تبليغاتX

اکتبر زنده است - سخنی با فعالین کارگری در ارتباط با

اکتبر زنده است

کارگران جهان متحد شوید

سخنی با فعالین کارگری در ارتباط با

کمپین جمع آوری امضا برای افزایش دستمزد

 

 به نقل از برنامه حزب و فعالین- تلویزیون کومه له

(فروردین 1388)

 

 

مبارزه کارگران برای افزایش دستمزدها اگر چه همواره بخشی از موجودیت طبقه کارگر بوده است اما در شرایط کنونی با توجه به اینکه در اثر  تشدید بحران اقتصادی دستمزد واقعی کارگران بشدت سقوط کرده است و هر روزه قدرت خرید کارگران پایین و پایین تر می آید، مبارزه برای افزایش دستمزدها مبرمیت بیشتری پیدا کرده است و برای همین است که اعتراض به حداقل دستمزدهای تعیین شده از جانب دولت و شورای عالی کار و تلاش برای افزایش دستمزدها ادامه دارد.

سران دولت از وحشت گسترش این اعتراضات و خشم کارگران، از موقوف الاجرا کردن ماده مربوط به افزایش حداقل دستمزدها که در همین قانون ضد کارگری فعلی وجود دارد عقب نشستند، اما حداقل دستمزد تعیین شده و اعلام آن از جانب شورای عالی کار بهیچوجه با نرخ تورم واقعی در جامعه و خط فقر اعلام شده خوانائی ندارد.

مبارزه برای افزایش حداقل دستمزد بویژه در سالهای اخیر در صفوف طبقه کارگر ابعاد گسترده تری یافته است و ما هر ساله در ایام پایانی سال شاهد تشدید جدال و کشمکش بخشهای مختلف طبقه کارگر و کارفرما و دولت برای افزایش دستمزدها بوده ایم.

نکته مهمی که در همین رابطه لازم است مورد توجه فعالین و رهبران کارگری در محل قرار گیرد این است، که رژیم و نهادهای وابسته به آن نظیر شوراهای اسلامی و خانه کارگر تلاش می کنند که مبارزه کارگران بر سر افزایش دستمزدها را به ایام پایانی هر سال محدود کنند و می خواهند با تعیین و اعلام حداقل دستمزدها در اوایل هر سال مبارزه برای افزایش دستمزدها را برای یک دوره یکساله دیگر پایان شده اعلام کنند. اما برای کارگران که کارفرما ها و صاحبان صنایع دست در دست دولت و شورای عالی کار این شرایط فلاکتبار اقتصادی را به آنها تحمیل کرده اند، در شرایطی که خط فقر اعلام شده از جانب نهادهای دولتی حدود 800 هزار تومان در ماه است و تعیین حداقل دستمزد معادل274  هزار تومان حتی ابتدایی ترین نیازهای یک خانواده کارگری را تامین نمی کند، مبارزه برای افزایش دستمزدها یک مبارزه دائمی و روزمره است و در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری مبرمیت پیدا کرده است.

 

واقعیت این است که سقوط دستمزدهای واقعی و تعیین حداقل دستمزد معادل 274 هزار تومان زندگی میلیونها خانواده کارگری را در معرض تباهی قرار داده است. در این شرایط کارگران برای مقابله با عوارض تباهی آور ناشی از سقوط دستمزدها و جهت تجلی انسانیت خودشان راهی جز مبارزه برای افزایش دستمزدها در پیش ندارند. در شرایطی که طبقه سرمایه دار و دولت ملزومات تامین یک زندگی حداقل انسانی را چنین بیشرمانه مورد تعرض قرار داده اند، کارگران لازم است با اتحاد و همبستگی طبقاتی خود و با در پیش گرفتن راههای موثر مبارزه برای افزایش دستمزدها نشان دهند که در مقابل این اوضاع اجتماعی سر فرود نمی آورند .

 

*****

 

در ماههای اخیر همزمان با اعتراضات گسترده اما پراکنده کارگران علیه سطح نازل دستمزدها، ما شاهد شکل گیری کمپینی بمنظور جمع آوری امضا برای افزایش حداقل دستمزد بودیم که بنا به گزارشات سازماندهندگان این کمپین بیش از ده هزار امضا برای این کمپین جمع آوری شده است. بنا به گزارش مسئولین این کمپین این طومار در اواسط اسفند ماه به دفتر دبیر شورایعالی کار بمنظور پیگیری خواستهای "کمپین" تسلیم شده است و مسئولین دفتر دبیر شورای عالی کار نیز طومار امضاها را تحویل گرفته و شماره تماسی را به کارگران داده اند تا از طریق این دفتر پیگیر خواستهای خود باشند."

 

از آنجا که ضرورت مبارزه موثر برای افزایش دستمزدها و مباحث مربوط به کمپین جمع آوری امضا برای افزایش دستمزدها هنوز ذهن بخشی از فعالین کارگری را به خود مشغول کرده است، لازم است که توجه علاقه مندان این برنامه و فعالین گارگری را به نکاتی در این خصوص جلب نمائیم.

در این رابطه لازم است که ابتدا بر این نکته تاکید کنیم که دوستان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ،  اتحادیه آزاد کارگران ایران ، سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و  انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه که از سازماندهندگان اصلی این کمپین بوده اند در متن فراخوانی که به منظور جمع آوری امضا تهیه کرده بودند به مسائل و نکات بسیار درستی در اهمیت مبارزه برای افزایش دستمزدها اشاره کرده اند.

برای مثال در فراخوان کمپین این دوستان آمدن است:

"" واقعیت این است که دیگر با این دستمزدها و گرانی سرسام آور موجود، نه اضافه کاری و نه شغل دوم نمیتواند گرهی از فقر و تنگدستی ما باز کند. گذشته از این، آیا شایسته است ما به دلیل دستمزدهای پایین و فشار کمرشکن هزینه های زندگی مجبور شویم تن به اضافه کاریهای طاقت فرسا و شغل دوم بسپاریم و شبها جسم و روح رنجور و فرسوده خود را به منزل برسانیم و حالی و فرصتی برای استراحت و تفریح  و بودن در کنار خانواده نداشته باشیم.

دوستان و همکاران

ما تولید کنندگان اصلی تمامی ثروتها و نعمات موجود در جامعه هستیم و این حق مسلم ماست که فقط با اشتغال در ساعات رسمی کار، چنان دستمزدی دریافت کنیم که ضمن بر خورداری از رفاه و آسایش، دیگر مجبور نشویم به اضافه کاریهای طاقت فرسا و شغل دوم تن در دهیم.""

همانطور که قبلا هم گفتیم این دوستان در متن فراخوان خود بر واقعیاتی انگشت گذاشته اند که می تواند مورد توافق بخشهای مختلف جنبش کارگری ایران باشد. بنا براین در اینجا بحث بر سر مضمون فراخوان کمپین جمع آوری امضا نیست بلکه بحث بر سر جایگاه و مکانی است که این شکل از اعتراض در کل مبارزه برای افزایش دستمزدها دارد. یا دقیق تر بگوییم بحث بر سر جایگاه و مکانی است که سازماندهاندگان این کمپین برای این شکل از اعتراض در مبارزه برای افزایش دستمزدها قائل هستند.   

همینجا این را هم بگوییم  که نفس تهیه طومار و جمع آوری امضا بعنوان یک شکل محدود از اعتراض به خودی خود دارای اشکال نیست و در جای خود می تواند مفید واقع شود. برای مثال می توان از فرصت تماس و مراجعه به کارگران برای جلب رضایت و گرفتن امضای آنها، برای ارتقا آگاهی طبقاتی آنها استفاده کرد، و از اهمیت طبقاتی مبارزه برای افزایش دستمزدها برای آنان سخن گفت، حتی می توان از این فرصت استفاده کرد و به کارگران گفت که تهیه طومار و جمع آوری امضا بعنوان یک شکل محدود از مبارزه نمی تواند و قادر نیست صف متحد کارفرمایان و دولت را از تعرض به سطح معیشت کارگران به عقب نشاند و با آنها در مورد اهمیت اشکال دیگر پیشبرد مبارزه برای افزایش دستمزدها صحبت کرد. در آنصورت است که می توان از این شکل معین و محدود مبارزه برای ارتقا آگاهی کارگران و آماده کردن آنها برای در پیش گرفتن اشکال پیشرفته تر و رادیکال تری از مبارزه استفاده کرد.

بنابراین، و در این صورت نفس تهیه طومار و جمع آوری امضا به خودی خود اشکالی ندارد و نمی توان سازماندهندگان این کمپین را بخاطر نفس جمع کردن امضا به گرایش راست درون جنبش کارگری منتسب کرد.

تمام بحث بر سر این است که مبارزه برای افزایش دستمزد و تعیین حداقل دستمزد مطابق سطح تورم واقعی در جامعه را نباید محدود به جمع آوری امضا و طومار کرد، اما متاسفانه تمام تبلیغات و عملکرد سازماندهندگان کمپین جمع آوری امضا در این دوره این واقعیت را نشان می دهد که این دوستان، مبارزه برای افزایش دستمزدها را به جمع آوری امضا و تسلیم امضاها به دفتر شورای عالی کار محدود کرده اند. اینکه مبلغین این کمپین در این دوره بارها این فراخوان را تکرار می کردند که برای افزایش دستمزدها و برخورداری از یک زندگی انسانی به مبارزه برای افزایش دستمزدها یعنی به صف امضا کنندگان طومار بپیوندید بخوبی این واقعیت را نشان می دهد.

این دوستان از آنجا که تمام مبارزه برای افزایش دستمزدها را به کمپین جمع آوری امضا محدود کردند از اینرو پیشرفت در این مبارزه را در طولانی شدن طومار امضا ها می دیدند و هر چند روز یک بار خبر پیوستن شماری دیگر از کارگران و مراکز تولیدی به طومار امضاها را گزارش می دادند. این دوستان اگر چه در فراخوان اولیه خود جمع آوری امضا را بعنوان قدم اول در مبارزه برای افزایش دستمزدها تعریف کردند اما در عمل، همین کمپین جمع آوری امضا و نشستن در انتظار اقدامات دفتر شورای عالی کار را به قدم اول و آخر خود تبدیل کردند.

و در اینجا است که کم کم روشن می شود که اگر نفس جمع آوری امضا بعنوان شکل معینی از اعتراض بخودی خود ایرادی در بر ندارد، اما محدود کردن مبارزه برای افزایش دستمزد به کمپین "جمع آوری امضا" نشاندهنده افق و سیاست معینی در درون جنبش کارگری است. این گرایش راست و سندیکالیستی درون جنبش کارگری ایران است که تلاش می کند مبارزه کارگران برای افزایش دستمزدها و دیگر مطالبات آنان را در چهار چوب تنگ قوانین ضد کارگری جمهوری اسلامی محصور دارد و اشکال و شیوه هایی از اعتراض را در پیش پای کارگران قرار دهد که برای دولت و خانه کارگری ها قابل قبول باشد.

مستقل از اینکه این دوستان و سازماندهندگان کمپین جمع آوری امضا تا چه اندازه بر افق ناظر بر حرکت خود آگاه باشند، اما این گرایش راست جنبش کارگری ایران است که هر گاه میدان را برای خود خالی دید، کارگران را در انتظار اقدامات از بالا، در انتظار اقدامات نهادهایی همچون وزارت کار و یا  شورای عالی کار نگاه می دارد.

سازماندهندگان این کمپین در حالی مبارزه کارگران برای افزایش دستمزدها را به جمع آوری امضا محدود کرده اند که تمام تجارب مبارزاتی طبقه کارگر ایران، و نتیجه و سرانجام همین کمپین هم حاکی از آن است که جنبش و مبارزه برای افزایش دستمزد و مبارزه برای دیگر مطالبات کارگران بدون اتکاء به عمل مستقیم اعتراضی توده های کارگر قادر به پیشروی نیست.

خود کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه،  و  کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در چند ساله اخیر با اتکا به نیروی توده کارگران نمونه های بسیار درخشانی از مبارزه و ردوردروئی مستقیم با مدیریت، صاحبان کار و دولت برای رسیدن به خواستهای کارگران را از خود نشان دادند. فعالین و پیشروان شرکت واحد تنها با اتکا به بسیج توده کارگران بود که توانستند سندیکای خود را احیا کنند و راه ایجاد تشکل مستقل کارگری تحت حاکمیت جمهوری اسلامی را نشان دهند. رهبران کارگری در نیشکر هفت تپه تنها با اتکا به اعتصابات پی در پی، و به خیابان کشیدن دامنه اعتراضات خود و مبارزه و رودرروئی مستقیم با مدیریت شرکت و دولت بود که توانستند به بخشی از خواستهای خود برسند و در این روند سندیکای خود را ایجاد کنند.

با توجه به این تجارب درخشان و در شرایطی که طبقه کارگر برای دریافت حقوق و مزایای معوقه خود هر روزه در مراکز کارگری متعدد دست به تجمع اعتراضی و اعتصاب میزند٬ با کارفرما و دولت درگیر میشود٬ با خانواده و هم طبقه ای های خود اعتراضش را به خیابان میکشاند٬ در چنین شرایطی تبدیل کردن کمپین جمع آوری امضا به محور مبارزه و تلاش طبقه کارگر برای افزایش حداقل دستمزد بسیار "عقب تر" از سطح عمومی اعتراض و مبارزه طبقه کارگر ایران برای خواست افزایش دستمزد و دستیابی به دیگر مطالباتش است.

دوستان و سازماندهندگان کمپین  "جمع آوری" امضا ، علیرغم طرح و تاکید  بر خواست برحق کارگران، زمانیکه جمع آوری امضا و "طومار" را به محور فعالیت و تلاشهای خود تبدیل می کنند عملا دارند شکل غیر مؤثری از مبارزه را به کارگران موعظه می کنند که برای طبقه سرمایه دار، کارفرمایان و دولت هم بی زیان و قابل قبول است.

زمانی که رشد نسبی اعتراضات کارگری در چند سال گذشته و بویژه در یکی، دو سال اخیر برای همه قابل مشاهده است، زمانی که اعتصابات کارگری علیرغم غیر قانونی بودن آن  به یک واقعیت انکار ناپذیر جنبش کارگری ایران تبدیل شده است، زمانیکه بدون استثنا هر روزه ما شاهد چندین تجمع اعتراضی کارگران در جلو مراکز دولتی برای دستیابی به مطالباتشان هستیم، در چنین شرایطی کمپین جمع آوری امضا را به محور مبارزه کارگر برای افزایش دستمزد تبدیل کردن، با سطح عمومی مبارزات کارگران خوانائی ندارد.

ما در اینجا بهیچوجه قصد نداریم فعالیت و تلاشهای سازماندهندگان کمپین جمع آوری امضا را زیر ذره بین  ایدئولوژیک قرار دهیم و کاملا به این امر واقفیم که این دوستان تحت چه شرایطی فعالیت خود را پیش می برند. به این امر واقفیم که این دوستان تحت تاثیر محدودیت ها و حاکمیت اختناق جمهوری اسلامی فعالیت علنی معینی را پیش بردند، . اما این به معنای آن نیست که مرزهای محدود کننده ای برای فعالیت در عرصه کار علنی وجود ندارد. کار علنی نبایستی از درجه آمادگی توده های کارگر برای در پیش گرفتن روشهای رادیکال در مقابل کارفرما و دولت عقب تر باشد. کار علنی نبایستی توده ها را نسبت به اقدام نهادهای دولتی و در اینجا شورای عالی کار متوهم کند، فعالیت علنی نبایستی به ایجاد تفرقه در صفوف کارگران بیانجامد، نبایستی کارگران را در انتظار اقدامات از بالا قرار دهد.

 

جمع آوری امضا اگر چه بعنوان جزئی از یک کمپین مبارزاتی و در جوار اشکال دیگر اعتراض و مبارزه می تواند اقدامی مثبت باشد اما خود به تنهایی  تاکتیک مؤثری در مبارزه برای افزایش دستمزد و مقابله با تعرض آشکار کارفرمایان و دولت به سطح زندگی کارگران نیست.

جمع آوری امضا بعنوان یک تاکتیک هم ،  از آنجا که نمی تواند نیروی لازم برای تحقق هدف معینی که پیش پای خود گذاشته است را به میدان آورد، تاکتیک موفقی نبوده است و شانسی برای موفقیت ندارد. کمپین جمع آوری امضا در مقام یک تاکتیک مبارزاتی هم، مستقل از عدم تحقق اهدافش در ارتقای آگاهی و تشکل یابی کارگران نیز مؤثر واقع نشده است.

با توجه به همه اینها بهتر آن بود که دوستان و سازماندهندگان کمپین جمع آوری امضا در همکاری و اتحاد عمل با دیگر تشکل ها و فعالین کارگری تلاش و فعالیت های خود را بر روی اشکال مؤثرتر و پیشرفته تری از مبارزه متمرکز می کردند. مسئولین این کمپین در گزارشات خود آورده اند که امضای ده هزار کارگر در ده ها کارخانه را جمع آوری کرده اند. آیا این امکان وجود نداشت که کارگران این دهها مرکز کارگری در یک اقدام هماهنگ و در یک روز معین برای افزایش دستمزدها تجمعات اعتراضی سازمان می دادند؟ آیا این امکان وجود نداشت که کارگران این مراکز کارگری در روز  دیگری در جلو در ب مراکز دولتی دست به تجمع اعتراضی می زدند؟ یا اعتصاب محدود و هماهنگی را سازمان می دادند؟ آیا نمی بایست تلاشها و فعالیت خود را بر سازماندهی این اشکال از اعتراض و مبارزه متمرکز می کردیم. وقتی از این اشکال مبارزه صحبت می کنیم به این دلیل است که واقعیت عینی جنبش کارگری هر روزه نمونه این اشکال از مبارزات را به ما نشان می دهد، این مبارزات اگر چه بطور پراکنده و بدون ارتباط با هم انجام می گیرند، اما مبارزه برای افزایش دستمزدها از آنجا که مسئله همه بخش های طبقه کارگر ایران است آن حلقه ای است که می تواند در یکپارچه کردن و متحد کردن این مبارزات مؤثر واقع شود. مطالبه افزایش دستمزدها با توجه به تشدید بحران اقتصادی، تورم افسار گسیخته و گرانی سرسام آور، آن مطالبه ای است که بیش از همه مطالبات دیگر کارگران از مقبولیت اجتماعی برخوردار است.

فعالین کارگری نباید بگذارند که رژیم پرونده مربوط به افزایش دستمزدها ببندد و مبارزه کارگران برای افزایش دستمزدها را تمام شده تلقی کند. مبارزه برای افزایش دستمزدها امری دائمی، هر روزه و بخشی از موجودیت طبقه کارگر است.

تجربه این دوره از اعتراضات برای افزایش دستمزدها، حاد شدن مباحث درون فعالین جنبش کارگری بر سر این موضوع و کمپین جمع آوری امضا برا ی افزایش دستمزدها و سرانجامی که این کمپین پیدا کرد، بار دیگر این واقعیت را نشان می دهد که در این مقاطع از مبارزه کارگران، چنانچه فعالین سوسیالیست جنبش کارگری با بدیل و آلترناتیو روشن پا به میدان نگذارند، این گرایشات حی و حاضر دیگر در درون جنبش کارگری هستند که وارد عمل می شوند و راهکارهای خود را پیش پای کارگران می گذارند. در این مورد مشخض این مسئله مهم نیست که سازماندهندگان کمپین جمع آوری امضا تا چه اندازه به افق ناظر بر عمل خود آگاه بوده اند، اما آنچه در دنیای واقع اتفاق افتاد، محدود کردن مبارزه کارگران به امضا کردن طومار، تسلیم کردن طومار به دفتر شورای عالی، و در انتظار نشستن بود.

فعالین کارگری بخوبی می دانند که مطالبه افزایش دستمزد یک خواست حیاتی طبقه کارگر ایران در مبارزه علیه فلاکتی است که رژیم جمهوری اسلامی و طبقه سرمایه دار ایران به کارگران و مردم زحمتکش تحمیل کرده اند. تجربه کمپین جمع آوری امضا نا کارائی راه حل و آلترناتیو گرایش سندیکالیستی در پیشبرد این مبارزه را بخوبی نشان داد. محدود کردن کارگران به جمع آوری طومار مبارزه برای افزایش دستمزدها را به جائی نمی رساند. این مبارزه باید به نیروی توده کارگران در محیط کار متکی باشد. و این امر فعالین رادیکال و سوسیالیست درون جنبش کارگری است که باید این مبارزه را با نقشه و هدفمند پیش ببرند.

فعالین سوسیالیست درون جنبش کارگری باید توجه کنند که اگر محدود کردن مبارزه برای افزایش دستمزد به کمپین جمع آوری امضا تاکتیک و عملی متناظر بر افق محدود سندیکالیستی بوده و هست و در جای خود دوستانه باید مورد نقد قرار گیرد، اما این به معنای این نیست که سازماندهندگان این کمپین بطور کامل به دامان یک افق و استراتژی سندیکالیستی در غلتیده اند. از اینرو فعالین سوسیالیست که ارتباط و پیوندهای نزدیکی با سازماندهندگان این کمپین دارند و منافعی جز منافع کارگران را تعقیب نمی کنند، باید بدور از هر گونه تعصب و سکتاریسمی با رفقا و دوستان سازمانده کمپین جمع آوری امضا به بحث و دیالوگ بنشینند و زمینه های همکاری و اتحاد عمل گسترده تری برای پیشبرد یک مبارزه جدی برای افزایش دستمزدها را فراهم آورند.

نباید گذاشت که دولت و سرمایه داران پرونده جدال برای افزایش دستمزدها را بایگانی کنند. افزایش دستمزدها متناسب با نرخ تورم واقعی در جامعه لازم است در صدر خواست ها و مطالبات کارگران در مراسم و آکسیون های اول ماه مه کارگران قرار گیرد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 21:33  توسط اسعد رستمی  |