگريبان ستم و استثمار هستند، بنابراين راه چاره چيست؟ ما می‌توانيم با جمع کردن پول‌های مختصرمان بطور ماهانه و يا مدت زمان‌های ديگری پولی جمع کنيم و در ضروری که احتياج باشد، خود يا رفيق ديگری که نيازمند است از آن استفاده کنيم. می‌توانيم مقداری از اين پول‌ها را به خانواده‌های ندار و بی‌بضاعت و خانواده‌هايی که بدهکارند کمک بکنيم. بيکاری واقعا از ما زهر چشم گرفته است و اگر کارفرمايی بما توهين کند، مجبوريم تحمل کنيم تا که اخراج نشويم واين ديگر احتياج به توضيح ندارد. اکنون کارگر بيکار بی حد زياد است و هر لحظه امکان دارد که کسانی که سرکارند تک تک بيکار شوند. ما اگر بتوانيم مقداری پول برای خودمان پس‌انداز کنيم در آن صورت ميتوانيم با مقداری از اين پول، به رفقای بيکار و خانواده‌های ندار بی‌بضاعت کمک کنيم و اگر رفيقی در سانحه‌ای دستش شکسته و پايش شکست کمکش کنيم.

می‌بينيد که تعداد زيادی از ما بی‌سوادند، دليلش طولانی بودن ساعت کار است. اگر ما بتوانيم در هفته يکی دو روز و يا هروقت توانستيم رفقايی را که سواد ندارند، سواد يادشان بدهيم و اگر سواد داريم مطالعه کنيم، بهتر اوضاع را می‌شناسيم. ما می‌توانيم تعاونی کار بوجود آوريم، تعاونی کاری که مشکلات ما را حل بکند، مثلا اگر من نجار هستم و رفيقم احتياج به نجار دارد، کارش را با دلسوزی و با کيفيت بهتری انجام دهم و با دستمزدی کمتر از بازار، کارش را اتمام کنم و يا اگر آن رفيق نجار بود و من احتياج به نجار داشتم، کمکم کند می‌توانيم تعاونی‌های مصرف بوجود آوريم. تعاونی مصرفی که می‌تواند حداقل مشکلاتمان را حل کند، مايحتاج زندگيمان را به قيمت ارزان و رسمی و به نرخ دولتی در اختيارمان بگذارد.

در مورد بيمه بيکاری هم کمی صحبت کنم، بيمه بيکاری عبارت است از حقوقی که ماهانه از طرف اداره کار به کارگرانی که بيکار می شوند و يا اخراج می‌گردند پرداخت می‌شود. حق گرفتن بيمه بيکاری بايد بتواند از اخراج کارگران بوسيله کارفرمايان جلوگيری کند. اکنون ببينبم چگونه است؟ طبق آمار سال ۱۳۶۷ که آمار رسمی است از اول فروردين ۶۶ تا آخر بهمن ماه ۶۷ که ۲۳ ماه می‌شود ده هزار نفر توانسته‌اند از بيمه بيکاری استفاده کنند. آيا واقعا فقط ۱۰ هزار بيکار داريم؟ خير! واقعيت غير از اين است. اين نشان می‌دهد که فقط ۱۰ نفر از حق بيمه می‌توانند استفاده کنند. چرا؟ بخاطر اينکه آنها در کارگاههايی هستند که مجوز کار دارند و بيمه هستند و شناسنامه کار دارند و به اين خاطر از حق بيمه استفاده می‌کنند اما کارگر کشاورزی، فصلی، ساختمانی و کارگری که در کوره کار می‌کند و کارگری که در قاليبافی کار می‌کند از حق بيمه محرومند. حق بيمه بيکاری که ماهانه پرداخت می‌شود چيزی نيست که با رعد و برق آسمان و يا با زلزله آمده باشد بلکه چيزی است که ماهانه از حقوق خودمان کسرمی‌شود. آن رفقايی که حق بيمه پرداخت می‌کنند متوجه شده‌اند که از اول سال ۶۶ به اين طرف ماهانه ۶۰ تا ۷۰ تومان از دستمزدشان کسر می‌شود و اين مبلغ براعتبار بيمه بيکاری افزوده می‌شود پس در واقع اداره کار و بيمه اجتماعی و مسئولين مربوطه حالت بانک بخود گرفته‌اند و ماهانه مقداری پولی را از کارگران شاغل جمع می‌کنند تا اگر رفيقی بيکار شد و يا اخراج گشت، کمکش کنند، آن هم طبق شرايطی که به آن اشاره شد.

خواست ما کارگران در مقابل بيمه بيکاری اين است که بيمه بيکاری به تمام کارگران بيکار و تمام کسانی که آماده به کارند و سن آنها بالاتر از ۱۸ سال است داد می‌شود.

بيمه بيکاری شامل تمام کارگران خداماتی، کشاورزی، صنعتی، کارگران ساختمانی، فصلی و موفقتی، کارگران کوره پزخانه‌ها و قاليبافی باشد و شامل تمام کسانی شود که برای تامين زندگيشان نيروی کار خود را به فروش می‌رسانند.

برای تامين بيمه بيکاری ماهانه از دستمزدهايمان کسرنگردد. بيمه بيکاری فعلی بر مبنای حداقل دستمزد يعنی ۸۳ تومان پرداخت می‌گردد و بدون استفاده از مزايا و بن کارگری و می‌دانيم ۸۳ تومان فقط پول ۱۵۰ گرم چای و يا پول ۴۰۰ گرم قند و ۲۵۰ گرم روغن است. در صورتيکه بيمه بيکاری بايد بتواند رفاه خانواده ۵ نفره را تامين کند و متناسب با نرخ تورمی‌باشد که در بازار وجود دارد. اشاره به بن کالاها کرديم، بن کالا از سال ۶۵ به بعد داده می‌شود و قرار بر اين بود که به اين وسيله سطح معيشت کارگران بالا رود. قرار براين بود دولت کالاهای اساسی و مايحتاج عمومی مثل برنج، قند و چيزهای اساسی و ضروريمان را بما بدهد و در مقابل آنها پول دريافت نکند. در مراحل اول اين عمل شد اما بعد چه شد؟ بجای روغن و برنج، خمير و مسواک داده‌اند! چرا اينطور شد؟ برای اينکه گويا کارفرمايان نارحت می شوند چون حقوق زيادی پرداخت می کنند و اين حقوق اضافی بما داده می‌شود! آيا واقعا اينطور است؟ آيا واقعا ماهی ۳۰۰، ۴۰۰ تومان يا ۷۰۰تومانی که تازگی‌ها می‌دهند، بخشی از دستمزد خودمان نيست! تازه اگر کارفرما آنرا پرداخت کند، آيا کلاه سرش می رود؟ ۷۰۰ تومان را با ساعات کار طولانی و کاهش دستمزدمان و کمتر کردن شرايط ايمنی کارمان و به صدها طريق ديگر از ما بازپس می‌گيرد، و نه تنها آن ۷۰۰ تومان را بلکه خيلی بيشتر از آن را از ما پس می‌گيرند و اين عادت و قانون آنها است. خواست ما کارگران در مقابل بن کالاها اين است که خارج از اين که بن‌ها کی اعلام می‌شود و کی آورده می‌شود. مثلا بن سه ماه سوم و چهارم در فروردين امسال داده شد و بن امسال هم معلوم نيست کی داده خواهد شد بن‌ها سر وعده و بموقع پرداخت گردند و مبلغ آن بر دستمزدمان اضافه شود و مبلغ آن بر دستمزدمان اضافه شود و کالاهای اساسی که نتوانند مايحتاج زندگيمان را تامين کنند. در اختيارمان قرار گيرند. در آخر تنها اينرا می‌گويم که ما اينجا حرفهايمان را می‌زنيم و بخوبی خواستهايمان مطرح می‌شود، آما هدف تنها گفتن و حرف زدن نيست، بلکه عمل کردن است و مبارزه برای دستيابی به خواستهايمان، و در اين راه اگر تشکلی نداريم از همين امروز دست در دست هم بگذاريم و تشکل بوجود آوريم و اگر صندوق نداريم، آنرا بوجود آوريم.

زنده باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر

جمال چراغ ويسی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:49  توسط اسعد رستمی  | 

چرا اعتراضات کارگری در ایران به یک جنبش و آلترناتیو سراسری تبدیل نشده است؟

 

اسماعیل نیازی  (کارگر برق)

 

اگر امروزه به تحرکات کارگری در ایران نظری بیندازیم و جمع جهت آن را با دید باز ارزیابی نماییم، تحرکات کارگری یک جنبه سیاسی- اجتماعی به خود گرفته است که با جرات می توان گفت که گستردگی آن سراسر ایران را فرا گرفته و مبارزه حادی بین کارگر و کارفرما هر روزه دامنه وسیعتری به خود میگیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:48  توسط اسعد رستمی  | 

بیکاری وجه اساسی نظام سرمایه داری است       

 مهرداد

 

در جوامع طبقاتی طبقه سرمایه دار ونظام های حامیش همواره برای ادامه بقاء و زیر سلطه نگهداشتن طبقه کارگر از هیچ نیرنگ و جنایتی رویگردان نیستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:46  توسط اسعد رستمی  | 

اعلام موجوديت و فراخوان

 

"كميته ي دفاع از كارگران هفت

تپه"

 

كارگران و مردم آزاديخواه ايران و جهان!

 

كارگران نيشكر هفت تپه پس از ماه ها رنج و تلاش اكنون زير بيشترين فشارها قرار دارند. اين كارگران مطابق آن چه در مقاوله نامه هاي ٩٨ و٨٧ سازمان جهاني كاربدان تصريح شده، اقدام به ايجاد تشكل مستقل خود نموده اند و در آبان ماه ٨٧ در مجمع عمومي "سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه" را ايجاد و نمايندگان خود را انتخاب كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:45  توسط اسعد رستمی  | 

ما از تشکیل "کمیته ی دفاع از کارگران هفت تپه" پشتیبانی

می کنیم!!!

 

 

با کمال مسرت، مطلع شدیم کمیته ای در دفاع از کارگران هفت تپه اعلام موجودیت کرده است. ما ضمن قدردانی از دست اندرکاران تشکیل این کمیته، آرزومندیم این دوستان در پیشبرد اهدافی که برای چنین کمیته ای برگزیده اند پیروز و سربلند باشند.

 

کارگران و فعالین کارگری!

امروز جنبش کارگری ایران، به لحاظ وجود فضای شدید اختناق، سرکوب و دستگیری فعالین کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی دوران بسیار سختی را از سر می گذراند. اکنون دیگر هفته ای نیست که ما خبر دستگیری فعالی از فعالان کارگری، دانشجویی و زنان را دریافت نکنیم. تمامی این توحش عنان گسیخته ی سرمایه داری و چنگ و دندان نشان دادن های این نظام به ما می گوید، که تنها راه مقابله با این تهاجم وحشیانه، همانا همبستگی طبقاتی و سراسری در صفوفی متحد و به هم پیوسته از عناصری است که عزم خود را در تقابل با این نظام جهانی سرمایه داری و تحقق آرمان های انسانی خویش قرار داده اند.

ما اعضای کمیته ی هماهنگی، تشکیل چنین کمیته ای را در جهت یاری رساندن به کلیت جنبش کارگری ایران و به ویژه کارگران هفت تپه، اعضای هیئت مدیره ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و آزادی بی قید و شرط علی نجاتی رئیس هیئت مدیره ی این سندیکا بسیار مهم و قابل تقدیر می دانیم و امید آن داریم که به   واسطه ی حرکت های سازمان یافته ی این کمیته و با همبستگی طبقاتی کارگران و تشکل های کارگری در ایران و جهان به فضای سرکوب و ارعاب و تحت پیگرد قرار دادن فعالان کارگری، دانشجویی و زنان پایان داده شود.

 

زنده با همبستگی کارگران

 

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

11/1/1388

www.komitteyehamahangi.com

komite.hamahangi@gmail.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:41  توسط اسعد رستمی  | 

 

آیا طومار و جمع آوری امضاء تاکتیک مناسبی است ؟

 

فرهاد شعبانی

بعداز ماهها اطلاع رسانی، فعالیت آگاهگرانه و مبارزه خستگی ناپذیر برای افزایش دستمزد کارگران در ایران، سرانجام شورای عالی کار روز چهارشنبه 20 اسفند از بالای سرکارگران و نمایندگان واقعی آنها حداقل دستمزد را آنطوریکه پیش بینی کرده بودیم، تعیین و ابلاغ کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:37  توسط اسعد رستمی  | 

سخنی با فعالین کارگری در ارتباط با

کمپین جمع آوری امضا برای افزایش دستمزد

 

 به نقل از برنامه حزب و فعالین- تلویزیون کومه له

(فروردین 1388)

 

 

مبارزه کارگران برای افزایش دستمزدها اگر چه همواره بخشی از موجودیت طبقه کارگر بوده است اما در شرایط کنونی با توجه به اینکه در اثر  تشدید بحران اقتصادی دستمزد واقعی کارگران بشدت سقوط کرده است و هر روزه قدرت خرید کارگران پایین و پایین تر می آید، مبارزه برای افزایش دستمزدها مبرمیت بیشتری پیدا کرده است و برای همین است که اعتراض به حداقل دستمزدهای تعیین شده از جانب دولت و شورای عالی کار و تلاش برای افزایش دستمزدها ادامه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:33  توسط اسعد رستمی  | 

ما همه خواستار افزايش دستمزد هستيم.

 محمود صالحی

کارگران ، مزدبگيران :

سال‌هاست که اعتراض به افزايش دستمزد در کشور ما، به يک امر طبيعی تبديل شده است. اما هيچ وقت به خواست ما اعتراض کنندگان، در شورای عالی کار توجه نشده و هر دستمزدی که خود شورای عالی کار تعيين کرده، وزارت کارهم آن را جهت اجرا به ادارات کار ابلاغ کرد است. اعتراض ما هم بی نتيجه مانده، يعنی به دنبال تصويب دستمزد از طرف شورای عالی کار هيچ اعتراضی از طرف ما مزدبگيران به وقوع نپيوسته است، می دانيد چرا ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:28  توسط اسعد رستمی  | 

 

همصدا با تو نه به آپارتاید جنسی

 

اسعد رستمی

 در آستانه 8 مارس 2009 قرار داریم. در حالی که زنان در سراسر دنیا هر روز بیشتر از روز قبل مورد ستم جنسی و طبقاتی قرار میگیرند و در هر لحظه که میگذرد در گوشه ای از این جهان پهناور زنی به بهانه ای مورد آزار قرار میگیرد و شکنجه میشود، میسوزد، قطع عضو میشود، به رویش اسید میپاشند، مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرد، از حق نگهداری کودکش محروم میشود، به ازدواج اجباری بدون حق طلاق مجبور میشود، مزین کننده دیپلوماسی سرمایه میشود، سنگسار میشود، اعدام میشود، تحقیر میشود و ... بسیار اعمال دیگری که بارها دیده و شنیده ایم.

 برای هر کدام از این اعمال ضد انسانی در نظام سرمایه داری زن ستیز توجیه های متفاوتی میاورند. روزی به بهانه لکه دار شدن قوانین ضد زن مذهبهای متفاوت، روزی برای راضی نگه داشتن صاحبان سرمایه، روزی برای توجیه وحشیگری و مردسالاری که خصلت نمای نظام سرمایه داریست و روزی هم برای به پشت دیوار خانه ها راندن نیمی از انسان که بدون شک از قدرتش در هراسند. اینست دنیایی که در آن بسر میبریم. دنیای سرمایه داری و وحشیگری حافظان مردسالار و ضد زن این نظام که بجز منافع خود به چیز دیگری نمیاندیشند.

 مردسالاری و توحش سرمایه بجایی رسیده که دیگر غیر قابل تحمل است. این وضعیت وحشتناک که کارگران و مخصوصا زنان در آن قرار دارند روز به روز وحشتناکتر میشود و باید خاتمه یابد. از تجارت وحشیانه و ضد انسانی سکس گرفته تا صیغه و تعدد زوجات و حجاب اجباری و بسیار اعمال غیر انسانی دیگر همه و همه ثمره این نظام گندیده اند. نظامی که بجز فقر و فلاکت و استثمار هیچ ثمره دیگری نداشته است.


 زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب

 امسال با وجود چنین وضعیتی به پیشواز 8 مارس روز جهانی زن میرویم. هر سال در این روز با برداشتن گامهایی به پیش و با ارزیابی از فعالییتهای یک سال از مبارزاتمان در یادبود این روز با هم همصدا میشویم و از تمام نقاط دنیا به دور از رنگ و نژاد و زبان و ... صدایمان را بهم پیوسته و اعلام میداریم که تمامی قوانین ضد انسانی سرمایه داری را محکوم میکنیم و باز هم این نظام را به لرزه در میاوریم. در این روز همصدا با زنان هم طبقه ایمان فریاد خواهیم زد که جهان دیگری ممکن است. جهانی که در آن انسان بدست انسان استثمار نمیگردد و به معنای واقعی از تبعیض و نابرابری و آپارتاید در تمام اشکالش خبری نیست.

 زنان ایران نیز همچون بخشی از صفوف میلونی زنان جهان امسال در حالی به استقبال این روز میروند که تحت سخت ترین شرایط ممکن قرار دارند و روزی نیست که نظام مردسالار و ضد انسانی جمهوری اسلامی به بهانه ای آنان را تحت ارتجاعی ترین قوانین مورد آزار قرار ندهد. این رژیم به با استفاده از نیروهای سرکوبگرش در خیابانها محل کار و محیط خانه و حتی در حریم خصوصی انسانها به زنان حمله ور شده و شرایط وحشتناکی را برای زنان در ایران فراهم آورده و تنها توضیح این وحشیگریشان نیز خدشه دار شدن قوانین ضد زن اسلامی است.

 در یک سال گذشته در ایران بسیار  زنان بیگناهی مورد شکنجه و آزار جسمی قرار گرفتند، به زندان و سیاهچالهای رژیم روانه شدند، اعدام شدند، و در همین چند روز اخیر نیز در اوج وحشیگری 2 تن از فعالین آنان را در کردستان و شهر سنندج به باد شلاق بربریت گرفته و با این کار خواستند که چهره ضد زن خود را بار دیگر به نمایش بگذارند و اولین نظام یورش برده به 8 مارس امسال باشند.

 رهایی زن رهایی جامعه است. این رهایی فقط و فقط  در گرو مبارزات پیگیر و مشترک زنان و کارگران هم طبقه ایشان است. تا بدین شیوه و همگام با بر انداختن نظام ضد زن سرمایه داری و مذهبی جهان خود را بر ویرانه های این نظام برپا داشته و به آزادی و برابری واقعی دست یابند.

 زنان آزادخواه و برابری طلب ما نیز در 8 مارس امسال همصدا با شما خواهیم گفت نه به آپارتاید جنسی، زنده باد آزادی زنان، زنده با سوسیالیسم، و زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری، زنده باد 8 مارس روز جهانی زن.


مارس 2009

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:55  توسط اسعد رستمی  | 

پیشینه ی پیدایش ستم بر زن، آلترناتیو برای

رهایی

 و دیدگاه های مختلف

 

 

حسن معارفی پور

اگر موقعیت زن را در یک بستر تاریخی، جتماعی و اقتصادی از گذشته ی دور برسی کنیم خواهیم دید که بسیاری از تورات رایج در مورد نقش و جایگاه زن در اجتماع نادرست بوده و موقعیت زنان از ازل تا اکنون به شکلی که می بینیم نبوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 9:37  توسط اسعد رستمی  | 

ما همه خواستار افزایش دستمزد هستیم

 

کارگران ، مزدبگیران :

سال‌هاست که اعتراض به افزایش دستمزد در کشور ما، به یک امر طبیعی تبدیل شده است. اما هیچ وقت به خواست ما اعتراض کنندگان، در شورای عالی کار توجه نشده و هر دستمزدی که خود شورای عالی کار تعیین کرده، وزارت کارهم آن را جهت اجرا به ادارات کار ابلاغ کرد است. اعتراض ما هم بی نتیجه مانده، یعنی به دنبال تصویب دستمزد از طرف شورای عالی کار هیچ اعتراضی از طرف ما مزدبگیران به وقوع نپیوسته است، می دانید چرا ؟ چون ما کارگران تا به امروز تنها به نوشتن نامه و طومار اکتفا کردیم. نوشتن نامه و طومار در کشوری که حتی روزجهانی کارگر جرم است و کارگران را به جرم شرکت در اول ماه مه زندانی و یا شلاق می زنند، چه معنای دارد؟! بعد از تصویب حداقل دستمزد از طرف  شورای عالی کار،  آیا ما کارگران توانسته‌ایم این مصوبه را برای یک بار هم که شده لغو کنیم. من مطئن هستم جواب ما کارگران به این پرسش منفی است. چرا؟ چون اگر اعتراض کنیم بلافاصله نیروهای محافظ کارفرما، ما را به عنوان اغتشاش‌گر و مخل نظم امنیت ملی دستگیر و روانه زندان می کنند. اما اگر کارفرمایان اعتراض کنند، بلافاصله قوانین به نفع آنان تغییر می کند و کسی هم دستگیر نمی شود . ( نمونه لغو مصوبه شورای عالی کار درسال 1385)

 کارگران؛ ما قبل از هر چیز باید شورای عالی کار و افردای که در آن شورا حضور دارند را بشناسیم.              

شورای عالی کار مرکب است از:

الف – وزیر کار و امور اجتماعی، که ریاست شورا را به عهده دارد.

ب – دو نفر از افراد بصیره و مطلع در مسائل اجتماعی و اقتصادی به پیشنهاد وزیر کار و تصویب هیأت وزیران.

ج – سه نفر از نمایندگان کارفرمایان.

د – سه نفر از نمایندگان کارگران به انتخاب کانون عالی شوراهای اسلامی کار.

حال با این توضیح می خواهم به ماهیت این شورا و افرادی که در آن مرکز کارفرمایی مستقر هستند یک بررسی کوتا داشته باشیم.

1- وزارت کار برای ما کارگران شناخته شده است، اگر کسی تنها یک ذره توهم دارد، به کارگری که از طرف کارفرما اخراج شده و جهت مطالبه حقوق‌های معوقه خود به وزارت کار مراجعه می کند و برای احقاق حق اقدام به طرح دعوی می نماید، مراجعه کنید تا از زبان آن کارگر اخراجی بشنوید که وزارت کار چیست، در حقیقت کار وزارت کار، جز دفاع از کارفرما چیز دیگری نمی باشد. از زبان آن کارگر بشنوید که می گوید: " حتی وزارت کار به قانون کار هم توجه نمی کند، این در حالی است که قانون کار مصوب خود  دولت و مسئولان مملکتی است." از زبان آن کارگر اخراجی بشنوید که چطور بعد از چند سال سرگردانی در راهروهای ادارات کار، عاقبت مسئولان ادارات کار دلشان به رحم می آید و برای کارگر اخراجی یک رای صادر می کنند. از زبان آن کارگر اخراجی بشنوید که بعد از صدور رای از طرف هیئت های مستقر در وزارت کار، آن وقت مشکلات کارگر اخراجی شروع می گردد. از زبان آن کارگر بشنوید که چطور هر روز بعد از اینکه تا وقت اداری در راهروهای دادگاه و اداره کار سرگردان است و بعد از تعطیلی این ادارات با نا امیدی پیش خانواده‌اش و بچه‌هایش بر می گردد.

پس نتیجه می گیرم که وزارت کار و اداراتی که به شکلی با این وزارت ارتباط دارند، از ما نیستند.

2- کارفرما هم کسی است که شبانه روز شیره جان ما کارگران را می مکد تا سرمایه برای خود و افراد تحت تکفلش را افزایش دهد. کارفرما آنقدر دستمزد به ما کارگران پرداخت می کند تا از گرسنگی نمیریم  و بتوانم برای روزهای بعد سرمایه برای آنان تولید کنیم. هر زمان ما کارگران برای یک بار هم درخواست کنیم ، که  آقای کارفرما به فکر ما هم باشید،  بلافاصله ما را از زمین و هوا مورد حمله قرار می دهند و ما را قتل عام      می کنند.  ( کارگران خاتون آباد کرمان و ده ها موارد دیگر ...)

3- کانون عالی شوراهای اسلامی کار هم مشخص نیست که درکدام مجمع عمومی کارگری انتخاب شدند تا به عنوان نماینده ما کارگران در شورای عالی کار حضور داشته باشند و به نمایندگی از طرف ما اقدام به تعیین دستمزد کند؟! تا جایی که من اطلاع دارم، قانون شوراهای اسلامی با قانون کار هماهنگی ندارد. حتی در قانون کار هم، شورا به عنوان یک تشکل کارگری دیده شده است. این در حالی است که در قانون شوراها از آن به عنوان یک تشکل مشترک یاد شده است. با این توضیح نتیجه می گیرم که نقش شوراهای اسلامی نظارتی است، نه نماینده منتخب ما کارگران.

از طرف دیگر هم اگرفرض کنیم، که این شورا از طرف ما هم تعیین شده باشند آیا می توانند نقشی در تعیین دستمزد داشته باشند؟ من با یقین می گویم نه، به این خاطر که سه نفر نماینده دولت و سه نفر نماینده کارفرما در شورا عالی کار حضور دارند که اکثریت شورا را تشکیل می دهند و نماینده کارگر نمی تواند نقشی داشته باشد. برای اینکه اگر هم سه نفر نماینده کارگر از طرف مجمع عمومی سراسری کارگران انتخاب هم شوند و بهترین افراد رادیکال هم باشند نمی توانند در این شورا سرنوشت ساز باشند. چون سه نفر در مقابل شش نفراست و در این شورا مصوبه ها با نصف به علاوه یک به تصویب می رسد.

کارگران، مزدبگیران:

اگر امروزیک عده می خواهند با نوشتن نامه و طومار کارگران را چشم انتظار نگه دارند، به نظر من  جز توهم چیز دیگری نیست. اعتراض به افزایش دستمزد هر سال از طرف خانه کار هم سر داده می شود و روزنامه کار و کارگر هر روز چند مطلب در مورد افزایش دستمزد را به چاپ می رساند، آیا این اعتراض تا به امروز توانسته وارد یک فاز عملی شود و کارگران را برای یک اعتصاب سراسری آماده کند؟ مسلما نه.

شاید امروز کسانی تازه از راه رسیده، کارگران را برای افزایش دستمزد به نوشتن نامه و طومار راهنمایی کنند. اما این افراد هر چند هم که نیت خیر داشته باشند که من یقین دارم که دارند . نمی توانند راه به جای ببرند. من به عنوان یک هم طبقه از این دوستان سوال می کنم: آیا با نوشتن نامه و طومار می توان به افزایش دستمزد رسید؟ جواب منفی است. چرا چون ما کارگران هیچ نماینده ای درشورا عالی کار نداریم تا از مطالبات ما کارگران دفاع کنند.  

کارگران ، مزدبگیران :

تا زمانیکه قانون نابرابر سه جانبه گرایی حاکم باشد، نمی توانیم حتی برای یک بار هم که شده  به خواست و مطالبات خود که همان  افزایش دستمزد است، برسیم. پس قبل از اینکه ما از دولت محافظ کارفرما و خود کارفرما، درخواست افزایش دستمزد کنیم، بیاید همه باهم شعار لغو سه جانبه گرایی را سر دهیم  و این شعار را در تمام عرصه‌های مبارزه طبقاتی برجسته و کارگران را به دور از هرگونه تعصب سکتاریستی راهنمایی و با قوانین حاکم آشنا کنیم.

 

نیروی ما می تواند جهانی را از فقر و جنگ نجات دهد.

به نیروی خود اتکا کنیم.

محمود صالحی 12/12/

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 9:36  توسط اسعد رستمی  |