جان محمود صالحی فعال
سرشناس جنبش کارگری
در خطر است
ادامه مطلب

کارگران جهان متحد شوید
جان محمود صالحی فعال
سرشناس جنبش کارگری
در خطر است
خطاب به همه تشکلهای مربوط، اطبا و متخصصین کلیه و وجدانهای آگاه در این عرصه
دیروز (25 آذر 1386) همسرم محمود صالحی را، از روی تخت بیمارستان توحید سنندج، بدون اینکه دکتر متخصص کلیه را ببالینش بیاورند، به زندان برگردادند. کلیه راست محمود از کار افتاده و کلیه دومش نیز، که پلی استیک است، به طرزی ناقص کار میکند.
پیام محمود صالحی به دانشجویان چپ و مبارز ؛
دانشجویان، عزیز؛
امروز ما بر خود میبالیم که شما دانشجویان با مبارزات تاکنونی خود، جنبش دانشجوی را به یک حرکت اعتراضی رادیکال و در راستای پیوند با جنبش کارگری ایران ارتقاه دادهاید. همگان شاهد هستند که شما که با آگاهی و جسارت در تمامی عرصه های سیاسی و اجتماعی پا گذاشتهاید و د ر این میدان از تمام جنبشهای برحق، رادیکال و انسانی دفاع کردهاید.
پیام دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به مردم آزاده در سراسر جهان
|
به همه دلسوزانی که جویای حال محمود، من و فرزندانم هستند به همه مبارزانی که امنیت خود را به خطر انداخته و به طرزی خستگی ناپذیر در جهت آگاه گری پیرامون وضعیت محمود و برای مداوا و آزادی او تلاش میکنند.
|
اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له
در مورد حملات گسترده جنگنده بمب افکنهای دولت ترکیه
به مناطق مرزی کردستان عراق
دانشجویان دربند را سریعا آزاد کنید!
ماموران امنیتی حکومت ایران، در دو هفته گذشته تعدادی از دانشجویان آزادی خواه و چپ دانشگاه های ایران را دستگیر و زندانی کرده است که اسامی 38 تن از دستگیرشدگان به قرار زیر است.
اقدام متحد
کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران
(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)
شکنجه دانشجویان در بند 325 سپاه
بنابر گزارشهای رسیده از زندان اوین، دانشجویان چپ بازداشت شده که هم اکنون دومین هفته بازداشت خود را پشت سر می گذارند، تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند.
به گفته منابع خبری با وجود انتشار گزارشهایی مبنی بر انتقال دانشجویان به بند 209، تعدادی از آنها در اختیار اطلاعات سپاه قرار داشته و در بند 2-الف (325) زندان اوین نگهداری می شوند.
گفته می شود سعید حبیبی،از فعالان دانشجویی که در خیابان از سوی مأموران اطلاعات ربوده شد، بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو در اختیار اطلاعات سپاه قرار دارند و طی چند روز گذشته بارها به سبب شدت شکنجه های وارده به بهداری زندان منتقل شده اند. برخی منابع همچنین از بازداشت پیمان پیران و انتقال وی به بند 325 خبر داده اند.
گفتنی است از چند جمله شکنجه های جسمی اعمال شده بر تعدادی از دانشجویان، بی خوابی های طولانی( گاه تا 72 ساعت) و ضرب و شتم شدید از سوی تیم بازجویی است، به طوریکه این افراد به دلیل خونریزی بارها به بهداری بند انتقال یافته اند.
همچنین با وجود تماس اغلب دانشجویان بازداشت شده با خانواده های خود و یا تماس مسئولان بند 209 با خانواده های دانشجویان و تأیید نگهداری آنان در بند وزارت اطلاعات، بهروز کریمی زاده، سعید حبیبی و مهدی گرایلو تاکنون هیچ گونه تماسی را با منزل برقرار نکرده اند.
سایر دانشجویان بازداشت شده نیز کماکان در سلول های انفرادی بند 209 به سر برده و تحت بازجویی هستند.
لازم به یادآوری است، دو روز پیش از برگزاری تجمع دانشجویان چپ دانشگاه های تهران به مناسبت 16 آذرماه، مأموران امنیتی اقدام به بازداشت گسترده حدود 25 فعال دانشجویی در تهران کردند.
این بازداشت ها که از روز 11 آذرماه با بازداشت مهدی گرایلو، دانشجوی دانشگاه تهران آغاز شد، طی روزهای بعد ادامه یافت و کلیه دانشجویان بازداشت شده به زندان اوین انتقال یافتند.
اسامی دانشجویان بازداشت شده در تهران:
انوشه آزادفر(دانشگاه تهران(
ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز(
مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران(
سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر(
بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران(
کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع٬ دانشگاه صنعتی شریف(
نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه(
علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک(
محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک(
روزبه صف شکن(دانشگاه تهران(
روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران(
یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد(
علی کلائی (دانشگاه آزاد(
امیر مهرزاد (دانش آموز پیش دانشگاهی(
هادی سالاری (دانشگاه رجایی(
فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی(
امیر آقایی (دانشگاه رجایی(
میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی(
فرشاد دوستی پور
سهراب کریمی
جواد علی زاده
محمدصالح ایومن
پیمان پیران( به نقل از وبلاگ آزادی-برابر(
پریسا نصرآبادی
درست در شرایطی که دول منحط بورژوایی از سه قاره، در سهم خواهی بر سر خوان گسترده منافع متقابل با چاشنی مسئله هسته ای ایران، به توافقات جدی دست می یافتند و نیش بورژوازی تا مغز استخوان فاسد ایران(اعم از پوزسیونی و اپوزسیونی )به لبخندی چندش آور مزین گشته بود و کماکان در فضایی سرشار از شارلاتانیزم سیاسی در گستره بین المللی، بر طبل دروغ های آوریل و ژوئن و دسامبر امریکا و همزمان جدی بودن خطردستیابی به تسلیحات اتمی رژیم اسلامی ایران کوبیده می شد، ده ها تن از برجسته ترین فعالان دانشجویی کمونیست دانشگاه های تهران،مازندران،شیراز، اهواز و...که بر طبق سنت چندسال گذشته دانشگاه ها، در تدارک آکسیون سرخ 16 آذر بودند، به طور غیرمترقبه و به نفرت انگیز ترین شیوه ممکن،تهدید،تعقیب و دستگیر شدند ،منازل و لوازم شخصی شان مورد تفتیش قرار گرفت و روانه دانشگاه اوین گردیدند تا گوش های پُرشان از اندرزهای تکراری تمام این سالها پُر تر شود.
پس از این رخداد، نولیبرال های اپوزسیونی خوش خدمت که در انتظار «رقم خوردن سرنوشتشان از آن سوی مرزها» در خفقانی معنادار فرو رفته بودند، پس از «معامله بزرگ » در حقارت فقدان موضوعیت به گل نشستند و از قرقره کردن دموکراسی خواهی تمام عیارشان (تحت لیسانس یو اس آ ) به کلی باز ماندند.
{درباره میزان دموکراتیک بودن محتوای برنامه این جریان می توانید به نک و ناله ها و شکایات پیاپی ایشان نسبت به عدم برخورد رژیم با کمونیست ها پیش از سرکوب اخیر و انبوه اعتراضات و بیانیه ها و اطلاع رسانی مبسوط در ارگان ها،تلویزیون ها،رادیو ها سایت ها و وبلاگ های رسمی و شخصی حضرات نولیبرال و نو محافظه کار در شعب دست چندم دانشجویی و غیر دانشجویی آن پس از سرکوب اخیر مراجعه نمایید!!!}
در کنار بایکوت خبری و رسانه ای راست اپوزسیون ، ذکر مزایای نولیبرال های اصلاح طلب پوزسیونی نیز خالی از فایده نیست که با توجه به سوابق درخشان خود به ویژه در سالهای نخست پس از انقلاب 57، بدیهی است که ید طولایی در جعل و تحریف وقایع و سانسور شدید خبری و تطهیر سرکوبگری دیرینه رژیم سرمایه داری اسلامی داشته و دارند.
راست پوزسیونی اصلاح طلب که با تمام قوا تلاش خود را در گذشته مبذول داشته بود که با اعطای مدال های آکادمیک ، چپ را به کنج کتابخانه ها و محافل روشنفکری رهنمون کرده و از آن یک «کاست معنوی» بسازد و نسخه چپ فاقد افق سیاسی و اجتماعی را بپیچد، با مواجهه با چپ مهارناپذیر غیر سازشکار عنان از کف داده و کار را به جایی رسانید که حتی شیخ اصلاحات نیز به عرصه رقابت در درفشانی حضرات آکادمیسین لیبرال پیوست و از نقش مارکسیست ها در تخریب و ویرانگری حسینیه دراویش گنابادی بروجرد سخن به میان آورد!!!
جناح های مختلف بورژوازی پس از سر برآوردن دوباره چپ پس از سرکوب سهمگین دهه مرگبار 60 و پس از شکست مفتضحانه پروژه اصلاحات، در مقاطع مختلف همواره سعی در نادیده گرفتن و قلیل انگاشتن این چپ بازمتولد شده داشتند تا به خیال خودشان به آنها موضوعیت نبخشند و هویت آنها را به رسمیت نشناسند، تا سربازان فرمانبردار خود را در گردان های دانشگاهی از پی دامن زدن به جنگ های زرگری این جناح و آن جناح یا عملیات های کور و حماقت باری چون حمایت از پروژه دخالت خارجی رفراندوم و دموکراسی خواهی موهوم روان کنند.
اما با قدرت گیری هر روزه این چپ و با تثبیت موقعیت خود از 16 آذر 84 به بعد به تدریج این چپ های به قول آقایان از گورستان تاریخ باز آمده( که به خوانش ارتدکس از مارکسیسم رجوع می نمودند) به عنوان یک طیف بسیار حائز اهمیت در تحولات دانشگاهی و دارای پایگاه و نیروی قابل توجه در جنبش دانشجویی به رسمیت شناخته شد.
از این زمان به بعد و با توجه به اینکه در اکثر دانشگاه های کشور این طیف مشخص با خوانش رادیکال خود از مارکسیسم رو به گسترش داشت، بدیل کاریکاتور واری از چپ به طور موازی ( و با تمرکز در دانشگاه علامه طباطبایی) به عنوان چپ مورد علاقه حضرات نولیبرال و بی خطر برای بورژوازی تا بن دندان مسلح علم شد تا با قرائت گل و بلبل خود از مارکسیسم ،نه تنها در انتقاد از رادیکالیسم چپ در طول تاریخ از لیبرال ها پیش بیفتند بلکه به جاده صاف کنی بیراهه دموکراسی خواهی در ایران (البته زیر سایه عنایات پیش کسوتان لیبرال خود) مفتخر گردند.
16 آذر سرخ 85 به عنوان نقطه اوج و فراز چپ راستین در دانشگاه و متعاقب آن برگزاری آکسیون 8 مارس 85 برای اولین بار در دانشگاه های ایران و حضور فعالانه دانشجویان چپ درآکسیون کارگری بی سابقه 1 می 86 نشانگر یک تعیین تکلیف استراتژیک و آغاز مرحله ای جدید در حیات چپ انقلابی در دانشگاه بود، که بر اساس آن می بایست فراتر از حرف و سخن و بسط تئوریک مباحث، مبارزه طبقاتی و اهمیت استراتژیک طبقه کارگر، پروژه اجتماعی شدن چپ ، فراتر رفتن از سطح تحلیل بورژوایی نسبت به هم رده پنداشتن جنبش های اجتماعی و تاکید براهمیت مضاعف جنبش کارگری و رهبری طبقه کارگر ، تامین هژمونی چپ در جنبش های اجتماعی نظیر دانشجویی،زنان،ستم ملی و...تاکید بر سوسیالیسم به مثابه هدف فوری و آنی مجموعه مبارزات جاری در بطن اجتماع ،محور همه تحرکات دانشجویان کمونیست قرار بگیرد و بیش از پیش به منصه عمل درآید.
اما :
تعقیب،ربایش و دستگیری گسترده دانشجویان چپ، که همگی متعلق به رادیکال ترین جریانات موجود در چپ دانشجویی هستند و در تدارک 16 آذر سرخ دیگری بودند را چگونه می توان تحلیل کرد؟
کاملا شفاف و روشن است که این اقدام بی سابقه معطوف به چپ انقلابی دانشگاه های ایران بوده است و نه چپ نو، یا پسامارکسیست یا پست مدرنیستی(بخوانید رفرمیست) که توسط ارگان های لیبرالی نسبت به آن بی دریغ تبلیغات گسترده صورت می گیرد و تصویر شخصیت های تئوریک و سیاسی آن، به عنوان اسطوره های چپ بی آزار،فهمیده و متساهل در پشت جلد نشریات زرد لیبرالی نقش می بندد.
چپ دوست داشتنی که از فرط مهربانی گارد خود را به راست بازگذارده و شمشیرش را برای جریانات رادیکال چپ از رو بسته است. چپی که در بهترین حالت به مثابه جناح چپ لیبرالیسم ، رزمنده و فدایی مصمم بورژوازی درک می شود.(از جمله می توان به تبانی سازمان های متبوعه این به اصطلاح چپ در مقاطع مختلفی نظیر انتخابات، با جناح اپوزسیون اصلاح طلب پرو- رژیم ، یا توافقات جمهوری خواهانه و دموکراسی طلبانه ایشان با اپوزسیون پرو -غرب اشاره نمود!)
بورژوازی شامه تیزی دارد و دشمنان حقیقی خود را که بر مبنای پولاریزاسیون اصیل و تاریخی چپ و راست معین می گردد را به خوبی می شناسد و به سوی آن می تازد، و این دشمن کیست مگر چپ انقلابی که همواره مرزبندی قاطع و سازش ناپذیری با لیبرال ها را در کارنامه خود مضبوط نموده است و این توان را دارد که به عنوان یگانه جریان صاحب صلاحیت برای پیگیری مطالبات دموکراتیک و آزادی خواهانه دانشجویان در دانشگاه ، پیشتاز و پیش رو مجموعه تحرکات درون دانشگاهی باشد و قادر است تنها نیرویی باشد که به طرح مسائل و خواست های اجتماعی رادیکال موجود در جامعه و سازماندهی در جهت تحقق آنها مبادرت ورزد و با نظام سرمایه داری در تمام ابعاد و اشکال آن پیگیرانه مبارزه نماید و در این مسیر مجموعه جریانات رفرمیست و فرصت طلب را به حاشیه براند.
از این رو چپ انقلابی که دگر باره بنا بر ضرورت، از بطن نظام سرمایه داری اسلامی موجود متولد شده است و یگانه انعکاس مبارزات واقعی وجدی در صحنه اجتماع است تاریخا توسط دولت های بورژوازی در برهه های مختلف مورد تعرض و سرکوب قرار گرفته است و این بار نیز چپ انقلابی دانشگاه های ایران در معرض حملات دولت نهم از نظام سرمایه داری اسلامی ایران قرار گرفته است.
دولت نهم که نامزد در دست گرفتن ابتکار عمل برای پیوند زدن سرمایه داری دولتی ایران، به سرمایه داری جهانی و هم زمان برقراری سیادت ایران در منطقه گردیده است، با دست افزار اصل 44 که نقطه کانونی پیوستن مجموعه جناح های بورژوازی به یکدیگر و تبلور اشتراک منافع پوزسیون و اپوزسیون طرفدار رژیم و اپوزسیون طرفدار غرب است، به تدریج در جهت رفع یا کاهش تضاد های خود قدم بر می دارد و با لیبرال های امریکایی هم زبان می شود و «مارکسیست ها» را سیبل تعرض و تهاجمات خود قرار می دهد .
به این ترتیب « ازکیهان تا صدای امریکا » طیفی از ارگان های با منافع مشترک حضور خواهند داشت که همگی از سرکوب چپ انقلابی استقبال نموده و هریک به اقتضای ادبیات خود یا چپ انقلابی را منتسب به امریکا می کنند و سانسور شدید خبری اعمال می کنند یا چپ انقلابی را به عنوان دشمنان جامعه باز و مدنی بایکوت رسانه ای می کنند.
زیرا این چپ انقلابی است که بارها و بارها :
1- مواضع خود را نسبت به ضدیت با هرگونه دخالت خارجی |(از تحریم تا حمله نظامی )شفاف و رو به جبشهای اجتماعی ارائه کرده است.
2- همواره هویت مستقل خود را حفظ نموده وعدم دلبستگی و وابستگی خود به تک تک جناح های اپوزسیون درون حکومتی و پرو-غرب را اعلام نموده است.
3- از بدو تولد دوباره هرگز سنت اصلاح طلبانه نداشته است و دائما بر عنصر دخالتگری اجتماعی تاکید کرده است.
4- چپ انقلابی را یگانه نیروی پیگیر مطالبات و خواست های دموکراتیک و آزادی خواهانه/سوسیالیستی می داند.
پس چندان تعجب برانگیز نیست که متعاقب حملات و سرکوبگری شدیدی که مداوما نسبت به فعالان جنبش های اجتماعی و به ویژه جنبش کارگری صورت گرفته و می گیرد ( و از ترور تا زندان و صدور احکام سنگین و طویل المدت را شامل می شود )، اکنون برای بازداشته شدن دانشجویان کمونیست از برگزاری آکسیون سرخ و پر قدرت دیگری در آستانه 16 آذر 86 با این گستره و حجم مورد تعرض قرار بگیرد.
اما 16 آذر امسال در نبود بسیاری از رفقا ، که هریک به نوعی از برجسته ترین فعالان کمونیست دانشگاه های ایران هستند با تمام نیرو و شورمندانه برگزار گردید .
ما این یورش وحشیانه را که توسط رژیم سرمایه داری اسلامی ایران و به نمایندگی از بورژوازی ددمنش در کلیت واحد آن صورت گرفته است خشمگینانه محکوم می کنیم و خواستار آزادی فوری تک تک دانشجویان،کارگران، و همه زندانیان آزادی خواه در بند می باشیم.
مبارزات دانشجویان به مثابه متحدین طبقه پیش رو کارگر و همگام با ایشان بی وقفه ادامه خواهد یافت و در این راه لحظه ای از پای نخواهیم نشست.
اما وقایع اخیر حاکی از ضرورت ارتقاء جنبش چپ انقلابی در دانشگاه ها بر مبنای استراتژی واحد و بر سه محور سازماندهی ، رهبری ، و تئوری منسجم می باشد که تا کنون عمدتا مباحث نظری متعددی حول آنها صورت گرفته است و ضرورت دارد که از این پس به نمود های عملی و تحقق انضمامی موارد نامبرده در سطح جنبش تلاش های جدی مبذول داشته شود.
با آرزوی رهایی رفقای سربلند در بندمان!
زنده باد سوسیالیسم!
دانشگاه پادگان نیست
لقمان گله داری
انتخاب این شعار از جانب مبارزین دانشجو و جریان چپ و سوسیالیستی دانشگاههای ایران به مناسبت سالروز 16 اذر امسال، انعکاس سیاستها و عملکرد قریب به 3 دهه از دیکتاتوری و یورش مزدوران رنگارنگ و تا دندان مسلح رژیم اسلامی بر سر دانشگاه از یک طرف و همچنین تلاش مذبوحانه این رژیم انسان ستیز و علم ستیز در راستای برپا نمودن نهاد بسیج و محافل و دار و دسته های سر سپرده مرتجع جهت کنترل کردن افکار و جریانات پیشرو و چپ، در راستای مسخ نمودن هر گونه اندیشیدن علمی میباشد که در این دوره یکی از شعارهای برحق و برگرفته از اعتراض به سیاست و عملکردهای سرکوبگرانه رژیم اسلامی میباشد.
|
تهدید به مرگ محمود صالحی را جدی بگیریم
فرهاد شعبانی بنا به متن اطلاعیه ائی صادره از " کمیته دفاع از محمود صالحی" رهبر زندانی جنبش کارگری ایران و کردستان، ایشان برای دومین بار و مطابق اخباری تازه برای سومین بار توسط یکی از ماموران رژیم در زندان سنندج، به مرگ تهدید شده اند. مطابق همین اطلاعیه در آخرین مورد انتقال محمود صالحی به بیمارستان توحید سنندج نیز، یکی از دست اندرکاران آزمایشگاه در این بیمارستان با رفتاری ناشایست محمود صالحی را معتاد تزریقی خطاب کرده است. این رفتارهای زشت البته که بدور از چشم مسئولین زندان نیست و بطور قطع آنها در جریان این رفتارهای غیر انسانی با محمود صالحی، این انسان والا قرار دارند. ما کارگران و فعالین جنبش کارگری، با توجه به نقش تاریخی محمود صالحی در تحولات جنبش کارگری ایران و کردستان، و موقعیتی که در سطح بین المللی پیدا کرده است و بطور قطع آینده این نقش را قضاوت خواهد کرد، تهدید به مرگ محمود صالحی و توهین به او را جدی ارزیابی کرده و به عاملین و آمرین این نوع رفتارها هشدار می دهیم که همزمان با قضاوت شخصیت محمود صالحی در آینده، رفتار و شیوه برخورد با این انسان جسور و از خود گذشته نیز مورد قضاوت عدالتخانه جنبش کارگری قرار خواهد گرفت. بنابراین ضمن جدی گرفتن تهدید به مرگ محمود صالحی، خواهان محاکمه کسانی هستیم که یک زندانی سیاسی حکم گرفته را آشکارا به مرگ تهدید می کنند، ما اعمال این شکنجه روحی را به رهبران اتحادیه های کارگری محل زندگی خود فورا" گزارش خواهیم کرد و خواهان واکنش آنها خواهیم شد. در عین حال اسائه ادب به محمود صالحی را خطای بزرگی می دانیم که مستلزم عذرخواهی است. مسئولیت حفظ جان محمود صالحی با کسانی است که او را در آنسوی دیوارهای بلند زندان به بند کشیده اند. اگر مسئولین زندان در اعمال این تهدید ها علیه جان محمود صالحی نقش ندارند باید و فورا" این مامور را از زندان سنندج به محل دیگری منتقل کنند. و آخر اینکه، با توجه به جدی بودن این تهدیدات، همه فعالین جنبش کارگری و مدافعان این جنبش و تشکلهایشان را به واکنش در مقابل این تهدیدات، به هر شکلی که خود مناسب می دانند، فرا می خوانیم. |
نامه سرگشاده
به آقای "هانس اولف نیلسون" سخنگوی کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگران مواد غذائی در باره محمود صالحی
با سلام.
در تماس تلفنی که روز سه شنبه 11 دسامبر با شما داشتم، شفاها شما را در جریان تهدید به مرگ محمود صالحی از رهبران زندانی جنبش کارگری ایران توسط مامورین زندان قرار دادم، و تقاضا کردم که نسبت به این رویداد واکنش نشان دهید. در عین حال شما را مطلع کردم که نامه ائی سرگشاده برایتان تهیه کرده ام. شما خواستید که هرچه زودتر این نامه را برایتان فرستاده تا در باره وضعیت محمود صالحی موضع گیری کنید. بدینوسیله این نامه را برایتان ارسال می کنم.
بیانیه ی اعلام موجودیت فعالین چپ شاهرود
ضرورت گذر از سرمایه داری به سوسیالیزم و برقراری دیکتاتوری پرولتاریا و در پس آن تشکیل جامعه کمونیستی به وضوح روشن است .با تغییر حاکمیت در سال 57 و برخورد های موحش در دهه 60 و جو خفقان حاکم و با توجه به سخن مارکس در مانیفست مبنی بر اینکه کمونیستها عار دارند مقاصد و نظریات خویش را پنهان سازند ؛ ما جمعی از دانشجویان دانشگاه شاهرود با تاکید بر آزادی رفقای در بندمان به عنوان تشکت مستقل دانشجویی اعلام موجودیت میکنیم .
به امید دنیایی آزاد و برابر
زنده باد آزادی ، درود بر برابری ؛ مرگ بر ارتجاع
جمعی از دانشجویان دانشگاه شاهرود
|
بیانیه ی اعلام موجودیت فعالین چپ یزد
اعلام برگزاری مستقل مراسم گرامیداشت روز دانشجو توسط فعالین چپ در تهران و سایر شهرستان ها در روز 13 آذر و متعاقب آن یورش وحشیانه و گسترده نیروهای امنیتی به فعالین چپ در سراسر کشور و بازداشت آن ها نشان از ورود جریان چپ به یک دوران نوین یعنی حضور مستقل و مطرح شدن آن به عنوان جریانی با بدنه ی کمی و کیفی مشخص در دانشگاه داشت . نابود باد ارتجاع |
جریمه نقدی تعدادی از کارگران پرریس سنندج توسط نیروهای حفاظت اطلاعات
نیروهای حفاظت اطلاعات در روزهای ششم، هشتم، سیزدهم و چهاردههم آذر ماه، چندین بار وارد شرکت پرریس سنندج شده و کارگران این شرکت را جریمه نقدی کردهاند.
لازم به ذکر است که تعداد ۱٥ نفر از کارگران این شرکت از صد هزار ریال تا دویست هزار ریال جریمه نقدی شدهاند.
هنوز علت بازدیدهای مکرر نیروهای حفاظت اطلاعات از شرکت پرریس سنندج و جریمه نقدی کارگران این شرکت مشخص نشده است. اما آنچه که مشخص است، به یومن اعتصاب موفق کارگران پرریس سنندج در سال ۸۵، دستمزد کارگران رسمی و قراردادی این شرکت به مراتب بالاتر از دیگر مراکز تولیدی این شهر بوده است.
حافظان سرمایه اگر چه در مقابل اعتصاب موفق و انسجام و همبستگی طبقاتی کارگران پرریس سنندج در سال ۸۵ زانو زدند، اینبار به دنبال فضای رعب و وحشتی که به راه انداختهاند، میخواهند از کارگران زهر چشم بگیرند.
بازدیدهای مکرر نیروهای حفاظت اطلاعات از این شرکت و جریمه نقدی تعدادی از کارگران آن، در جهت تداوم تعرض به جنبش کارگری و تلاش برای عقب نشینی کارگران صورت میگیرد. طبیعی است که نظام سرمایه از سر ذلت و خواری به چنین تعرضی دست میزند، این تعرض بیشرمانه را باید به شدت محکوم کرد.
کمیته دفاع از محمود صالحی
یکشنبه ۱٨آذر ١۳٨٦
www.kdmahmodsalehi.blogfa.com
وخامت وصعیت جسمانی محمود صالحی و تحت فشار قرار دادن او از لحاظ روحی
کاربدستان زندان مرکزی شهر سنندج، در روز ۱٣ آذر ماه بنا به دلایلی تصمیم میگیرند که تعدادی از زندانیان این زندان و از جمله محمود صالحی را جابجا کنند. ماموران زندان، تعداد ٢٠ الی ٣٠ نفر از زندانیان، که بیشتر زندانی سیاسی هستند و در بند ٧ نگهداری میشدند را از دیگر زندانیان جدا کرده و آنها را با خشونت وضرب وشتم به بند ٢ انتقال میدهند.
انقلاب اکتبر: از بیرون طبقه یا از درون جنبش
90 سال از یک رویداد بزرگ تاریخی می گذرد. رویدادی که به اعتقاد تاریخ نویسان شوروی سابق سر آغاز تاریخ معاصر دنیا است.آری از انقلاب اکتبر 1917 روسیه سخن می گوییم. از انقلابی که دنیا را تکان داد و پایه های سرمایه داری خصوصی را به لرزه در آورد.
جنبش دانشجوئی،
امیدها و پیشروی های آینده!
فرشید شکری
جنبش دانشجوئی ایران دهه هاست طلایه دار مبارزه برای آزادی و برابری بمعنای دقیق کلمه است. این جنبش پیشتاز اجتماعی از بدو تولدش تا به امروز، محمل و پایگاه تفکرات انسانی، انقلابی گری، و کانون جدال با ستم ورزی و تبعیض بوده است. اگرچه بالنسبه می توان اثر و ردپای اقسام گرایشات ایدئولوژیک ( لیبرالیستی، ناسیونالیستی و ملی- مذهبی ) را در آن دید، معذالک این جنبش بیش از هر گرایش دیگری، مهر منادیان اندیشه های چپ و رادیکال را برخود دارد.
پرسش شهروند از احزاب و سازمان های سیاسی درباره مسائل روز ایران
پاسخ حزب کمونیست ایران
..................
بیانیه شماره 7 کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند، تجمع خانواده ها در مقابل اوین
در پیگیری خانواده های دانشجویان در بند برای رهایی فرزندان شان از چنگال حکومت مطلقه امروز دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶ از ساعت ۸:۰۰ صبح در مقابل درب سالن ملاقات (معروف به درب بالا) تجمع کرده و خواهان ملاقات با فرزندانشان گشته اند.
این خانواده های محترم با اعلام اینکه تا احقاق حق خود برای ملاقات با فرزندانشان هر روز در مقابل زندان اوین تجمع خواهند کرد.
کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند از مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور تقاضا دارد تا با تشکیل مجامع فراگیر از حقوق دانشجویان در بند و خانواده های ایشان حمایت کرده و با اعمال فشاری متمرکز و فشرده خواهان آزادی هر چه فوری تر این بهترین فرزندان ایران و حامیان طبقات فرودست جامعه گردید.
بیانیه کمیته مرکزی حزب
کمونیست ایران
بمناسبت برگزاری مراسم 16
آذر
علیرغم موج سازمان یافته سرکوب نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی و دستگیرکردن تعداد زیادی از فعالین دانشجویی چپ و تحت تعقیب قرار دادن تعدادی دیگر از آنها به منظور جلوگیری از برگزاری مراسم روز دانشجو، مراسم دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به مناسبت 16 آذر - روز دانشجو- در ظهر روز سه شنبه 13 آذرماه 1386 در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران با شعارهای "نه به جنگ !" ، "دانشگاه پادگان نیست " و " آزادی دانشجویان زندانی " با موفقیت برگزار گردید.
یاد بود 16 اذر را به جنبش دانجشویی تبریک میگوییم!

امسال نیز از همان اوایل نزدیک شدن به روز 16 اذر دیدییم که چگونه جنبش دانشجویی در سراسر محیطهای دانشگاهی ایران با تب و تابی افزونتر در متن تحولات سیاسی ایران خود را برای بر پایی هرچه رادیکالتر و باشکوه و پرتوانتر مراسمی اماده میکرد تا که مهری از به پس راندن تاریخی خود را بر پیشانی حکومت خود کامه و ضد انسانی قرون وسطایی رژیم جمهوری اسلامی در اذر سال 1386بکوبد، که هر ساله با ابعاد و اشکال وسیعتری از حدادی ابزارهای سرکوب خواسته سد راه ازادیخواهی و برابری طلبی نسلی از جوانان ترقیخواه و تشنه ازادی باشد.
فعالین و پیشروان چپ جنبش دانشجوی ایران با اگاهی و تجاربی که بخصوص در این سالهای اخیر از مبارزات خود و دیگر جنبشهای اجتماعی و در راس همه جنبش طبقه کارگر جهت تحقق خواستها و مطالبات خود در برابر رژیم کسب نموده، توانست در بخشی عمده از دانشگاههای ایران رسالت جنبش دانشجویی را بیشتر در جهت ارتقای کیفی طرح خواستها و جایگاهی که دانشگاه میرود تا نقش برجسته تر خود را در مبارزه بر ضد رژیم سرمایه داری و سرنگونی ان سازمان بخشد به نمایش دراورد.
اگر چه از همان روزهای نخست در 10 اذر تا 13 اذر رژیم در سازماندهی نیروهای امنیتی وابسته به اطلاعات بگونه ای سراسیمه در خیابانها و میادین شهرها و محاصره محوطه های دانشگاهها و با هراس و نگرانی پرسه زدند و تحرکات دانشجویان و مردم را پایدند، اما این فضای رعب و وحشتها بر پیشبرد برنامه ای که دانشجویان جهت برگزاری مراسم تدارک دیده بودند سایه انداز نشد. و باوجود انکه مراسم یاد بود 16 اذر در دانشگاه تهران در روز 11 اذر به دستگیری مهدی گرایلو، بهروز کریمی زاده، انوشه آزادفر، الناز جمشیدی و احسان آزادفر از فعالین جنبش دانشجویی منجر شد و رژیم به بنحوی میخواست از حرکات دیگر فعالین و پیشروان این عرصه در دیگر نقاط ایران زهر چشمی گرفته باشد.اما برپایی مراسمهای باشکوه و بزرگتر بمناسبت روز 16 اذر دانشگاهها از جمله دانشگاه شیراز و اصفهان و سنندج و بابلسر و تبریز و همدان و کرمانشاه با گامهای هر چه استوارتر طرحهای رژیم را نقش براب کرد. صدور اطلاعیه ها و بیانیه های دانشجویی بیشتر خواستها و مطالبات با خصلت چپ و رادیکال را در بر گرفته بود. دگر باره این جنبش شعارهای پیروزی خود را در وحدت هر چه بیشتر و یکپارچه تر با جنبش کارگری ایران با شعار و پلاکاردهای "