تبليغاتX

اکتبر زنده است - گزارش برگزاری پلنوم کمیته مرکزی کومه له

اکتبر زنده است

کارگران جهان متحد شوید

گزارش برگزاری

 پلنوم کمیته مرکزی کومه له

 

 

به اطلاع می رسانیم که پلنوم سوم کمیته مرکزی کومه له منتخب کنگره دوازدهم با شرکت اعضای کمیته مرکزی کومه له و اکثریت اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران که به عنوان ناظر به اجلاس پلنوم دعوت شده بودند در تاریخ 5 و 6 ژانویه 2008 برابر با 15 و 16 دی ماه 1386 برگزار شد.

 

در این پلنوم بدنبال ارائه گزارش سیاسی و گزارش عرصه های مختلف فعالیت تشکیلاتی در فاصله دو پلنوم از جانب کمیته رهبری کومه له، اوضاع سیاسی منطقه و ایران و پاره ای مسائل تشکیلاتی مورد بحث و بر رسی قرار گرفت.

 

1

 

  پلنوم با تاکید بر این واقعیت که اوضاع منطقه عموما تحت تاثیر ناکامی سیاست امپریالیستی امریکا موسوم به "طرح خاورمیانه بزرگ" و باز تعریف اهداف آمریکا در منطقه قرار گرفته است به بحث و بررسی اوضاع سیاسی عمومی خاورمیانه بطور کلی و ایران بطور اخص پرداخت.

طرح "خاورمیانه بزرگ" که همزمان با آغاز تبلیغات جنگی و نقل و انتقال نظامی و تدارک یورش به عراق در سال 2003 تدوین شد، اکنون برای طراحان آن نیز از دور خارج شده است. هدف محوری این طرح ایجاد فضای سیاسی و شرایط اقتصادی لازم برای تضمین هژمونی درازمدت آمریکا بر منابع اقـتصادی و مقدرات سیاسی این منطقه بود. اکنون دولت آمریکا ناچار شده است این هدف خود را از راههای دیگری و در همکاری و هماهنگی بیشتری با دولتهای حاکم به پیش ببرد. بعنوان مثال پیگیری عملی طرح بیکر_همیلتون در مورد تامین امنیت در عراق مبتنی بر جلب همکاری دولتهای منطقه ،در همین راستا  قرار می گیرد.

"کنفرانس صلح خاورمیانه" در آناپولیس یکی دیگر از جلوه های عملی تجدید نظر در سیاستهای خاورمیانه ای آمریکا است. در حالی که نوار غزه در محاصره اقتصادی کامل قرار دارد، و مردم فلسطین هر روزه در زیر آماج یورش نیروهای زمینی و هوائی ارتش اسرائیل قرار دارند و صفوف آن بیش از هر زمانی در تفرقه و پراکندگی بسر می برد، هیچ صلحی برای مردم فلسطین به ارمغان نمی آورد بلکه بیش از پیش در خدمت تحمیل شرایط دولت اسرائیل به ملت فلسطین است. این کنفرانس و سفر متعاقب بوش به خاورمیانه پیش از آنکه صلح اعراب و اسرائیل را مد نظر داشته باشد تلاشی است بر تحکیم دوباره مناسبات دولت آمریکا با دیکتاتورهای منطقه که با طرح خاورمیانه بزرگ آسیب دیده بود.

 

در ارتباط با تهدیدات دولت ترکیه علیه مردم کردستان عراق که هنوز ادامه دارد، پلنوم سیاست و موضع تا کنونی کومه له که در اطلاعیه های کمیته مرکزی منعکس شده است را تایید کرد و ضمن محکوم نمودن حملات هوایی و توپخانه ای ارتش ترکیه  به مناطق مرزی کردستان عراق بار دیگر همبستگی خود را با مردم این منطقه که آماج این تهدیدات قرار گرفته اند اعلام نمود.  پلنوم بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که دولت ترکیه در عین اینکه از متحدین استراتژیک آمریکا در منطقه است، بعنوان یک قدرت منطقه ای اهداف و مصالح ویژه خود را نیز تعقیب می کند. در این راستا دولت ترکیه  برای سمت و سو دادن به روند تحولات در عراق  و تحکیم جای پای خود در آنجا، برای مقابله با گسترش نفوذ جمهوری اسلامی در این کشور، برای محدود نمودن دامنه قدرت حکومت محلی کردستان عراق، به دلیل تاثیراتی که می تواند بر مسئله کرد در ترکیه داشته باشد، حضور نیروهای PKK در منطقه را بهانه بمباران روستاهای نوار مرزی قرار داده و به میلیتاریزه کردن منطقه پرداخته است.

دولت آمریکا نیز با شناختی که از ماهیت سیاستهای دولت ترکیه در منطقه دارد، با در اختیار گذاشتن اطلاعات نظامی و موافقت با حملات دولت ترکیه به کردستان عراق بخوبی از کارت تهدیدات این قدرت منطقه ای و ظرفیتهای آن برای پیشبرد نقشه های خودش در باز تعریف ساختار سیاسی قدرت در عراق بخوبی بهره برداری می کند.

 

در مورد اوضاع پاکستان پلنوم بر این واقعیات تاکید کرد که گسترش فقر و فلاکت اجتماعی و تشدید بحران سیاسی در این کشور در طی یکسال اخیر و پایان بی تفاوتی مردم نسبت به تداوم حکومت کودتا و رشد نارضایتی و اعتراضات توده های مردم، در فقدان یک آلترناتیو رادیکال و پیشرو زمینه رشد جریانات ارتجاع اسلامی را فراهم آورده است.

 در عین حال تداوم بی ثباتی در افغانستان، افزایش قدرت نیروهای طالبان و نقش دستگاه های امنیتی پاکستان در تقویت و تجهیز مجدد طالبان در این کشور، به مانعی در راه تحقق سیاستهای آمریکا در افغانستان تبدیل شده است.

این وضعیت دولت آمریکا و متحدین وی را به چاره جویی و به در پیش گرفتن پروژه جدیدی واداشته است. ارتش پاکستان از کنترل گسترش نارضایتی های عمومی عاجز است و بحران اجتماعی تحت سلطه سیاسی فرماندهان ارتش مدام تشدید میشود. در قدرت نگاه داشتن مطلق ارتش پاکستان که بخش زیادی از بودجه ی آن توسط آمریکا تامین میشود اکنون ضرورت خود را تا حدود زیادی از دست داده است. زیرا اگر در گذشته تجهیز ارتش پاکستان در مقابل قدرت اتمی هند که مخالف سیاستهای آمریکا در منطقه بود از اهمیت استراتژیکی برای آمریکا برخوردار بود اکنون دولت هند به هم پیمان آمریکا در این منطقه تبدیل شده است، اگر نیاز به مقابله با نفوذ اتحاد شوروی سابق در افغانستان استفاده از قدرت و امکانات ارتش پاکستان را در افغانستان برای آمریکا ضروری ساخته بود اکنون در این کشور رژیم دست نشانده آمریکا بر سر کار  است.

در چنین شرایطی بازگشت بی نظیر بوتو به پاکستان و تحت فشار قرار دادن حکومت نظامیان برای مشارکت دادن غیرنظامیان در قدرت سیاسی پروژه ای بود که از جانب دولتهای آمریکا و انگلیس برای پایان دادن به بحران سیاسی موجود، طراحی شده بود. این پروژه علیرغم مشکلاتی که با ترور بی نظیر بوتو در راه پیشبرد آن ایجاد شده است، هنوز در جریان است.

 

در مورد اوضاع سیاسی عراق پلنوم تاکید کرد که اکنون هدف اصلی آمریکا در عراق تامین امنیت و حفظ یکپارچگی عراق در راستای اهداف سیاسی و اقتصادی خود  است. اعزام نیروی تازه نفس و تشدید میلیتاریسم، وارد گفتگو شدن با گروههای مختلف تروریستی اسلام سنی، بکار گرفتن مجدد مهره های رژیم بعث سابق، بازسازی ارتش عراق و نیروهای میلیشیای محلی وابسته به آن، جلب همکاری جمهوری اسلامی ایران و دولت سوریه و خنثی کردن نفوذ دیگر دولتهای عرب منطقه و برای حفظ یکپارچگی عراق امتیاز دادن به گروههای سنی، تحت فشار قرار دادن احزاب حاکم در کردستان عراق ، به تعویق انداختن تعیین سرنوشت شهر کرکوک، ممانعت از بهره برداری از منابع نفتی و بستن قرارداد با کمپانیهای خارجی، مانع تراشی های بوروکراتیک در مناسبات با حکومت محلی کردستان و عدم اختصاص بودجه کافی برای اداره امورات کردستان، همگی اجزای این سیاست عملی برای تامین امنیت مورد نظر دولت آمریکا در عراق و حفظ یکپارچگی آن محسوب میشوند. این روند اگرچه به کاهش نسبی تلفات نیروهای آمریکایی و مردم عادی انجامیده است اما این سرآغاز سرباز کردن شکافهای تازه در این جامعه است، مردمی که در لای چرخ دنده های ماشین جنگی آمریکا و گروههای تروریستی اسلامی خرد شده و از ابتدایی ترین حقوق و نیازمندیهای خود محروم بوده اند، با کم شدن این فشارها آرام نخواهند نشست و برای تحقق خواستهای خود به میدان خواهند آمد و نیروهای اشغالگر آمریکایی و دولت حاکم در عراق را با مشکلات جدیدی روبرو خواهند ساخت.

 

پلنوم ضمن بیان واهی بودن تصویر جهان یک قطبی به رهبری آمریکا، در پایان این مبحث تاکید نمود که: همه این روندها که اجزای مختلف سیاست امروز آمریکا در منطقه خاورمیانه محسوب میشوند در عین اینکه بازتاب واقعیتهای سرسخت جهان چند قطبی و آشفته سرمایه داری هستند، بار دیگر این واقعیت را نشان می دهند که دستیابی به هر درجه از آزادی و دموکراسی گام برداشتن در جهت تامین رفاه اجتماعی انسان ها نه در اثر دخالت های امپریالیستی  بلکه تنها با حضور طبقه کارگر در صحنه سیاسی و به میدان آمدن زنان ستمدیده و توده های مردم تهیدست جامعه امکان پذیر است.

 

2

 

در بحث اوضاع سیاسی ایران پلنوم تورم سرسام آور اقتصادی را مهمترین معضل جامعه ایران ارزیابی کرد. اگرچه منابع رسمی رژیم نرخ تورم را 16% اعلام کرده اند اما نرخ واقعی تورم به گزارش منابع غیر رسمی از 20 تا 30 درصد در نوسان است. این گرانی و تورم افسار گسیخته نه تنها مواد مصرفی مورد نیاز اولیه بلکه کلیه نیازهای زندگی اجتماعی را در بر گرفته است. دامنه این بحران چنان گسترده است که سران رژیم را از عواقب و پیامدهای آن به شدت نگران ساخته است.

جبهه متحد اصول گرایان مهمترین تشکل حامی احمدی نژاد غول تورم را مهمترین دغدغه خود تعریف کرده است.خامنه ای و رفسنجانی هر دو از ادامه این اوضاع ابراز نگرانی کرده اند. برخی دیگر از سران رژیم این اوضاع را با سالهای آخر حاکمیت رژیم شاه مقایسه کرده اند. برای مقابله با این وضعیت همه از ضرورت دادن سوبسید از ورود کالاهای ارزان به قیمت 60 میلیارد دلار صحبت می کنند و برای این امر روی دلارهای نفتی حساب باز کرده اند.

اما تجربه نشان داده است که در این دوره دلارهای نفتی در کاهش نرخ تورم زیاد کارساز نبوده اند. دولت احمدی نژاد در طول تنها 3 سال حاکمیت خود 170 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته یعنی بیش از دوره  8 ساله ریاست جمهوری رفسنجانی و حدودا برابر با دوره 8 ساله خاتمی از دلارهای نفتی بهرمند بوده است، اما تزریق بخش زیادی از این دلارها به نیروها و دستگاه عریض و طویل بسیج و سپاه پاسداران و از این طریق به بازار که پایگاه اصلی دولت احمدی نژاد هستند بازهم بر بالا رفتن نرخ تورم افزوده است.

اینها همه در شرایطی است که بنا به آمار رسمی وزارت رفاه و تامین اجتماعی 9 میلیون نفر از مردم ایران در زیر خط فقر زندگی می کنند تازه این در حالی است که منابع رسمی دولتی خط فقر را 400 هزار تومان در ماه تخمین زده اند. در حالی که به گزارش منابع پژوهشی در دانشگاه ها که خط فقر را 600 هزار تومان در شهرستانها و 800 هزار تا یک میلیون تومان در تهران ارزیابی می کنند بیش از 50 درصد مردم ایران زیر خط فقر بسر می برند و در استان سیستان و بلوچستان این امار به 70 تا 80 در صد می رسد.

برافراشته شدن پرچم آزادی و برابری، سوسیالیسم یا بربریت در دانشگاهها، و عروج دوباره گرایشات رادیکال چپ در جامعه در همانحال که عنصر خودآگاهی را در بر دارد اما در اصل نبردی است با نابرابری های اجتماعی و بی حقوقی سیاسی که هر روزه ابعاد گسترده تری بخود می گیرد.

بر زمینه وجود همین واقعیات اجتماعی است که دولت احمدی نژاد علیرغم بکار گرفتن موج دوم سرکوب که از بهار امسال شروع شد و اساسا جنبشهای اجتماعی و رهبران آن را آماج یورش خود قرار داد، اما نتوانست این جنبشها را به سکون وادارد.

 

در این دوره علیرغم بگیر و ببند چهره های شاخص جنبش کارگری ایران، و احضار و به محاکمه کشاندن دهها تن از فعالین این جنبش، همچنان شاهد اعتراضات و اعتصابات کارگری برای رسیدن به مطالباتشان بوده ایم. اگرچه شرایط فلاکتبار اقتصادی و اختناق سیاسی و سرکوب های پی در پی همچنان مانع اصلی سر راه تشکل یابی کارگران ایران است اما فعالین و پیشروان کارگری در مبارزه برای ایجاد و برپایی این تشکلها از پای نایستاده اند.

 

جنبش دانشجویی در چندین ماه اخیر آماج فشارها و یورشهای پی در پی رژیم جمهوری اسلامی بوده است، محاصره دانشگاه در مقطع 13 آذر و دستگیری دهها تن از فعالین چپ دانشجویی نقطه اوج این فشارها بود. اما بخش چپ جنبش دانشجویی نه تنها مرعوب این فشارها نشد، بلکه مراسم امسال روز دانشجو را در میان حلقه محاصره نیروهای سرکوبگر رژیم برگزار کردند و همراه با هزاران تن از دانشجویان در دانشگاههای مختلف ایران به حمایت از آزادی دستگیر شدگان برخاستند.

دانشجویان در مقابل این فشارهای رژیم نه تنها پرچم آزادی و برابری را زمین نگذاشتند بلکه متعاقب همین روزها دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دانشگاههای مختلف ایران اعلام موجودیت کردند. این واقعیات نشان می دهد، یک جنبش دانشجویی و متعهد  به مبارزه علیه استبداد حاکم و برای آزادی و برابری انسانها ریشه دارتر از  آن است که رِژیم بتواند به آسانی آن را سرکوب کند. اکنون جنبش دانشجویی با استراتژی اتحاد با جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی مسیر پیشروی خود را بازیافته است، چپ جنبش دانشجویی در مقابل بی افقی جریانات لیبرالی و اصلاح طلب بیش از هر زمانی ظرفیت خود را برای رهبری جنبش دانشجویی و براه انداختن یک جنبش فکری در دفاع از سوسیالیزم و ایده های رادیکال و مقابله با لیبرالیسم که برای یک دوره فضای جامعه را به اشغال خود در آورده بود نشان داده است.

 

جنبش زنان که همواره یکی از اهداف اصلی سرکوب رژیم بوده است علیرغم پیشروی های اولیه اما هنوز نتوانسته است به یک جنبش فراگیر اجتماعی که توده زنان کارگر و زحمتکش را به میدان آورد، تبدیل شود. فعالین رادیکال و سوسیالیست جنبش زنان در مقایسه با جنبش کارگری و جنبش دانشجویی هنوز نتوانسته اند پیچ و خم و راه و روش و اشکال مناسب ابراز وجود علنی را پیدا کنند، در غیاب حضور فعالین سوسیالیست در رأس این جنبش،گرایش لیبرالی با مانور دادن در چهار چوب قوانین جمهوری اسلامی و "تعقیب" مطالبات زنان در چهار چوب این قوانین و محدود کردن افق مبارزه زنان به افق محدود بورژوایی نه تنها نمی توانند پیشروی این جنبش را تامین کنند، بلکه حتی مبارزه زنان برای تغییرات ولو جزئی در شرایط کنونی را نیز عقیم می گذارند.

 

در رابطه با موضوع بحران هسته ای رژیم، پلنوم بر این نکته تاکید کرد که علنی شدن گزارش 16 سازمان جاسوسی آمریکا مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی از سال 2003 پروژه تولید سلاح اتمی را قطع کرده است، مناسبات جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر بحران اتمی را وارد مرحله جدیدی کرده است.

علنی شدن این گزارش بیانگر این واقعیت است که فشارهای سیاسی، تبلیغات جنگی و روانی در عقب نشاندن جمهوری اسلامی موثر واقع شده است. علنی شدن این گزارش نشانه این است که دولت آمریکا می خواهد راه عقب نشینی و تعدیل در سیاستهای خود در قبال جمهوری اسلامی را هموار کند، اما این بمعنای پایان فشارها نیست.

علنی شدن این گزارش از سوی دیگر دستیابی به موضع مشترک در میان دولتهای اروپایی، چین و روسیه را برای تشدید محاصره اقتصادی علیه ایران با دشواری بیشتری روبرو می سازد.

این تغییر مواضع در دو جبهه منازعه کشمکش بر سر بحران اتمی نشان از آن دارد که هر دو طرف این منازعه در دستیابی به اهداف استراتژیکی که در متن این کشمکش ها تعقیب می کنند به امتیازاتی دست یافته اند، جمهوری اسلامی تا حدودی بقای حاکمیت خود را از جانب آمریکا و متحدینش تضمین شده تر می بیند، و آمریکا کم کم ظرفیت های این رژیم را در حل بحرانها و منازعات منطقه ای بیشتر برسمیت می شناسد، در همانحال جمهوری اسلامی چه در عراق و چه در منطقه ظرفیت انطباق سیاستهای خود با منافع و سیاستهای آمریکا را از خود نشان داده است.

این تغییرات در مناسبات آمریکا و جمهوری اسلامی جنبش انقلابی و سرنگونی خواهی در ایران را وارد فاز تازه ای می کند. تحت تاثیر این تحولات امید به دخالت آمریکا برای سرنگونی رژیم از بین می رود و باور به اینکه امر انقلاب و سرنگونی رژیم تنها می تواند نتیجه پیشروی جنبشهای اجتماعی و در پیشاپیش همه جنبش کارگری باشد در میان مردم قوت می گیرد، با این اعتبار تحولات اخیر تاثیرات مثبتی بر جنبش های اجتماعی خواهد گذاشت. بهانه نظامی کردن فضای جامعه و پشت گوش انداختن خواستهای مردم به بهانه خطر دخالت نظامی آمریکا از دست رژیم گرفته می شود.

تشتت و تفرقه در درون صف نیروهای بورژوا لییبرال که به تشدید فشارهای غرب بر جمهوری اسلامی امید بسته بودند بیشتر می شود. این طیف از اپوزیسیون بار دیگر به تغییر و اصلاح رژیم از درون امید می بندند و در مقابله با روند رادیکالیزاسیون جنبش های اجتماعی با رژیم همگراتر می شوند.

این تحولات برای جناح خاتمی، و برای رفسنجانی و شرکا که این روزها از آنان بعنوان محافظه کاران واقع گرا نام می برند بویژه در آستانه انتخابات مجلس خشنود کننده نبود، چون اینها که مدتهاست دولت احمدی نژاد را مسبب تشدید بحران اتمی، محاصره اقتصادی، تورم و گرانی و.... معرفی می کنند می خواستند خود ابتکار عمل عادی سازی مناسبات با آمریکا را به دست بگیرند و برای جلب آرای مردم روی این شگرد حساب باز کرده بودند.

 

3

 

در رابطه با اوضاع عمومی در کردستان ایران پلنوم قبل از هر چیز بر ابعاد گسترده بیکاری و نرخ بالای تورم و گرانی که تامین معیشت روزانه اکثریت مردم را با دشواری روبرو ساخته است، تاکید کرد. سوز سرمای شدید زمستان و قطع گاز در برخی شهرها بر دامنه مشکلات مردم افزوده است. مردم کردستان از ادامه این وضعیت به ستوه آمده اند و هیچ امیدی به بهبود جدی زندگی خود تحت حاکمیت این رژیم ندارند. از نگاه مردم اقتدار رژیم بیشتر از هر زمان دیگری فرو ریخته است و با جرات و رغبت بیشتری مسائل سیاسی را تعقیب می کنند. وجود کانالهای مختلف ماهواره ای آنان را در موقعیت مناسبتری برای قضاوت کردن مواضع و سیاستهای احزاب و نیروهای سیاسی قرار داده است.

اگر در آستانه حمله آمریکا به عراق و تحت تاثیر تبلیغات گسترده نیروهای ناسیونالیست در منطقه بخش هایی از مردم به توهم حمله آمریکا به ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی از راه دخالت آمریکا و دستیابی به یک پیروزی سهل و آسان امید بسته بودند، اکنون آشکار شدن مصائب و پیامدهای فاجعه بار دخالت آمریکا در عراق و کار آگاهگرانه نیروی سوسیالیست بیش از پیش مردم کردستان را از دام این توهمات رها ساخته است و این می تواند سرآغاز امید بخشی برای جنبش انقلابی مردم کردستان باشد.

بر بستر این اوضاع احزاب و جریانات بورژوا ناسیونالیست که بر اساس استراتژی خود منافع جنبش ملی کردستان را از مسیر همگرایی با سیاستها و استراتژی آمریکا در منطقه تعقیب می کردند و در انتظار تکرار سناریوی مصیبت بار عراق در ایران بودند اکنون بویژه با تحولاتی که در مناسبات جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر پرونده اتمی این رژیم بوجود آمده بیش از هر زمان دیگری در بی افقی و یاس و نومیدی بسر می برند. پراکندگی در جبهه این نیروها و بی اعتباری سیاستهایشان که پیامد منطقی شکست استراتژی سیاسی آنها می باشد موقعیت شان را در جامعه تضعیف کرده است. در این شرایط قابل پیش بینی است که آنها سرخورده از سیاستهای امریکا یک دور دیگر به همکاری و ائتلاف با نیروهای اپوزیسیون بورژوازی ایران در سطح سراسری روی آورند.

در چنین شرایطی کومه له که پرچمدار استراتژی سوسیالیستی در جنبش کردستان است و دوران سخت و پر تحولی را با سر افرازی و پیروزمندانه پشت سر گذاشته است بیش از هر زمان دیگری به نقطه امید کارگران و زنان ستمدیده و توده های مردم تبدیل شده است. کومه له در این شرایط تلاش خواهد کرد که تمام ظرفیتهای جنبش مردم کردستان را برای مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی و در راستای پیروزی و تحقق خواستها و مطالبات مردم کردستان بسیج کند.

 

 

4

 

در بخش مباحثات تشکیلاتی پلنوم با توجه به ارزیابی از موقعیت سیاسی و اجتماعی کومه له بر بهبود و ارتقاء کیفیت هرچه بیشتر عرصه های مختلف فعالیت کومه له تاکید کرد. با توجه به وسعت و دامنه انتظاراتی که از کومه له در سطح اجتماعی مطرح شده است کومه له باید با توان و ظرفیت های بسیار بیشتری در همه زمینه ها ظاهر شود. در زمینه تحکیم تشکیلات حزبی در داخل شهرها و اختصاص امکانات بیشتر به این بخش از فعالیت باید بسیار متمرکزتر و نقشه مند تر وارد عمل شد .ارتقاء کیفیت کار تلویزیون کومه له همچنان باید در دستور کار باشد. ایده ها، سیاست و برنامه کومه له برای حاکمیت مردم در کردستان باید در ابعاد وسیع به میان مردم کردستان برود.

برگزاری کنگره سیزدهم کومه له یکی دیگر از دستور جلسات پلنوم بود در این بخش به دنبال بحثهایی که در راستای تاکید بر ضرورت برگزاری روتین کنگره در تابستان سال آینده مطرح شد یک کمیسیون 3 نفره از رفقای کمیته مرکزی کومه له برای تدارک سیاسی و تشکیلاتی کنگره انتخاب شدند.

پلنوم بعد از دو روز کار فشرده بار دیگر رفیق ابراهیم علیزاده را بعنوان دبیر اول کومه له انتخاب نمود و به کار خود پایان داد.

 

کمیته مرکزی کومه له

 (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)

 

15 ژانویه 2008

25 دی ماه 1386

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:9  توسط اسعد رستمی  |