تبليغاتX

اکتبر زنده است

اکتبر زنده است

کارگران جهان متحد شوید

 

همصدا با تو نه به آپارتاید جنسی

 

اسعد رستمی

 در آستانه 8 مارس 2009 قرار داریم. در حالی که زنان در سراسر دنیا هر روز بیشتر از روز قبل مورد ستم جنسی و طبقاتی قرار میگیرند و در هر لحظه که میگذرد در گوشه ای از این جهان پهناور زنی به بهانه ای مورد آزار قرار میگیرد و شکنجه میشود، میسوزد، قطع عضو میشود، به رویش اسید میپاشند، مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرد، از حق نگهداری کودکش محروم میشود، به ازدواج اجباری بدون حق طلاق مجبور میشود، مزین کننده دیپلوماسی سرمایه میشود، سنگسار میشود، اعدام میشود، تحقیر میشود و ... بسیار اعمال دیگری که بارها دیده و شنیده ایم.

 برای هر کدام از این اعمال ضد انسانی در نظام سرمایه داری زن ستیز توجیه های متفاوتی میاورند. روزی به بهانه لکه دار شدن قوانین ضد زن مذهبهای متفاوت، روزی برای راضی نگه داشتن صاحبان سرمایه، روزی برای توجیه وحشیگری و مردسالاری که خصلت نمای نظام سرمایه داریست و روزی هم برای به پشت دیوار خانه ها راندن نیمی از انسان که بدون شک از قدرتش در هراسند. اینست دنیایی که در آن بسر میبریم. دنیای سرمایه داری و وحشیگری حافظان مردسالار و ضد زن این نظام که بجز منافع خود به چیز دیگری نمیاندیشند.

 مردسالاری و توحش سرمایه بجایی رسیده که دیگر غیر قابل تحمل است. این وضعیت وحشتناک که کارگران و مخصوصا زنان در آن قرار دارند روز به روز وحشتناکتر میشود و باید خاتمه یابد. از تجارت وحشیانه و ضد انسانی سکس گرفته تا صیغه و تعدد زوجات و حجاب اجباری و بسیار اعمال غیر انسانی دیگر همه و همه ثمره این نظام گندیده اند. نظامی که بجز فقر و فلاکت و استثمار هیچ ثمره دیگری نداشته است.


 زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب

 امسال با وجود چنین وضعیتی به پیشواز 8 مارس روز جهانی زن میرویم. هر سال در این روز با برداشتن گامهایی به پیش و با ارزیابی از فعالییتهای یک سال از مبارزاتمان در یادبود این روز با هم همصدا میشویم و از تمام نقاط دنیا به دور از رنگ و نژاد و زبان و ... صدایمان را بهم پیوسته و اعلام میداریم که تمامی قوانین ضد انسانی سرمایه داری را محکوم میکنیم و باز هم این نظام را به لرزه در میاوریم. در این روز همصدا با زنان هم طبقه ایمان فریاد خواهیم زد که جهان دیگری ممکن است. جهانی که در آن انسان بدست انسان استثمار نمیگردد و به معنای واقعی از تبعیض و نابرابری و آپارتاید در تمام اشکالش خبری نیست.

 زنان ایران نیز همچون بخشی از صفوف میلونی زنان جهان امسال در حالی به استقبال این روز میروند که تحت سخت ترین شرایط ممکن قرار دارند و روزی نیست که نظام مردسالار و ضد انسانی جمهوری اسلامی به بهانه ای آنان را تحت ارتجاعی ترین قوانین مورد آزار قرار ندهد. این رژیم به با استفاده از نیروهای سرکوبگرش در خیابانها محل کار و محیط خانه و حتی در حریم خصوصی انسانها به زنان حمله ور شده و شرایط وحشتناکی را برای زنان در ایران فراهم آورده و تنها توضیح این وحشیگریشان نیز خدشه دار شدن قوانین ضد زن اسلامی است.

 در یک سال گذشته در ایران بسیار  زنان بیگناهی مورد شکنجه و آزار جسمی قرار گرفتند، به زندان و سیاهچالهای رژیم روانه شدند، اعدام شدند، و در همین چند روز اخیر نیز در اوج وحشیگری 2 تن از فعالین آنان را در کردستان و شهر سنندج به باد شلاق بربریت گرفته و با این کار خواستند که چهره ضد زن خود را بار دیگر به نمایش بگذارند و اولین نظام یورش برده به 8 مارس امسال باشند.

 رهایی زن رهایی جامعه است. این رهایی فقط و فقط  در گرو مبارزات پیگیر و مشترک زنان و کارگران هم طبقه ایشان است. تا بدین شیوه و همگام با بر انداختن نظام ضد زن سرمایه داری و مذهبی جهان خود را بر ویرانه های این نظام برپا داشته و به آزادی و برابری واقعی دست یابند.

 زنان آزادخواه و برابری طلب ما نیز در 8 مارس امسال همصدا با شما خواهیم گفت نه به آپارتاید جنسی، زنده باد آزادی زنان، زنده با سوسیالیسم، و زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری، زنده باد 8 مارس روز جهانی زن.


مارس 2009

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:55  توسط اسعد رستمی  | 

پیشینه ی پیدایش ستم بر زن، آلترناتیو برای

رهایی

 و دیدگاه های مختلف

 

 

حسن معارفی پور

اگر موقعیت زن را در یک بستر تاریخی، جتماعی و اقتصادی از گذشته ی دور برسی کنیم خواهیم دید که بسیاری از تورات رایج در مورد نقش و جایگاه زن در اجتماع نادرست بوده و موقعیت زنان از ازل تا اکنون به شکلی که می بینیم نبوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 9:37  توسط اسعد رستمی  | 

ما همه خواستار افزایش دستمزد هستیم

 

کارگران ، مزدبگیران :

سال‌هاست که اعتراض به افزایش دستمزد در کشور ما، به یک امر طبیعی تبدیل شده است. اما هیچ وقت به خواست ما اعتراض کنندگان، در شورای عالی کار توجه نشده و هر دستمزدی که خود شورای عالی کار تعیین کرده، وزارت کارهم آن را جهت اجرا به ادارات کار ابلاغ کرد است. اعتراض ما هم بی نتیجه مانده، یعنی به دنبال تصویب دستمزد از طرف شورای عالی کار هیچ اعتراضی از طرف ما مزدبگیران به وقوع نپیوسته است، می دانید چرا ؟ چون ما کارگران تا به امروز تنها به نوشتن نامه و طومار اکتفا کردیم. نوشتن نامه و طومار در کشوری که حتی روزجهانی کارگر جرم است و کارگران را به جرم شرکت در اول ماه مه زندانی و یا شلاق می زنند، چه معنای دارد؟! بعد از تصویب حداقل دستمزد از طرف  شورای عالی کار،  آیا ما کارگران توانسته‌ایم این مصوبه را برای یک بار هم که شده لغو کنیم. من مطئن هستم جواب ما کارگران به این پرسش منفی است. چرا؟ چون اگر اعتراض کنیم بلافاصله نیروهای محافظ کارفرما، ما را به عنوان اغتشاش‌گر و مخل نظم امنیت ملی دستگیر و روانه زندان می کنند. اما اگر کارفرمایان اعتراض کنند، بلافاصله قوانین به نفع آنان تغییر می کند و کسی هم دستگیر نمی شود . ( نمونه لغو مصوبه شورای عالی کار درسال 1385)

 کارگران؛ ما قبل از هر چیز باید شورای عالی کار و افردای که در آن شورا حضور دارند را بشناسیم.              

شورای عالی کار مرکب است از:

الف – وزیر کار و امور اجتماعی، که ریاست شورا را به عهده دارد.

ب – دو نفر از افراد بصیره و مطلع در مسائل اجتماعی و اقتصادی به پیشنهاد وزیر کار و تصویب هیأت وزیران.

ج – سه نفر از نمایندگان کارفرمایان.

د – سه نفر از نمایندگان کارگران به انتخاب کانون عالی شوراهای اسلامی کار.

حال با این توضیح می خواهم به ماهیت این شورا و افرادی که در آن مرکز کارفرمایی مستقر هستند یک بررسی کوتا داشته باشیم.

1- وزارت کار برای ما کارگران شناخته شده است، اگر کسی تنها یک ذره توهم دارد، به کارگری که از طرف کارفرما اخراج شده و جهت مطالبه حقوق‌های معوقه خود به وزارت کار مراجعه می کند و برای احقاق حق اقدام به طرح دعوی می نماید، مراجعه کنید تا از زبان آن کارگر اخراجی بشنوید که وزارت کار چیست، در حقیقت کار وزارت کار، جز دفاع از کارفرما چیز دیگری نمی باشد. از زبان آن کارگر بشنوید که می گوید: " حتی وزارت کار به قانون کار هم توجه نمی کند، این در حالی است که قانون کار مصوب خود  دولت و مسئولان مملکتی است." از زبان آن کارگر اخراجی بشنوید که چطور بعد از چند سال سرگردانی در راهروهای ادارات کار، عاقبت مسئولان ادارات کار دلشان به رحم می آید و برای کارگر اخراجی یک رای صادر می کنند. از زبان آن کارگر اخراجی بشنوید که بعد از صدور رای از طرف هیئت های مستقر در وزارت کار، آن وقت مشکلات کارگر اخراجی شروع می گردد. از زبان آن کارگر بشنوید که چطور هر روز بعد از اینکه تا وقت اداری در راهروهای دادگاه و اداره کار سرگردان است و بعد از تعطیلی این ادارات با نا امیدی پیش خانواده‌اش و بچه‌هایش بر می گردد.

پس نتیجه می گیرم که وزارت کار و اداراتی که به شکلی با این وزارت ارتباط دارند، از ما نیستند.

2- کارفرما هم کسی است که شبانه روز شیره جان ما کارگران را می مکد تا سرمایه برای خود و افراد تحت تکفلش را افزایش دهد. کارفرما آنقدر دستمزد به ما کارگران پرداخت می کند تا از گرسنگی نمیریم  و بتوانم برای روزهای بعد سرمایه برای آنان تولید کنیم. هر زمان ما کارگران برای یک بار هم درخواست کنیم ، که  آقای کارفرما به فکر ما هم باشید،  بلافاصله ما را از زمین و هوا مورد حمله قرار می دهند و ما را قتل عام      می کنند.  ( کارگران خاتون آباد کرمان و ده ها موارد دیگر ...)

3- کانون عالی شوراهای اسلامی کار هم مشخص نیست که درکدام مجمع عمومی کارگری انتخاب شدند تا به عنوان نماینده ما کارگران در شورای عالی کار حضور داشته باشند و به نمایندگی از طرف ما اقدام به تعیین دستمزد کند؟! تا جایی که من اطلاع دارم، قانون شوراهای اسلامی با قانون کار هماهنگی ندارد. حتی در قانون کار هم، شورا به عنوان یک تشکل کارگری دیده شده است. این در حالی است که در قانون شوراها از آن به عنوان یک تشکل مشترک یاد شده است. با این توضیح نتیجه می گیرم که نقش شوراهای اسلامی نظارتی است، نه نماینده منتخب ما کارگران.

از طرف دیگر هم اگرفرض کنیم، که این شورا از طرف ما هم تعیین شده باشند آیا می توانند نقشی در تعیین دستمزد داشته باشند؟ من با یقین می گویم نه، به این خاطر که سه نفر نماینده دولت و سه نفر نماینده کارفرما در شورا عالی کار حضور دارند که اکثریت شورا را تشکیل می دهند و نماینده کارگر نمی تواند نقشی داشته باشد. برای اینکه اگر هم سه نفر نماینده کارگر از طرف مجمع عمومی سراسری کارگران انتخاب هم شوند و بهترین افراد رادیکال هم باشند نمی توانند در این شورا سرنوشت ساز باشند. چون سه نفر در مقابل شش نفراست و در این شورا مصوبه ها با نصف به علاوه یک به تصویب می رسد.

کارگران، مزدبگیران:

اگر امروزیک عده می خواهند با نوشتن نامه و طومار کارگران را چشم انتظار نگه دارند، به نظر من  جز توهم چیز دیگری نیست. اعتراض به افزایش دستمزد هر سال از طرف خانه کار هم سر داده می شود و روزنامه کار و کارگر هر روز چند مطلب در مورد افزایش دستمزد را به چاپ می رساند، آیا این اعتراض تا به امروز توانسته وارد یک فاز عملی شود و کارگران را برای یک اعتصاب سراسری آماده کند؟ مسلما نه.

شاید امروز کسانی تازه از راه رسیده، کارگران را برای افزایش دستمزد به نوشتن نامه و طومار راهنمایی کنند. اما این افراد هر چند هم که نیت خیر داشته باشند که من یقین دارم که دارند . نمی توانند راه به جای ببرند. من به عنوان یک هم طبقه از این دوستان سوال می کنم: آیا با نوشتن نامه و طومار می توان به افزایش دستمزد رسید؟ جواب منفی است. چرا چون ما کارگران هیچ نماینده ای درشورا عالی کار نداریم تا از مطالبات ما کارگران دفاع کنند.  

کارگران ، مزدبگیران :

تا زمانیکه قانون نابرابر سه جانبه گرایی حاکم باشد، نمی توانیم حتی برای یک بار هم که شده  به خواست و مطالبات خود که همان  افزایش دستمزد است، برسیم. پس قبل از اینکه ما از دولت محافظ کارفرما و خود کارفرما، درخواست افزایش دستمزد کنیم، بیاید همه باهم شعار لغو سه جانبه گرایی را سر دهیم  و این شعار را در تمام عرصه‌های مبارزه طبقاتی برجسته و کارگران را به دور از هرگونه تعصب سکتاریستی راهنمایی و با قوانین حاکم آشنا کنیم.

 

نیروی ما می تواند جهانی را از فقر و جنگ نجات دهد.

به نیروی خود اتکا کنیم.

محمود صالحی 12/12/

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 9:36  توسط اسعد رستمی  | 

یه مناسبت ٨ مارس روز جهانی زن

 زنان هیچ راهی جز مبارزه با استبداد مذهبی

ندارند

مرجان افتخاری

مارس٢٠٠٩

 در سراسر جهان موقعیت و شرایط زنان از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شاخص و معیاری است در رابطه با دمکراسی و آزادیهای دمکراتیک. از سوی دیگر همین موضوع تعین کننده سطح رشد و اگاهی مردم بطور کلی، نقش روشنفکران و نگاه آنان به مسائل، مشکلات و تنگناهای زنان است. بدون ندیده گرفتن نقش ارگانها و نهادهای مذهبی بعنوان عامل دخالت گر در جامعه که تحمیق مردم و سرکوب زنان پایه اصلی ایدئولوژی و اساس موجودیت انها است. بطوریکه شاید بتوان گفت اگر موجودی بنام "زن" وجود نداشت مذهب و مذهبیون هم وجود نداشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 9:35  توسط اسعد رستمی  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له در ارتباط با اعتراضات مردم مریوان

 بر علیه اقدامات رژیم جمهوری اسلامی

 

 

 مردم شهر مریوان روز دوشنبه 12 اسفند ماه در اعتراض به اقدامات نیروهای رژیم در مناطق مرزی و شرایط دشواری که رژیم جمهوری اسلامی به آنان تحمیل کرده است دست به تظاهرات زدند. بیش از 2 هزار نفر از کاسبکاران و اقشار مختلف مردم محروم از مقابل فرمانداری که در آنجا اجتماع کرده بودند، به سوی میدان شبرنگ دست  راهپیمایی زدند. هم زمان بازار شهر نیز در پشتیبانی از راهپیمایان مغازه های خود را تعطیل کردند.

شرکت کنندگان در این تظاهرات 3 روز به مسئولان دولتی فرصت داده اند تا وضعیت مناطق مرزی را به حالت عادی بازگرداند و تهدید کرده اند که در صورت عملی نشدن خواستهایشان بار دیگر دست به تظاهرات خواهند زد.

  در برابر خودداری مسئولان رژیم در شهر مریوان در جواب به خواست و مطالبات مردم معترض و ناراضی ، بار دیگر و امروز سه شنبه 13 اسفند برای دومین روز متوالی مردم مریوان دکان و بازار شهر را تعطیل و مجددآ دست به اعتراض زده و بر دست یابی به مطالبات عادلانه خود تاکید کرده اند.

طی 10 روز گذشته ماموران رژیم با بهانه های مختلف اذیت و آزار کاسبکاران را شدت بخشیده و در چندین مورد به کاسبکاران در مناطق مرزی از جمله منطقه "باشماخ" و "بایه وه"یورش برده و اقدام به تیراندازی نموده اند، اموال شماری از کاسبکاران مرزی را غارت کرده اند هم چنین مرز "هنجیران" را نیز مسدود کرده اند.

این اقدامات در حالی صورت می گیرد که طی روزهای اخیر نیروهای اطلاعات و سپاه نیز ساکنین روستاهای مرزی مریوان را تحت فشار قرار داده اند تا به بسیج بپیوندند که این اقدام با مقاومت مردم منطقه روبرو شده است.

در حالیکه بیکاری گسترده  و گرانی شدید نیازمندیهای اولیه، مردم را در همه  کردستان بیش از همیشه تحت فشار گذاشته است ، مردم مناطق مرزی از طریق مبادله کالاهای مورد نیاز دو سوی مرز، با کول بری و تحمل سختی ها و مخاطرات فراوان زندگی بخور و نمیری را فراهم میکنند. رژیم جمهوری اسلامی  با دیوار کشی و کانال کشی و گسترش پستهای کنترل، همین راه باریکه ای را هم که این مردم برای تامین زندگی خود یافته اند مسدود میکند و باین هم اکتفا نکرده با تیراندازی و حملات سبعانه به زحمتکشان مرزی اموال آنانرا غارت  و حیات آنها را نیز به مخاطره می اندازد. اعتراضات ، تحصن و تظاهرات روزهای اخیر در مریوان نشانه اراده محکم مردم در پشتیبانی از زحمتکشان مرزی برای عقب راندن سیاستهای رژیم در این زمینه است. این همبستگی و این پیگیری مقدمه مبارزات پرشورتر و گسترده تری است که در سطح همه کردستان در راه است.

کومه له به گرمی از این حرکت حق طلبانه مردم مریوان و خواستهای بر حق آنها حمایت میکند و اقدامات سرکوبگرانه  رژیم بر علیه مردم مبارز این شهر را بشدت محکوم می نماید.  

 

کمیته مرکزی کومه له

سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

13اسفند 1387

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 9:33  توسط اسعد رستمی  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

(2009)

اکنون بیش سه دهه است که رژیم جمهوری اسلامی با اتکا به قوانین منتج از شرع  اسلامی موقعیت بردگی آوری را به زنان ایران تحمیل نموده است. قوانین جمهوری اسلامی آپارتاید جنسی و تحقیر هرروزه زنان را نهادینه کرده است. بر اساس این قوانین زنان در ایران رسما نیمه مرد بحساب می آیند و از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود محروم هستند. این رژیم بزور حجاب اجباری و بزور شلاق  و  زندان  حق انتخاب آزادانه پوشش را از زنان سلب کرده است. این رژیم با زیر پا گذاشتن حقوق ابتدائی زنان نظیر حق مسافرت، حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق معاشرت آزادانه با مردان هویت انسانی نیمی از اعضای جامعه را لگدمال کرده است. این رژیم با قانونی کردن تعدد زوجات و صیغه و "اعتبار اجتماعی" بخشیدن به فساد اخلاقی مردانی که شیفته این قوانین شده اند، زنان را به بردگان جنسی تبدیل کرده است.

رژیم جمهوری اسلامی بدین ترتیب تمایلات ارتجاعی مردسالارانه  را بکمک قوانین مذهبی هم به یکی از پایه های تداوم حاکمیت خود تبدیل کرده است و هم آنرا در خدمت  نظام تولید سرمایه داری را که خود منشا و عامل بقای ستمکشی و تیره روزی زنان است، قرار داده است . در ایران مذهب تنها افیون توده ها نیست، بلکه ابزار سرکوب و وسیله کنترل اجتماعی زنان و دخالت در خصوصی ترین جنبه های زندگی انسانها است.

بر بستر این اوضاع و تشدید بحران اقتصادی و در حالی که  50% در صد مردم آن زیر خط فقر بسر می برند، فقر در ایران هر روزه بیشتر چهره زنانه پیدا کرده است، و عوارض آن در تمام گوشه و زوایای حیات اجتماعی زنان بازتاب یافته  و زنان را بیش از همه اقشار دیگر جامعه در معرض آسیب های اجتماعی قرار داده است.

این اوضاع و بربریت و توحش رژیم اسلامی در قبال زنان هویت انسانی آنان را چنان لگد مال کرده است، که اعتراض و شورش و طغیان زنان علیه وضع موجود را به یکی از ارکان اساسی مبارزه توده های مردم  در راه انقلاب و برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

در ایران حاکمیت سیاسی مذهب و نقش آن در کنترل اجتماعی زنان، در جنبش زنان بیش از جنبش های اجتماعی دیگر زمینه را برای رشد گرایشات لیبرالی بورژوائی که تعدیل و اصلاح قوانین جمهوری اسلامی را به استراتژی و قطب نمای حرکت خود در جنبش زنان تبدیل کرده اند فراهم آورده است. در چنین شرایطی فعالین سوسیالیست در جنبش زنان، بدون آنکه نگران همسوئی با لیبرال ها و مخدوش شدن خط و مرزهایشان با دیگر گرایشات درون جنبش زنان باشند باید در صف مقدم مبارزه برای زدودن مذهب و قوانین مذهبی از کلیه شئون حیات اجتماعی زنان باشند و در هر مبارزه ای برای خواستهای ولو جزئی زنان فعالانه شرکت کنند.

فعالین سوسیالیست در همانجال نباید یک لحظه از این حقیقت غافل باشند که ریشه ستمکشی زنان در نظام طبقاتی سرمایه داری نهفته است. بدون رواج آگاهی به ریشه های ستمکشی زنان و مبارزه برای ریشه کن کردن این ستمکشی، زنان قادر نخواهند بود مبارزه مؤثری علیه فرهنگ مرد سالارانه و قوانین زن ستیز ارتجاع مذهبی را پیش ببرند. بدون تعرض به مناسبات سرمایه داری جنبش زنان حتی نمی تواند به نابرابری های حقوقی با مردان که ریشه در نابرابری های اقتصادی دارد پایان دهد.

 اما شرط پیشروی جنبش زنان توده ای شدن و اجتماعی شدن این جنبش است. برای تبدیل شدن جنبش زنان به یک جنبش توده ای و اجتماعی باید توده زنان کارگر و زحمتکش را در ابعاد میلیونی به میدان مبارزه آورد و برای انجام این امر باید بر استقلال اقتصادی زنان و بر خواستها و نیازهای رفاهی زنان تاکید کرد و مسیر تحقق این خواستها را نشان داد.  لیبرالیسم بورژوازی ایران از آنجا که حریم مالکیت خصوصی را مقدس می شمارد و استراتژی آن پیروی از برنامه های نئولیبرالیسم اقتصادی رایج در سطح جهان است، حتی نمی تواند خواستهای حقوقی زنان را متحقق کند.

جنبش زنان با خواستهایی که دارد برای در هم شکستن سد اختناق رژیم جمهوری اسلامی نمی تواند در انزوا از دیگر جنبش های دمکراتیک اجتماعی مبارزه خود را پیروزمندانه به پیش برد. طبقه کارگر بنا به ماهیت خواستهایی که دارد و از آنجا که اکثریت زنان را زنان کارگر و زحمتکش تشکیل می دهند متحد استراتژیک جنبش زنان است.

8 مارس روز همبستگی جهانی زنان و مردان آزادیخواه علیه آپارتاید جنسی، روز تجدید پیمان در مبارزه برای به عقب راندن مذهب از دخالت در حیات اجتماعی زنان و برای تحقق برابری واقعی زن و مرد را با تلاش هر چه گسترده تر برای برگزاری باشکوه مراسم و آکسیوهای این روز تاریخی و تلاش برای اتحاد گسترده تر جنبش زنان با جنبش کارگری گرامی بداریم.

حزب کمونیست ایران 8 مارس روز جهانی زن، روز تجدید پیمان برای مبارزه با آپارتاید جنسی را به همه زنان و انسانهای آزاده تبریک می گوید.

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

اسفند 1387

مارس 2009

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:15  توسط اسعد رستمی  | 

بازگشت دوباره خاتمی مظحکه ای بیش نیست!

 حسن معارفی پور

 "از همگان می خواهيم به پاخيزند وفرياد رسای نه را بلندتر از هميشه درتاريخ مبارزات خود تکرار کنند"


تبليغات گسترده تلويزيون های پر زرق و برق بورژوايی و چکمه ليسان اصلاح طلبان حکومتی رژيم اسلامی همچون B.B.C فارسی، صدای آمريکا VOA و ساير تلويزيون ها، همچنين سايت های داخلی وخارجی همچون سايت ادوارد نيوز(سايت دفتر تحکيم) و امثالهم در فضای مجازی، پروکاسيون و تبليغات وسيعی را راه انداخته تا بدين طريق ناکامی و شکست مضحک اصلاح طلبان حکومتی در اواخر دهه ۷۰ و اوايل دهه ۸۰ خورشيدی را سرپوش گذارند و فريبکاری خود تحت عنوان اصلاحات را بار ديگر در دستور کار بگذارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 1:54  توسط اسعد رستمی  | 

 

شلاق فعالین کارگری زبونی رژیم اسلامی است

 

اسعد رستمی

 

باز هم در روزهای گذشته رژیم دیکتاتور و ضد کارگری جمهوری اسلامی طی هجومی وحشیانه شیوا خیرآبادی و سوسن رازانی از فعالان جنبش کارگری و زنان را مورد هجوم شلاق وحشیگری خود قرار داد. این در شرایطی است که جنبش کارگری و زنان در ایران خود را برای پیشوازی از 8 مارس روز جهانی زنان آماده میکند. ناگفته پیداست که این جنایت قرون وسطی ای رژِیم در امتداد سیاست درست کردن فضای رعب و وحشتی است که با این جنایات به خیال خام خود زنان و کارگران را از شرکت در مراسمات 8 مارس و اول ماه مه روز جهانی کارگران ترسانده و با این عمل ضد انسانی سیمای جنایتکاری همیشگی اش را به نمایش بگذارد.

قضات جانی و ضد کارگر ج.ا و سیستم سرمایه داری حاکم بر ایران باید این واقعیت را بدانند که امروز جنبش کارگری ایران در شرایطی از حیات خود بسر میبرد که راه افتاده و ترسش ریخته است. هر ضربه شلاقی که بر تن فعالانی چون سوسن و شیوای عزیز فرود میاید مارش شکست رژیم سرمایه اسلامی و پیروزی کارگران آگاه است.

هر انسان آزادیخواه و برابری طلبی که عکسهای این عزیزان را در هنگام خروج از جلادخانه بیدادگاه رژیم اسلامی میبیند افسوس میخورد که ای کاش من هم انجا بوده و قدم این هم طبقه ای های قهرمانم را گل باران کنم و با سرود بسوی سویالیسم همگامشان شوم. این زنان انقلابی با تبسمی که بر لب داشتند، نشان دادند که شلاق و سرکوب و تهدید و ترور فعالین کارگری بجز زبونی و رضالت رژیم و ترس بی امان از جنبش کاگری و زنان چیز دیگری نیست.

رژیم ضد کارگری ج.ا با این کار سعی در به وحشت انداختن زنان و کارگران را دارد، تا با این وحشیگری از شرکت انان در مراسم 8 مارس جلوگیری کند. این برای رژیم خوابی بیش نیست و از هم اکنون شکست از سرتاپای این سیاست گندیده میبارد.

اینجاست که هر نهاد، سازمان، و هر انسان آزادیخواه و برابری طلبی باید در افشا و محکومیت این عمل وحشیگرانه برپا خواسته و پشتیبانی خود را از این زنان کارگر اعلام داشته و به صف  میلیونی زنان و کارگران زحمتکش بپیوندد.

این عمل رژیم سرمایه دارن را محکوم میکنیم و بار دیگر همصدا با این پیشروان کارگری هم پیمان و متحد  به پیشواز 8 مارس روز جهانی زنان میرویم.

در این روز ضمن محکوم کردن نظام سرمایه داری و مردسالار که در آن به زنان با دید جنس دوم برخورد میشود. خواهان آزادی زن و  تمامی زندانیان سیاسی میشویم.

رژیم اسلامی محکوم به شکست است. با این اعمال فقط به نفرت کارگران بر علیه خود میافزاید. بار دیگر به مقاومت رفقای کارگرمان شیوا خیرآبادی و سوسن رازانی درود میفرستیم و همه با هم و همگام تا سرنگونی نظام جهل و سرمایه به پیش خواهیم رفت.

سرکوب، ترور و تهدید فعالین جنبش کارگری محکوم است.

زنده باد 8 مارس روز جهانی زنان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:26  توسط اسعد رستمی  | 

اطلاعیه نمایندگی کومه له در کردستان عراق- سلیمانیه

 

در تکذیب یک ادعا

 

در روزهای اخیر به امضای "جمعی از فعالین کومه له در شهر سلیمانیه و حومه" اطلاعیه ای  در چند سایت انترنیتی انتشار یافته و در آن ادعا شده است که گویا نمایندگی کومه له  ویا بقول آنها نمایندگی حزب کمونیست ایران در شهر سلیمانیه ابوبکر خوش پیام از پیشمرگان سابق کومه له را به دفتر خود احضار کرده و "به اطلاع ايشان رسانده اند كه از اين  به بعد هيچ گونه حقوقی به ايشان تعلق نخواهد گرفت  و به ايشان تذكر داده اند كه بخاطر امضايش حق امد و رفت به هيچ كدام از مقرهاي کومه له ندارد و در ادامه اعضاي ان حزب با نهايت بي احترامي ايشان  را از مقر بيرو ن رانده اند."

نمایندگی کومه له، بدینوسیله این ادعا را تکذیب می کند و بار دیگر اعلام می کند که سیاست کومه له در این موارد هیچ تغییری نکرده است. کومه له دوستان و رفقایی را که در تشکیلات علنی کردستان بدلیل اختلافات سیاسی صف تشکیلات را ترک می کنند تا زمانی که از تامین مالی و امنیتی آنها اطمینان حاصل می کند تحت پوشش کمک های مالی و امنیتی خود قرار می دهد.

انتشار این نوع اکاذیب و جنجال راه انداختن حول آن که ارزش مصرف چند روزه دارد، کار مخالفین سیاسی است که در میدان مبارزه سیاسی کم آورده اند و با انتشار این نوع اکاذیب می خواهند به چهره مسئولانه و انساندوستانه کومه له و حزب کمونیست ایران لطمه بزنند.

 

نمایندگی کومه له در کردستان عراق- سلیمانیه

 

6 اسفند 1387

 

24 فوریه 2009

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 13:57  توسط اسعد رستمی  | 

در دفاع از متشکل شدن کارگران

محمد حسین

پس از سالها مبارزه و جدال در عرصه های مختلف و رودر رو با استبداد، بالاخره ابتدا رانندگان شرکت واحد و سپس کارگران نیشکر هفت تپه متشکل شدند و سندیکای آنها اعلام موجودیت کرد. در این رابطه نظریات متفاوتی بروز نموده که بررسی آنها برای جنبش کارگری و طیف فعالین آن اهمیت دارد. از یکسو عده ای در دفاع و از سوی دیگر عده ای در رد این نوع تشکل پذیری اعلام موضع نمودند. به این دلیل که متشکل شدن کارگران در شرایط حاضر از چنان درجه ای از اهمیت برخوردار است که روند مبارزه طبقاتی جامعه ما به آن گره خورده ، لذا بحث در این مورد از اهمیت به مراتب بیشتری، نسبت به یک بحث عادی در سطح جنبش، برخوردار است. بنا بر این برای بررسی این مسئله به این سوال مشخص باید جواب داد که آیا این نوع متشکل شدن درراستای منافع جنبش کارگری است یا نه؟ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 13:56  توسط اسعد رستمی  | 

سرمایه داری مردسالار، فعالین کاگری را شلاق زد 

شیوا سبحانی

باردیگر نظام تمامت خواه و ضد انسانی سرمایه داری با به رخ کشیدن فرهنگ پدر و مردسالارانه ی خویش، وجهه ی دیگری از سرکوب را به نمایش گذاشت. تغییر در رویه ی چگونگی سرکوب جنبشهای راستین اجتماعی طی چند دهه ی اخیر در سراسر دنیا، و تلاش برای  به انحراف کشیدن مقاومتها، عمده ترین مسئله ای است که در دستور کار دستگاه سرکوب سرمایه داری  قرار گرفته است.  بدون شک به بیراهه کشیدن حرکتهای راستین طبقه ی کارگر با توسل به حربه های  پنهان و استفاده از سازوکارهای فرهنگی، چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ تاثیرات افکار عمومی جامعه ی جهانی، می تواند کم هزینه تر و آسانتر کانالیزه شده و به نتیجه ی مطلوب صاحبان سرمایه منجر شود.

سرمایه داری مردسالار می کوشد با ایجاد شائبه در رابطه با مبارزه ی طبقه ی کارگر و در بطن آن جنبشها و خیزشهای زنان، تا آنجا که در توان دارد هرگونه فعالیتی را درهم بشکند و در همین راستا با استفاده از روابطی به نام اخلاقیات بورژوازی،  به شکل مزورانه ای اقدام به وارونه کردن تحرکات فعالین کارگری کرده است. صدور حکم شلاق و زندان تعلیقی برای فعالین کارگری به نام های سوسن رازانی و شیوا خیرآبادی، غالب حسینی و عبدالله  نمود بارز چنین برخوردهایی است. طبیعتا شلاق خوردن زنان در فرهنگ پوسیده ی حاکم بر جامعه ی امروز تداعی کننده ای بزه هایی است که از نظام سرمایه داری حاصل شده  و بار مسئولیت و تاوان آن همواره بر دوش طبقه ی کارگر سنگینی کرده است. اگر طبقه ی کارگر و زنان آن در طول تاریخ مبارزاتی خویش به گلوله بسته شدند، دربند شدند، تبعید و تهدید شدند، امروز با نوعی دیگر از سرکوب روبرو هستند که ضمن به چالش کشیدن هستی نوعی طبقه ی کارگر، می کوشد با ایجاد هراسهای فرهنگی و جعل هویت، که برخاسته از همان فرهنگ و همان مناسبات تولیدی است ضمن زیرسوال بردن ارزشهای مبارزاتی، فرم آن را نیز تغییر دهد. با این همه و در واقع، چنین سرکوبهایی می تواند منجر به آگاهی طبقه ی کارگر، عیان ساختن ماهیت قوانین موجود و ضد کارگری شده و متقابلا به پرورداندن عناصر مبارزاتی در بطن چنین واقعیتهایی بدل شود. واقعیت عینی اجتماع ما این است: سرمایه داری مردسالار فعالین کارگری را تنها به خاطر شرکت در مراسم اول ماه مه  شلاق زد.

30 بهمن 87

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 13:53  توسط اسعد رستمی  | 

سنگر ضد انقلابی گری رهبران حزب

"حکمتیست" علیه کومه له

نوذر نظری

 

حزب "کمونیست کارگری ایران - حکمتیست" از فرط بی افقی و شکستهای سیاسی پی در پی اش تلاش دارد، تاوان خرابکاریهای خود را در جنبش های اجتماعی از جمله جنبش دانشجویی در چشم دیگران ببیند. بعضی از رهبران این حزب اخیرأ حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن کومه له را مورد آماج حملات بغایت هیستریک و ضد انقلابی خود قرار داده اند. آنها با این کارهایشان سعی دارند بی افقی و وضعیت متشنج و عدم انسجام درون حزبشان را از چشم مردم دور نگهدارند. متأسفانه با اتخاذ چنین عملکردهای ضد کمونیستی ای دارند پا جای پای اکثریتی ها میگذارند و هدف از در پیش گرفتن چنین اقداماتی از طرف رهبران حزب مذکور فقط و فقط آب به آسیاب ناسیونالیستها، ارتجاع منطقه و بالاخص حکومت سنگسار، اعدام، شکنجه و تروریسم اسلامی ایران می ریزند.

 

از همه خنده دار تر اطلاعیه کمیته مرکزی آن حزب است که خطاب به صفوف اعضای حزب و کومه له فراخوان داده شده است. بعنوان یک عضو حزب کمونیست ایران شما را مطمئن می کنم که صفوف ما متحدتر و مستحکم تر از آن است که ورشکستگان سیاسی ای مثل شما بتوانند کوچکترین تأثیری در ما داشته باشند، بلکه با این اعمال تان ضد انقلابی گری و بی ربطی تان به مبارزه کمونیستی به نمایش می گذارید. ما اعضای کومه له و حزب کمونیست ایران به سابقهﺀ مبارزاتی درخشان بیش از سه دهه کومه له، به اشتی ناپذیری خود با دشمنان طبقهﺀ کارگر و رژیم جنایتکار اسلامی ایران و نیز به پایبندیمان به مارکسیسم انقلابی و سوسیالسیم، به آموزه های کومه له در کمپ الطاش رمادی که من به شخصه محصول آنم افتخار میکنیم. 

اگر هدفتان از این جنجال و هیاهو بپا کردن این است که صفوف خودتان را تا چند صباحی دیگر نگهدارید، بازهم سعی تان بیهوده است و سقوط سیاسی تان نزدیکتر خواهد شد.

 

حزب کمونیست ایران و کومه له ریشه و جایگاه مستحکم تر و منسجم تر از آن دارند که بعضی از رهبران مبتذل و در مانده حزب "حکمتیست" بتوانند انرا خدشه دار کنند. جایگاه اجتماعی کومه له و حکا حاصل فداکاری بیش از سه دهه هزاران انسان کمونیست و برابری طلبی است که بعضی از آنها متأسفانه اکنون در میان ما نیستند. کومه له و حزب کمونیست ایران آتش زیر خاکستری است که بسان ١٦ مرداد بیش از پیش حقانیت و حضور زنده و فعال خود را تثبیت می کند. خالی از لطف نیست که به شما بگویم بجای هتاکی و پرخاشگری سیاسی از رهبران کومه له انقلابی گری بیاموزید، چونکه براستی انسان باید از وجود کمونیستها احساس امنیت و انساندوستی بکند، نه ناامنی و نگرانی٠

در پایان به تئوریسین ضدیت با کومه له لیدر حزب "حکمتیست" آقای کورش مدرسی توصیه می کنم که مطلبی از رفیق انقلابی محمد محمدی با نام: مام باغریست ها، در رهبری حزب حکمتیست احتیاج به تداوی دارند به یاریشان بشتابید  ! به دقت کامل بخواند٠

 

زنده باد کمونیسم!

زنده باد کومه له!

  ١٣ فوریه ٢٠٠٩

 
+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 22:59  توسط اسعد رستمی  | 

شجاعت شما و رذالت آنها

 

فرهاد شعبانی

به مناسبت شلاق زدن دوتن از فعالین جنبش کارگری

 

روز چهارشنبه 30ام بهمن ماه خبر فرود آمدن ضربات تازیانه آدمکشان سرمایه بر پشت و شانه های شما دو تن از زنان شجاع و فعال در جنبش کارگری ایران را مطالعه و مشاهده کردم. نه شما را دیده و نه می شناسم اما با شما زنان جسور و خط شکن و فعال در جنبش کارگری، با شما "شیوا خیرآبادی" و" سوسن رازانی" و همه همرزمانتان عمیقا" و صمیمانه احساس همبستگی می کنم.

24 ساعت پیش از شلاق خوردن شما تنها بخاطر شرکت احتمالی در مراسم اول ماه مه ( روز همبستگی بین المللی کارگران ) جلسه سالیانه اتحادیه کارگری ما در سالن غذاخوری شرکت با حضور دهها تن از زنان و مردان کارگر که حضور زنان کارگر در آن چشمگیر بود، برگزار شد. در این نشست که آزادانه و بدون دخالت و حضور کارفرما و مدیریت و دولت برگزار شد، کارگران ضمن بررسی فعالیت یکسال گذشته اتحادیه و نمایندگان خود، کاندیداهای نمایندگی خود برای یکسال دیگر را انتخاب کردند. اگر شلاق خوردن شما توسط مزدوران بزدل سرمایه 48 ساعت پیش از این صورت گرفته بود، بدون تردید قطعنامه ائی به اتفاق آراء علیه این جنایت و ددمنشی سرمایه صادر می کردیم و جمهوری اسلامی را اینبار هم بخاطر دست زدن به این حرکت کارگر ستیز محکوم و رسوا می کردیم. اما هنوز دیر نشده، این سرآغاز مبارزه ائی است که همه ما دوش بدوش هم و بازو در بازوان یکدیگر و تا رهائی قطعی طبقه کارگر از قید اسارت سرمایه باید آنرا ادامه بدهیم.

دوستان !

ما معتهد می شویم که تصاویر زیبا و پر هئیبت شما را در تابلوی اعلانات هر مجامع کارگری که به آن سر می زنیم نصب کنیم و داستان حماسی و مستند شما، ایستادگی و جسارتتان در مقابل ددمنشی سنگدلان مدافع سرمایه را در هر محفل و مجمع کارگری تعریف کنیم. تاکنون در هر نشست و تجمعی از کارگران از زن ستیز بودن قوانین شریعت حاکم بر مقدرات زنان در ایران گفته ایم. زنان کارگر و آزادیخواه زیادی با شنیدن وحشیگری این رژیم علیه زنان نه تنها نفرت کرده اند، بلکه پیمان بسته اند که در افشای این اندیشه زن ستیز فعال شوند. از این ببعد نه تنها این، بلکه شجاعت شما زنان فعال در جنبش کارگری را بعنوان مدال افتخاری بر سینه خواهیم زد و برای زنان و مردان کارگر بازگو خواهیم کرد. در اطاقهای استراحت محل کار، روی باند و خطوط تولید، در دوره های آموزشی کارگری، کنفرانسها، سمینارها ، دیدارها، تظاهرات و متینگ و هر جا که تجمعی از کارگران شکل بگیرید، نام شما را ورد زبان خواهیم کرد و از مبارزات و هزینه هائی که برای تحقق خواستها و مطالبات برحق کارگران می پردازید خواهیم گفت.

شما در حین شلاق خوردن بدست مزدوران چشم و گوش بسته و تهی از انسانیت مدافع سرمایه تنها بودید، اما براستی که در عالم واقع تنها نیستید. طبقه ائی عظیم و نیرومند را با خود دارید و کافی است که همانند سیل خروشان بحرکت در آید، آنوقت که است که خرس خفته و به کوما رفته را از خواب عمیق بیدار خواهد کرد.

تردید نکنید که هم طبقه ائی هایتان در هر کجای دنیا که باشند، فرود آمدن ضربات تازیانه سرمایه بر شانه های ستبرتان را به مدافعان بیرحم سرمایه داری نخواهند بخشید. ضربات امروز تازیانه بر شانه های شما  همای سعادت بر شانه های کل طبقه کارگر خواهد بود.

همرزمان 

یکبار دیگر با شما همرزمان ندیده و نشناخته از صمیم قلب ابراز همبستگی می کنیم و بر شجاعت و جسارت همه آن زنان و مردانی کارگری که اثرات زخم تازیانه سرمایه را با ریختن گل و شیرینی و بوسه زدن بر زخمایتان التیام بخشیدند، درود می فرستیم. شما تنها نیستید، تنها نخواهید ماند. ما و میلیونها کارگر رزمنده را در کنار خود دارید.   

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 22:41  توسط اسعد رستمی  | 

بیانیه شورای زنان دررابطه بامحکوم کردن زندان و شلاق فعالین کارگری و جنبش زنان 

 

 

روز30 بهمن 1387 "سوسن رازانی" و "شیوا خیرآباد" در ساعت 10 صبح وارد اداره دادگستری کل شده و پس از اجرای حکم ناجوان مردانه  و دور از شان انسانی آنها در ساعت 45/11 دقیقه از دادگستری بیرون آمدند. با ریختن گل وشیرینی بر سر آنها و توزیع شیرینی در میان مردم حاضر درمحل و تقدیم دسته های گل آنها مورد استقبال گرم فعالین کارگری، دوستان و مردم حاضر در محل قرار گرفتند. فعالین کارگری با این حرکت منسجم عمل غیر انسانی حامیان سرمایه را به شدت محکوم کردند.

ما اعضای شورای زنان، محکوم کردن دو فعال کارگری ، سوسن رازانی عضو شورای زنان و شیوا خیرآبادی عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری را به شلاق ، به شدت محکوم و اجرای این عمل غیرانسانی را دور از شأن آنها و انسانهای آزادیخواه و برابری طلب می دانیم و این برخورد را توهین به فعالان عرصه کارگری و جنبش زنان می دانیم . بدیهی است اینگونه اعمال و اهانت به ما و دوستانمان هیچگاه نتوانسته و نمی تواند ما را از رسیدن به اهداف انسانیمان در راه دفاع از حقوق حقه ی کارگران و برابری زن ومرد باز دارد.

شورای زنان

جمعه 30 بهمن

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 22:36  توسط اسعد رستمی  | 

احکام قرون وسطایی نظام سرمایه داری را تحمل نمی کنیم!!!

 

 

کارگران و مردم مبارز:

روز چهارشنبه 30 بهمن ماه، دو نفر از فعالین به نام های سوسن رازانی عضو "شورای زنان" و شیوا خیرآبادی عضو "کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد    تشکل های کارگری" به دلیل شرکت در مراسم اول ماه مه سال 87، در دادگستری شهرستان سنندج شلاق زده شدند و دو تن دیگر به نام های عبدالله خانی و سید غالب حسینی به حبس تعزیری محکوم گشتند. بسیاری از فعالان کارگری به همراه خانواده های شان در مقابل دادگستری سنندج تجمع کرده و با پرتاب گُل و پخش شیرینی از نامبردگان حمایت کردند.

 

کارگران آگاه:

اتهام عنوان شده به این دو زن فعال، شرکت در مراسم روز کارگر و دفاع از منافع کارگران می باشد و این در حالی است که امروز طبقه ی کارگر زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی قرار دارد. کاهش مداوم سطح دستمزد، قراردادهای موقت کار، اخراج و بیکاری و... جمله مصائبی است که امروز گریبان طبقه ی کارگر را گرفته است. سطح زندگی کارگران روز به روز تنزل کرده و آن ها به تدریج به تحتانی ترین اقشار جامعه تبدیل می شوند. نظام سرمایه داری، مدافعان طبقه ی کارگر را تحت فشار قرار داده تا دست از حمایت از کارگران برداشته و سود حداکثری این نظام تضمین شود.

شیوا خیرآبادی و سوسن رازانی امروز به جهت دفاع از منافع کارگران ضربات شلاق این نظام را بر پیکر خود تحمل می کنند. جرم شیوا و سوسن تنها دفاع از منافع کارگران نیست، بلکه امروز انگشت اتهام نظام سرمایه داری مرد سالار در عین حال به سوی زنانی نشانه رفته است که به زعم آن ها پا را از گلیم خود فراتر نهاده، به فعالیت پرداخته و در تجمعاتی به نفع کارگران شرکت می کنند. هدف از شلاق زدن آن ها و بکارگیری چنین شیوه ها ی وحشیانه ای در عین حال تحقیر و اهانت به دو انسان شریف به دلیل زن بودن نیز هست و این چیزی جز توهین و اهانت نسبت به شأن تمام زنان جامعه ی ما به عنوان نیمی از جامعه نیست که هر فعال زنان، امروز، بار این تحقیر و اهانت را بارها احساس کرده و درد آن را با تمام وجود و با گوشت و پوست خود لمس می کند.

ما از همه ی کارگران آگاه، انسان های مبارز و وجدان های آگاه و بیدار جامعه می خواهیم نسبت به این اعمال وحشیانه و مجازات قرون وسطایی اعتراض کرده  و صدای اعتراض خود را به گوش دیگر آحاد جامعه برسانند.

 

شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری

2/12/1387

shorayehamkari@gmail.com

 شورای زنان

جمعی از فعالین کارگری

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 22:34  توسط اسعد رستمی  |