تبليغاتX

اکتبر زنده است -

اکتبر زنده است

کارگران جهان متحد شوید

سال 1386 در ایران چگونه گذشت؟!

 

         بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

وقتی انسان، از جاده سرد زمستانی عبور می­كند، آرام آرام به سبزه و شكوه و فضای دلنشین و آزاد بهار می­رسد و دلش می­خواهد در همه جا و برای همه کس، فضایی مملو از صفا و صمیمیت، اتحاد و همبستگی، شادی و مهربانی، تازه­گی و طراوت فراهم گردد. در همه جا و همه مسایل آن­چنان خانه تکانی صورت گیرد که همه افکار و آرای پوسیده و کهنه از جامعه رخت بربندد و جایشان را تازه­گی­ها بگیرند. آن­چنان جامعه آزاد، برابر و نیرومندی ساخته شود که هیچ قدرتی نتواند آن را به بیراهه ببرد و مردم را از آزادی­های فردی و اجتماعی محروم سازد.

نوروز، آغازی­ست در جهت برچیده شدن بساط دیکتاتوری و فقر و نابرابری از جامعه؛ نوروز، پیام­آور شادی و سرور و رنگین شدن سفره همه محرومان و کنار گذاشتن کینه­ها و بدی­ها و ناملایمتی­ها و سرآغاز همبستگی و اتحاد بر علیه هرگونه ظلم و ستم و نابرابری در همه فصول است! با امید و آرزوی این که یک بار دیگر اکثریت مردم ایران، یک صدا و با تمام قدرت فریاد بزنند:

بهاران خجسته باد

هوا دل‌پذیر شد، گل از خاک بر دمید

پرستو به بازگشت، بزد نغمه‌ امید

ز بازی ابر و مهر، به نیلی سپهر ژرف

به هر لحظه‌ تازه‌ای، نمایان شود شگرف

...

سال 1386 در ایران، سالی پرتحرک و بسیار سخت چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ سیاسی برای اکثریت هفتاد میلیون شهروند ایرانی بود.

سال 1386، سال سرکوب گسترده زنان و جوانان در خیابان­ها، سرکوب بی‌سابقه دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب و سوسیالیست، سال سرکوب اعتصابات متعدد کارگری به ویژه اعتصاب کارگران قند و نیشکر هفت تپه، سال شلاق زدن وحشیانه‌ کارگران به جرم شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در سنندج، زندانی کردن چهره­های سرشناس جنبش کارگری هم­چون محمود صالحی، منصور اسانلو و تنی چند از فعالین کمیته هماهنگی... و سازمان­دهندگان اعتصابات، سال تشدید سانسور و سرکوب نویسندگان، هنرمندان و روزنامه­نگاران، سال تحریم‌های اقتصادی، سال گرانی و تورم و قربانی کردن معیشت کارگران و کلیه مزدبگیران در پیش پای حاکمان و سرمایه­داران، سال سرکوب و بازداشت فعالین زنان، سال محکوم شدن 37 زن به اعدام و سنگسار، سال اعدام­های گسترده در ملاء­عام، سال اخراج­سازی­های وسیع و گسترده کارگران، سال ترور فعال کارگری در کردستان، سال قتل دانشجوی سنندجی در زیر شکنجه، سال تجاوز به زهرا دانشجوی سال آخر رشته پزشکی و کشتن وی در بازداشت‌گاه حکومت اسلامی، سال جیره­بندی بنزین، سال سرما و قطع گاز... 

از حوادث بسیار دلخراش روزهای پایانی سال گذشته، سوختن 22 دانشجو در یک حادثه رانندگی بود. اتوبوس حامل دانشجويان موسسه غيرانتفاعى خيام مشهد، با يك دستگاه تريلى حامل بنزین برخورد كرد. در پى اين حادثه که در  ٣٥ كيلومترى محور انديمشك- خرم آباد روی داد، ٢٢ تن كشته و ٧ تن ديگر مجروح شدند. هم­چنین در خبرهای آمده است که ماشین­های امداد و آتش­نشانی یک ساعت و نیم پس از این واقعه هولناک به محل حادثه رسیدند. در مملکتی که سران آن، به دنبال تولید سلاح­های اتمی و موشک هوا کردن هستند، ماشین آتش­نشانی­شان، با یک ساعت و نیم تاخیر به محلی که انسا­ن­ها زنده­زنده در حال سوختن بودند، می­رسد. خبرها حاکی از آن است که به علت سوختگى شديد اجساد هيچ­كدام از اين دانشجويان قابل شناسايی نبودند.

هر ساله ده­ها هزار نفر در ایران، در تصادفات جاده­ای جان خود را از دست می­دهند.

در سال گذشته، صدها اعتصاب و اعتراض کارگری و دانشجویی در ایران روی داد. در سال گذشته در خارج کشور نیز کمپین­های مختلفی در افشای حکومت اسلامی و همبستگی با جنبش­های اجتماعی ایران هم­چون جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش دانشجویی برگزار شد، از جمله کمپین­هایی که با فراخوان سازمان­های جهانی كارگری، برای آزادی محمود صالحی و منصور اسانلو، برگزار گردید. هم­چنین کمپین­هایی از سوی سازمان­ها، احزاب چپ و سوسیالیست و نهادهای دمکراتیک در خارج کشور در افشای سیاست­های وحشیانه حکومت اسلامی و با هدف جلب حمایت و پشتیبانی از جنبش کارگری ایران، آزادی محمود صالحی، منصور اسانلو، زنان و روزنامه­نگاران و دانشجویان دربند و همه زندانیان سیاسی برگزار گردید.

سال گذشته، سال ورشکستگی کل حکومت در مضحکه انتخابات مجلس هشتم ارتجاع، به ویژه جناح توهم پراکن اطلاح­طلبان درون و بیرون حکومت بود؛ سالی که تلاطمات و اعتراضات و اعتصابات آن، نشان داد که راه رهایی جامعه از طریق انقلاب اجتماعی به پیشگامی طبقه کارگر آگاه و متشکل و متحد با استراتژی سوسیالیستی یک بار دیگر به بطن صحنه سیاسی ایران آمده است.

وقایع ایران، آن­چنان سریع و گسترده است که پرداختن به همه آن­ها در یک مطلب کوتاه امکان­پذیر نیست، از این رو، در پایین نگاهی فشرده­ به گوشه­هایی از وقایع و تحولات مهم سال 1386 جامعه ایران می­اندازیم.

 

تورم و گرانی

تورم و گرانی در ایران، روزافزون و سرسام­آور است. یکی از روزنامه­های وابسته به جناحی از حکومت اسلامی، در گزارشی با عنوان «بزم گرانی در سفره نوروز» از شتاب روز افزون قيمت­ها در شهرستان­ها خبر داده است. اين روزنامه با اشاره به اين که شاخص قيمت­ها در استان­های محروم­تر، شتاب بيش­تری دارد و اين امر بيانگر آن است که مردم استان­های محروم کشور، با افزايش قيمت بيش­تری نسبت به تهران مواجه خواهند شد، به هشدار بانک مرکزی استادد کرده است: «بانک مرکزی، شاخص کل قيمت­ها در تهران، ۱۵۵ است در حالی که اين شاخص در استان­های ديگر، از عدد ۱۵۵ بالاتر رفته و در مواردی به ۱۷۰ نيز رسيده است.»

قیمت برخی از اقلام و اجناس مورد نیاز مردم عبارتند از: گوشت با استخوان کیلوئی 9000 تومان، تخم مرغ شانه‏ای 3100 تومان، لویبا سفید کیلوئی 1400 تومان، لویبا چیتی کیلوئی 1800 تومان، عدس کیلوئی 1400 تومان، سیب زمینی کیلوئی 650 تومان، پیاز کیلوئی 300 تومان، برنج کیلوئی 1800 تومان، روغن نباتی 5 کیلوئی 11000 تومان و ... تصور کنید کارگری که دست­مزد ماهانه تاکنونی­­اش رقمی در حدود 183 هزار تومان در ماه است چگونه زندگی خود و خانواده­ و کرایه منزلش را تامین کند؟ آن هم در شرایطی که براساس برآوردهای کارشناسان اقتصادی و حتی بنا به اقرار مسئولین حکومتی، سبد هزینه‏ زندگی هر خانوار در تهران رقمی در حدود 600 هزار تومان است.

این در حالی است که به گزارش سایت «تابناك»، با توجه به ثابت بودن ميزان فروش نفت ايران و روند صعودی قيمت نفت در جهان، قطعا درآمد نفتی كشور در شش ماهه دوم، بيش از درآمد شش ماهه اول خواهد بود.

بانك مركزی حکومت اسلامی، با انتشار نشريه نماگرهای اقتصادی، از درآمد نفتی 36.4 ميليارد دلاری كشور در شش ماهه نخست سال جاری خبر داد كه بر اين اساس، افزايش قيمت نفت، درآمد نفتی ايران در سال 1386 از مرز 75 ميليارد دلار خواهد گذشت.

در 6 ماهه اول سال 86 هم­چنين صادرات غيرنفتی كشور به رقم 7 ميليارد دلار رسيده كه اين رقم در مدت مشابه سال قبل 4/6 ميليارد دلار بوده است.

به رغم اين درآمد هنگفت، بنا بر گزارش بانك مركزی، در شش ماهه نخست سال جاری موجودی حساب ذخيره ارزی افزايش نيافته است.

هم­چنين مجموع بدهی‌های خارجی در پايان اين مدت، به حدود 24 ميليارد دلار می‌رسد كه نه تنها نسبت به سال گذشته كاهش نيافته، بلكه افزايش نيز داشته است. بدین ترتیب، معلوم نیست سران حکومت اسلامی این همه مبالغ کلان را صرف چه مسائلی و چه کسانی کرده­اند؟!

 

مضحکه انتخابات مجلس هشتم حکومت اسلامی

انتخابات مجلس هشتم حکومت اسلامی، از هر انتخابات قبلی آن بی­رمق­تر و مضحک­تر بود. سازمان­های سیاسی چپ، از جمله ما به عنوان حزب کمونیست ایران و کومه­له­(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) با اطلاعیه­های جداگانه­ای از مردم خواسته بودیم تا در این مضحکه انتخابات حکومت اسلامی ایران شرکت نکنند. براساس گزارشات تصویری و گزارش رسانه­های داخلی و بین­المللی، حوزه­های انتخاباتی به ویژه در شهرهای کردستان، آذربایجان و شمال خالی بودند. حتی از شهر بزرگ رشت هیچ نماینده­ای رای حد نصاب لازم را کسب نکرده است. آن­هایی هم که رای آوردند حتی خودی­های حکومت نیز می­گویند تقلبی در کار بوده است. به همین دلیل از جمله هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، روسای جمهوری سابق حکومت اسلامی، و کروبی رییس سابق مجلس شورای اسلامی، در خواست کرده­اند که آرای تهران، دوباره شمارش شوند.

این انتخابات به حدی مضحکه بود که حتی رسانه­های حکومتی نیز نتوانستند بر روی شکست آن سرپوش بگذارند. برای مثال، خبرگزاری حکومتی فارس، یک­شنبه، 26 اسفند ماه 1386 برابر با 16 مارس 2008، با عنوانی «وزير كشور رژیم آمار 65 در صد را از كجا آورده است؟» به نقل از «یکی از خوانندگان سایت»، نوشت: «فهرست 50 نفره كانديداهای برتر بر اساس شمارش اوليه آرا در حوزه انتخابيه تهران از مجموع 621 هزار و 642 رای شمارش شده اعلام شد. حال فرض كنيم 621 هزار و 642 رای نه بلكه 1000000 رایث تهرانی­ها به صندوق ريختند. از 8000000 رای دهنده تهرانی تنها 12,5 در صد آن هم به زور و ارعاب رای داده­اند. حال وزير كشور آمار 65 در صد را از كجا آورده است؟؟؟؟ اگر حكومت توسط احمق­ها اداره می­شود بداند كه مردم احمق نيستند.»

گزارش­ها از شهرهای تهران، تبریز، مشهد، زنجان، ایلام، قزوین، زاهدان و دیگر شهرها حاکی است که اطراف صندوق­های رای­گیری خلوت بوده و مردم رغبتی به این مضحکه انتخابات نشان ندادند. در اکثر شهرهای کردستان، از جمله سنندج، سقز، مهاباد، بانه، مریوان و بوکان، نمایش انتخابات با عدم استقبال مردم روبرو شده است.

تبریز نیوز، 24 اسفند ماه 1386 برابر با 14 مارس 2008، طی گزارش از انتخابات سرد مجلس هشتم و خبرگان رهبری در تبریز خبر داد. براساس گزارش این روزنامه، هشتمین دوره انتخابات مجلس هشتم و خبرگان رهبری در تبریز با بارش پراکنده باران و باد سرد زمستانی تبریز، تا ساعت 16 امروز 24 اسفند 86، با سردی برگزار شد. در مراجعه به بیش از 30 حوزه انتخاباتی در نقاط مرفه و فقیر نشین تبریز کم­تر از 300 نفر در دو انتخابات مجلس هشتم و خبرگان رهبری رای خود را به صندوق نریخته بودند. آنچه بیش از همه حائز اهمیت بود، فضای امنیتی و برخورد نامناسب و ارایه آمار غلط از میزان حضور مردم توسط برگزار­کنندگان در پای صندوق رای­های مورد مراجعه بود. به طوری که در این حوزه­ها اجازه هیچ­گونه عکس و فیلم­برداری داده نشد... اکثریت اصلاح­طلبان و 100 درصد نیروهای ملی مذهبی و نهضت آزادی ایران در تبریز رد صلاحیت شده و این گروه­ها به همراه حزب مشارکت از ارایه لیست حمایتی خودداری کرده­اند.

برخی از رسانه­های بین­المللی نیز این انتخابات را بی­رونق گزارش کرده­اند. برای نمونه، شبکه تلويزيونی فرانس، یک­شنبه 26 اسفند 1386، گزارش داد: «روز جمعه 14 مارس نزديک به 44 ميليون رای­دهنده به پای صندوق­های رای رفتند تا 290 نماينده مجلس ايران را انتخاب کنند. ‏پس از «تصفيه» نامزدهای انتخاباتی توسط نظريه­پردازان جمهوری اسلامی می­توان اين­گونه تصور کرد که نتيجه اين انتخابات ‏از پيش تعيين شده است.‏» سی ان ان، 24 اسفند ماه 1386، گفت: «حوزه­های رای­گیری خالی از جمعیت است

اتحاديه اروپا روز یک­شنبه 16 مارس، در يک اظهار نظر رسمی درباره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ايران، اعلام کرد که انتخابات در ايران آزاد و عادلانه نبوده است. در بيانيه اتحاديه اروپا آمده است که «استانداردهای معمول بين­الملی از اين جهت نقض شده است که ايرانيان نمی­توانند کانديداهايی از جناح­های مختلف سياسی را انتخاب کنند.»

برای اولین بار دولت­های غربی و آمریکا با تزویر و ریاکاری این انتخابات را «ضددمکراتیک» خواندند. انگار تاکنون انتخابات این حکومت دمکراتیک بوده است. در بیست و نه سال حاکمیت حکومت اسلامی، هیچ­گونه انتخابات آزادی در ایران برگزار نشده است. اصولا در تمام انتخابات جهان، کاندیداها حتی به ظاهر هم شده، سیاست­های دولت را مورد نقد قرار می­دهند و به مردم وعده و وعید می­دهند که اگر انتخاب شوند به نفع مردم این و یا آن کار را انجام خواهند داد. اما در ایران، هر کسی کاندید نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری و غیره می­شود نخست باید بندگی و بردگی خود را به اسلام و ولایت فقیه و همه قوانین غیرانسانی نشان دهد تا کاندیداتوری­اش از سوی «شورای نگهبان»، یعنی این 12 گلادیاتوری که زیر نظر خامنه­ای فعالیت دارند، پذیرفته شود. کاندیداها نخست از چند صافی می­گذرند: از صافی وزارت اطلاعات، وزارت کشور، سپاه، بسیج، آخوند محله و امام جمعه­ها و... سپس اسامی کاندیداها به شورای نگهبان ارجاع داده می­شود تا لیست نهایی کاندیداها را اعلام کنند. یعنی در واقع، کاندیداهایی که به مردم معرفی می­شوند صددرصد منتخبین حکومت هستند و مردم نیز آزادند از میان آن­ها، به کاندیدای مورد علاقه­ خود رای دهند؟ چه انتخابات دمکراتیک و آزادی؟! آن هم در غیاب رسانه­های عمومی آزاد و مستقل، احزاب سیاسی، تشکل­های توده­ای و دمکراتیک کارگری، زنان، دانشجویی، نویسندگان، هنرمندان و روزنامه­نگاران و غیره انتخابات چه معنی و مفهومی دارد؟ شورای نگهبان که وظيفه اجرای قانون اساسی و موازين اسلامی را برعهده ‏دارد، از ميان 7600 کانديدای انتخاباتی، تنها صلاحيت 4500 نفر را برای نمایش انتخابات اخیر تاييد کرده بود.

در یک ارزیابی از آرایش مجلس هشتم می­توان گفت که سه گروه عمده جناح­های اسلامی به این مجلس راه یافته­اند. گروه اول طرفداران رييس جمهور احمدی نژاد که به انصار حزب­الله و بخشی از نیروهای بسیج و سپاه تعلق دارند. گروه دوم سپاهيان سابق، که برخی از آن­ها رقیب احمدی­نژاد محسوب می­شوند؛ از چهره­های شاخص این گروه می­توان به سردار سابق محمدباقر قاليباف و لاریجانی، شهردار تهران، اشاره کرد. هر دوی این­ها در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، رقیب احمدی­نژاد بودند. در واقع کشمکش آتی در مجلس و انتخابات ریاست جمهوری، بین این دو جناح خواهد بود. ‏گروه سوم، معروف به «اصلاح­طلبان» هستند که ائتلاف وسیعی از گروه اعتماد ملی تا کارگزاران را شامل می­شوند و به طور کلی طرفدار خاتمی، رییس جمهوری سابق­اند، در این انتخابات شکست مفتضحانه خوردند. بدین ترتیب، یک بار دیگر این واقعیت در مقابل جامعه ایران قرار گرفت که حکومت اسلامی ایران، با این نوع بازی­های انتخاباتی اصلاح­پذیر نیست، بنابراین، تنها راه رهایی جامعه ایران، حضور فعال در جنبش­های اجتماعی و مبارزه برای تحمیل مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به این حکومت با استراتژی سرنگونی آن به پیشگامی طبقه کارگر آگاه و متشکل و متحد است.

 

«طرح ارتقاء امنیت اجتماعی در ایران»

سال گذشته، گزارش­های مستند و تکان­دهنده­ای از زوایای «طرح ارتقاء امنیت اجتماعی در ایران»، منتشر شده است. از اوائل سال 1386، سلسله عملیات­های پلیسی در سرتاسر ایران، به خصوص در تهران، با نام «ارتقاء امنیت اجتماعی»، «مبارزه با اراذل و اوباش»، «مبارزه با بدحجابی» و... شروع شد، موجی از اعتراضات داخلی و بین­المللی را در پی داشت.

نحوه دستگیری و برخورد با افراد دستگیر شده در منازل، توسط پلیس­های نقابدار بسیار وحشیانه بوده است. آن­ها از در و دیوار خانه­هایی که قصد ورود به آن­ها را داشتند و یا همسایه­های آن­ها در نیمه­های شب بالا می­رفتند؛ درب­ها را می­شکستند؛ حریم خصوصی افراد را مورد تجاوز قرار می­دادند؛ پدر را در برابر چشمان همسر و فرزندان، مضروب می­کردند و شکنجه می­دادند؛ پسر را در برابر چشمان مادر و خواهر لگد مال می­کردند و افراد را با تن لخت و یا با لباس خواب به کوچه یا محل تجمع مردم می­بردند. هیچ­گونه محدودیتی در زمینه حفظ حریم و حرمت و حیثیت و آبروی افراد را مراعات نمی­کردند.

مامورین اکثرا در عملیات­های بازداشت در منزل، فقط به بهانه ایجاد رعب و وحشت و کشاندن همسایه­ها به کوچه، درب و دیوار و سقف منازل «متهمین بازداشتی؟!» را به گلوله می­بستند بدون این که در نظر داشته باشند که این نوع عملیات­های وحشت­آور چه تاثیر روحی و روانی بر زن و مرد، پیر و جوان، دختر و پسر خردسال در محدوده منازل می­گذارد؟

مامورین انتظامی و امنیتی معتادان، خلافکاران محلی شناخته شده، جوانان تجمع کننده در سر کوچه­ها، جوانان در حال تفریح و تجمع کرده در پارک­ها، افراد مشکوک به فروش مواد مخدر، مشروبات الکلی و یا فیلم­های غیرمجاز، افراد خیابانی، دارندگان وسایل نقلیه­ای که موزیک از آن­ها با صدای بلند شنیده می­شود، دست­فروش­های سرپایی میادین و خیابان­های پر تردد، مغازه­داران، زنان و دخترانی که حجاب اسلامی را کاملا رعایت نمی­کردند را با ضرب و شتم و توهین دستگیر می­کردند. هم­چنین عده­ای از مشتریان مسافرخانه­ها و قهوه خانه­ها و مکان­های تفریحی محل تجمع دختران و پسران که عملا اکثریت آنان مرتکب هیچ­گونه جرمی نشده بودند و با یورش پلیس به محل تجمع و استقرار یا کسب و کار این افراد آنان را با ضرب و شتم و عناوین غیرانسانی «اراذل و اوباش» و به منظور «ارتقاء امنیت اجتماعی» بازداشت و به کلانتری­ها و پاسگاه­های پلیس امنیت منتقل می­کردند.

موی سر تمام افراد را بدون استثناء در همان لحظه ورود به پایگاه­های پلیس امنیتی، با شماره صفر می­تراشیدند. این افراد را بی­رحمانه زیر ضربات پی در پی مشت و لگد و شیلنگ و باتوم قرار می­دادند. حتی بازداشتی را وادار می­کردند برای خلاصی از شکنجه­هایی که هر لحظه امکان داشت موجب فلج یا نقض عضو شود در پشت اتومبیل­های پلیس فریاد بزند ... خوردم  و یا من ... زاده هستم تا فقط شاید ضربات پی در پی سیم­های برق بافته شده بر سر و صورتش و مشت و لگدها قطع شود. مامورین انتظامی بر گردن جوانان دستگیرشده آفتابه آویزان می­کردند و در خیابان­ها می­چرخانند تا حرمت انسانی آن­ها را در جامعه بشکنند. با این طرح­های غیرانسانی مامورین سرکوبگر حکومت اسلامی در سال گذشته، به میلیون­ها انسان توهین کردند و برای صدها نفر از آن­ها نیز در زیر فشار و ضرب و شتم و تجاوز، پرونده­سازی نمودند. میانگین سنی افراد بازداشت شده در عملیات ارتقاء امنیت اجتماعی، 30 سال بود.

 

تشدید سانسور

سال گذشته، سانسورچیان حکومت اسلامی، صدها روزنامه و نشریه را تعطیل و هزاران سایت اینترنتی را مسدود کردند. مانع چاپ بسیاری از کتاب­ها و نمایش قیلم­ها شدند.

سانسورچیان حکومت اسلامی، فقط در روزهای پایانی سال 1386، بلافاصله پس از نمایش انتخابات به اصطلاح پارلمانی، 9 نشریه را لغو امتیاز کردند. روزنامه کيهان، يک روز پس از توقيف و لغو امتياز ۹  نشريه، از جمله مجله دنيای تصوير که بيش از ۱۷ سال سابقه انتشار داشت، در خبری ويژه «هفته نامه آينه» را مبلغ انديشه­های ليبراليستی معرفی کرد. اين روزنامه با وارد آوردن اتهاماتی ديگر به طور غيرمستقيم خواستار توقيف اين هفته نامه گردید. روزنامه کیهان، همواره نقش چماقدار و سانسورچی را در حکومت اسلامی ایفاء می­کند و حسین شریعتمداری، نماینده خامنه­ای در روزنامه کیهان، در سال­های اوائل انقلاب 57 یکی از سربازجویان و شکنجه­گران شناخته شده زندان اوین بود.

 

افزایش حیرت­انگیز صادارت آمریکا به ایران

در حالی که در سال گذشته نیز دولت آمریکا هم­چنان بر طبل تحریم اقتصادی ایران می­کوبید و قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل نیز در تحریم اقتصادی ایران به تصویب رسید؛ اما در روزهای پایانی آخر سال 1386، دولت آمریکا خبر حیرت­انگیزی را مبنی بر افزایش صادرات کالاهای آمریکایی به ایران اعلام کرد؟!

براساس آمار رسمی دولت آمريکا، حجم صادرات کالا از آمريکا به ايران در ماه­های گذشته ناگهان افزايش يافته است. در ماه ژانويه گذشته، ارزش دلاری کالاهای آمريکايی صادر شده به ايران از ۳۲ ميليون دلار گذشته است.

اين حجم صادرات به ايران در ۱۰ سال اخير بی­سابقه بوده است.

سير صعودی ارزش صادرات کالا به ايران، از ماه سپتامبر ۲۰۰۷ ميلادی آغاز شده است. در اين ماه ارزش کالاهای صادراتی آمريکا به ايران ناگهان از ۶/۶ ميليون دلار به ۸/۲۰ ميليون دلار رسيده است.

در حالی که پيش از اين رسانه­ها، ايتاليا را بزرگ­ترين شريک تجاری اروپايی حکومت اسلامی ايران اعلام کرده بودند، با انتشار گزارش ۱۱ ماهه گمرک حکومت اسلامی ايران، مشخص می­شود که ايران بيش­ترين حجم واردات و صادرات کالا را با کشور آلمان دارد.

خارج از اروپا هم ايران بزرگ­ترين حجم داد و ستد را با امارت متحده عربی دارد. به گزارش سايت رسمی گمرک ايران، تراز تجاری ايران با امارات متحده عربی و آلمان، در ۱۱ ماه اول سال ۱۳۸۶، به ترتيب به منفی ۵/۷ و منفی ۲/۴ ميليارد دلار رسيده است.

بر اساس تازه­ترين گزارش گمرک حکومت اسلامی، تراز تجاری ايران با دو کشور افغانستان و سوريه مثبت و بيش­ترين رقم ميان ديگر شرکای تجاری در جهان است. رقم تراز بازرگانی ايران با اين دو کشور به ترتيب، ۳۸۴ و ۲۸۹ ميليون دلار است. 

لازم به یادآوری است که در سال گذشته، نمانیدگان دولت آمریکا و حکومت اسلامی بر سر مسایل عراق، بارها در بغداد بر سر میز مذاکره نشستند. هم­چنین در ماه­های پایانی سال گذشته، تنش در روابط ايران و آمريکا تا حدودی کاهش پیدا کرده است.

 

جنبش کارگری

سال گذشته جنبش کارگری ایران، سال سختی را به لحاط اقتصادی و سیاسی پشت سر گذاشت. دست­مزدهای پایین هیچ تناسبی با گرانی و تورم فزاینده نداشت. نزدیکی­های 11 اردیبهشت، روز جهانی کارگر، مامورین حکومت اسلامی، محمود صالحی را به بهانه مذاکره با فرماندار در مورد برگزاری اول ماه مه، از محل کارش بردند و به زندان سنندج انتقال دادند. هدف حکومت این بود که با دستگیری محمود، زهر چشم از طبقه کارگر بگیرد تا به فکر برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه نیافتد. اما این سیاست به ضد خود تبدیل شد و مراسم­ اول ماه مه در سراسر ایران، هر چه با شکوه­تر برگزار گردید و در همه آن­ها یک خواست کارگران، آزادی فوری و بی­قید و شرط محمود بود. با وجود این که محمود در وضعیت جسمی وخیمی بسر می­برد اما مسئولین قضایی حکومت اسلامی حتی او را برای معالجه نیز به مرخصی نفرستادند.

بر اساس گزارش کمیته دفاع از «محمود صالحی»، روز دوشنبه 27 اسفند ماه «محمود صالحی» را از زندان به بازپرسی شعبه 4 دادگستری سنندج احضار کردند. پس از ساعت­ها انتظار، برای محمود به جرم ارتباط با خارج از زندان و انتشار پیام­های حمایت­آمیز مانند پیام به برگزاركنندگان اعتصاب غذای 27 تیر و اعلام پشتیبانی و حمایت از مبارزات دانشجویان آزادی­خواه و برابری­طلب‌، قرار بازداشت موقت صادر كردند.

صدور قرار بازداشت موقت برای محمود صالحی در حالی است که روز 4 فروردین ماه مدت یک سال زندان وی به پایان می­رسد و خانواده و دوستانش در انتظار رهایی وی از زندان بودند. محمود صالحی، به محض صدور حکم قرار بازداشت، در اعتراض به این حکم و همه تلاش­های حاكمان جهت در زندان نگهداشتن وی، اعلام كرد تا آزادیش از زندان دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. اکنون محمود در اعتصاب غذا به سر می­برد. این اعتصاب هر چه بیش­تر وضع جسمی او را به مرحله خطرناکی سوق خواهد داد، از این رو، امیدواریم که وی هر چه زودتر از  این تصمیم خود منصرف شود. هم­چنین اکنون، بار دیگر کارزار گسترده­ای برای آزادی محمود صالحی در داخل و خارج کشور راه افتاده است.

حکومت اسلامی در سال گذشته، از هیچ­گونه تلاشی برای جلوگیری از اعتراض و اعتصاب کارگران فروگزار نماند. حتی بی­دادگاه حکومت اسلامی در سنندج، با یک اقدام جانیانه برای ۱۱ نفر از کارگران به «جرم؟!»" شرکت در مراسم روز جهانی کارگر سال ۱۳۸۶، شلاق و جریمه نقدی صادر کرد. تاکنون این حکم در مورد ۵ نفر از کارگران، صدیق امجدی، حبیب الله کلکانی، فارس گویلیان، عباس اندریانی و صدیق سبحانی اجرا شده است. چنین حکمی شاید در صد سال گذشته در جهان بی­سابقه باشد، اوج وحشی­گری سرمایه­داران و حکومت آن­ها در ایران را به نمایش می­گذارد.

بر اساس مندرجات روزنامه­های وابسته به حکومت سرمایه­داری ایران، فقط در فاصله روزهای پایانی سال 1386، ده­­ها هزار کارگر از کار اخراج می­شوند. براساس این گزارشات این رقم اخراجی­ها در چند ناحیه صنعتی و مشخصا فقط شهرهای طبس، سنندج، بجنورد، قزوین، زنجان و منطقه غرب تهران را در می­گیرد. این بدان معنی است که شمار کارگران در معرض اخراج، در روزهای پایان سال بسیار بیش از این است. کارگران اخراجی همگی بر اساس قراردادهای کوتاه مدت مشغول کار بوده­اند. کارگران ایران، در چهارچوب همین «قراردادهای موقت» توسط سرمایه­داران خصوصی و شرکت­های دولتی به شیوه وحشیانه­ای استثمار می­شوند و هر موقع سرمایه­داران خواستند آن­ها را به میان میلیون­ها کارگر بی­کار پرتاب می­کنند. بنابراین، طبیعی­ست که یکی از خواست­ها و مطالبات دایمی کارگران، ملغی کردن طرح وحشیانه «قراردادهای موقت» و استخدام دایمی کارگران باشد.

اخبار‎ ‎اخراج گسترده کارگران در آخرين روزهای‎ ‎سال از کارخانه­ها منتشر شده است. در همين زمينه سايت اينترنتی «دسترنج»، از اخراج گسترده‏‎ ‎کارگران در چندين ‏کارخانه خبر داده است. عيدعلی کريمی، یکی از دست­اندرکاران خانه کارگر در قزوين از اخراج 30‏‎ ‎هزار کارگر در اين شهر خبر داده و به اين‎ ‎سايت گفته است: ‏‏«بيش از 50 در صد از کارگران قراردادی‎ ‎استان قزوين بدون دريافت حقوق، سنوات، عيدی و پاداش با اتمام ‏قرارداد کاری خود بی­کار‎ ‎شدند تا در صورت تمايل کارفرمايان و مالکان واحدهای‎ ‎توليدی در نيمه دوم فروردين ‏ماه به کار گرفته‎ ‎شوند.»‏ به گفته کريمی،‎ ‎«انعقاد قراردادهای 2 ماه‏‎ ‎و 6 ماهه با کارگران باعث شده تا خيل عظيم کارگران اين استان ‏نتوانند در صورت اخراج‎ ‎از بيمه بی­کاری استفاده کنند.»

در غرب تهران‎ ‎که بيش­ترين کارخانه­های صنعتی استان تهران‏‎ ‎در آن قرار دارد نيز بيش از 3 هزار کارگر‏‎ ‎اخراج ‏شده­اند. «از مجموع 5 هزار كارگری كه به صورت‏‎ ‎قراردادی در كارخانه­‏های غرب تهران شاغل هستند، قرارداد 60 درصد آنان در آستانه‏‎ ‎سال نو تمام شده است.» علت ‏اخراج اين کارگران «پرداخت نكردن مطالبات‎ ‎پايان سال» و «عدم اعطای مرخصی نوروزی با حقوق» به کارگران ‏است.

اخبار ساير‎ ‎شهرها نيز حکایت از اخراج گسترده کارگران در آخرين‎ ‎روزهای سال دارد. از جمله در بجنورد380 کارگر فضای سبز و خدمات شهرداری اين شهر‎ ‎به دليل اتمام قرارداد بی­کار شدند. اين‎ ‎کارگران با قرار‏دادهای 3 ماه و  6 ماهه که‏‎ ‎برای گريز از لزوم بيمه کردن کارگران رواج‎ ‎يافته مشغول به کار بودند. بيش از هزار‎ ‎کارگر فنی معدن ذغال سنگ طبس نيز طی روزهای‎ ‎اخير با پايان قرارداد کاری اخراج شدند. ‏

قراردادهای‎ ‎موقت از سال­های اول دهه 70 که با تفسير جديد‎ ‎وزارت کار از ماده 7 قانون کار قراردادهای‎ ‎بدون ‏تاريخ از شمار قراردادهای دائمی خارج‏‎ ‎شدند، در کشور رسمیت و عمومیت پیدا کرد. پس از آغاز رياست ‏جمهوری محمود احمدی­­نژاد، براساس تعیین پایه حقوق متفاوت برای کارگران استخدامی و موقت، علاوه بر اخراج نزديک به ‏‏320‏‎ ‎هزار کارگر، کارفرمايان برای این که بيمه‎ ‎کارگران را تامین نکنند قراردادهای کوتاه­تر 6 و ‏‏3 ماهه به مرحله اجرا گذاشتند. شرکت­های دولتی نیز در این مورد با شرکت­های خصوصی در حال رقابت هستند. براساس‎ ‎آمارهای رسمی بيش از 85 درصد کارگران شاغل‏‎ ‎تحت قراردادهای موقت کار می­کنند‏.

سال گذشته نیز همانند سال­های قبل، پرداخت دست­مزد ناچیز صدها هزار کارگر، به تعویق افتاده است. برای مثال، دست­مزد ۵٠٠ تن از كارگران قراردادی شاغل در سد آزاد سنندج پرداخت نشده است. كارگران این واحد زیر نظر یك شركت پیمان­كاری مشغول كار هستند، پیمان­كار را مسئول تاخیر در پرداخت حقوق و مطالبات می­دانند. 200 كارگر كارخانه خاور گيلان 10 ماه است كه حقوق خود را در يافت نكرده­اند.

در استان خراسان رضوی، از پرداخت نشدن حقوق و مزايای كارگران حداقل 10 واحد توليدی خودداری شده است.  1400 ارگر كارخانه صنايع مخابراتی راه دور ايران در 8 ماه گذشته به دليل آنچه كه تاكنون تعطيلی كارخانه به خاطر نبود كار عنوان شده است حقوق و مزايا دريافت نكرده بودند.

در طول سال گذشته، مطالبات كارگران كارخانه قارچ سينا آن­قدر با تاخير پرداخت شده است كه آن­ها  از ادامه دادن به كار در اين واحد توليدی  خسته شده­اند. بیش از 400 کارگر کارخانه «ایران برک» گیلان، 4 ماه است که حقوقی دریافت نکرده­اند.

مرتضی ریحانیان، از دست­اندرکاران خانه کارگر در زنجان، ضمن اعلام این که ۴۷ هزار کارگر در زنجان مشغول به کار هستند، به «دسترنج»، گفت: از این میان ۸۰ درصد آنان را کارگرانی با قراردادهای موقت تشکیل می­دهند. او گفت: سال گذشته نیز در روزهای پایانی سال قرارداد تعداد کثیری از کارگران تمام شد و آنان از بهره­مندی از مزایای کامل آخر سال و هم­چنین مرخصی های با حقوق ایام عید محروم شدند و پس از عید تنها ۶۷ درصد آنان پس از عید توانستند قرارداد خود را تمدید کنند و باقی برای همیشه اخراج شدند.

اما کارگران ایران، در مقابل این وحشی­گری­های سرمایه­داران و حکومت حامی سرمایه، ساکت ننشسته و به عناوین مختلف مبارزه طبقاتی خود را گسترش می­دهند. در سال گذشته، صدها اعتصاب کارگری در ایران به وقوع پیوسته است.

كارگران کارخانه لامپ الوند قزوين در اعتراض به اتمام بيمه بی­كاری و بلاتكليفی شغلی خود در مقابل اين واحد توليدی دست به تجمع زدند. كارگران معترض در اين تجمع خواستار بازگشایی كارخانه و بازگشت به كار مجدد خود شدند. 

جمعی از کارگران اخراجی صندوق نسوز کاوه، از تصمیم جدی کارفرما برای انحلال کارخانه و اخراج سایر همکاران خود خبر دادند. تعدادی از کارگران این کارخانه، با تجمع در محل خانه کارگر شرق تهران اعلام کردند که تا پایان ماه جاری تمامی 180 کارگر باقیمانده این کارخانه اخراج خواهند شد. 

گزارش­ها حاکی از آن است که کارگران مینوی تهران، در اعتراض به کاهش چشم­گیر مطالبات پایان سال و تبعیض در پرداخت برخی مزایای نقدی اعتصاب کرده­اند. نزدیک به هزار کارگر کارخانه فوق در این اعتصاب شرکت داشتند.  

200 کارگر رسمی کارخانه «چینی حمید» قم، در اعتراض به تعطیلی کارخانه و عدم دریافت 6 ماه حقوق و مزایای شغلی در خیابان منتهی به کارخانه دست به راهپیمایی زدند.

کارگران شاغل در بیش از 5 واحد بزرگ تولیدی و صنعتی استان قزوین، در اعتراض به عدم در یافت چندین ماه حقوق و مطالبات معوقه خود دست از کار کشیده و در مقابل استانداری تجمع کردند.

از جمله در روزهای پایانی سال، بیش از 500 تن از کارگران شرکت «ایران کیش» پیمان­کار پالایشگاه گاز فازهای 6، 7 و 8 در عسلویه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه و عیدی خود دست به اعتصاب زدند.

صدها کارگر 8 واحد صنعتی و تولیدی در استان قزوین در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات معوقه خود در آستانه سال جدید، اعتصاب کردند.

کارگران کارخانجات پلی اورتان، پارس واشر، پوشینه بافت، قوه پارس و ناز نخ در اعتراض به پرداخت نشدن 2 الی 10 ماه حقوق  معوقه خود، اعتصاب کردند و چندین بار در مقابل ادارات و نهادهای دولتی اقدام به تجمع نمودند.

بیش از 400 کارگر اخراج شده واحدهای صنعتی و تولیدی شهرستان پاکدشت، روز دوشنبه 27 اسفند ماه در مقابل فرمانداری و بانک رفاه کارگران این شهرستان تجمع کرده و خواستار پرداخت حق بیمه بی­کاری خود شدند. کارگران شرکت­کننده در این تجمع که 2 ماه حقوق بیمه بی­کاری خود را دریافت نکرده­اند، خواستار پرداخت فوری حقوق خود از سوی سازمان تامین اجتماعی شدند.

در سال گذشته، بيش از5 هزار تن از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه،‎ ‎‏برای تحقق مطالبات خود‏‎ ‎دست به اعتصاب زدند. آخرین نمونه اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، صبح روز یک­شنبه 25/12/86 آغاز شده است.

بحران در‎ ‎اين کارخانه توليد شکر، در دو سال اخیربه دنبال کاهش تعرفه وارداتی و مجوز ورود‏‎ ‎شکر خارجی ‏از سوی دولت، تشديد شد و کارخانه نيشکر هفت تپه و چندين کارخانه‎ ‎مشابه با بحران مواجه شدند. ‏کارگران اين‎ ‎کارخانه در دو سال گذشته يازده بار اعتصاب‎ ‎کرده­اند و در مقابل برخوردهای خشونت­آميز نيروهای ضدشورش و‎ ‎امنيتی ‏نيز مقاومت کرده­اند. چند ماه قبل 7‏‎ ‎تن از فعالان کارگری اين شرکت در جريان اعتصاب بازداشت شدند. علاوه بر ‏فريدون نيکوفر، جليل احمدی، علی نجاتی، نجات دهلی و محمد‏‎ ‎حيدری، قربانعلی رمضان­پور و محمد حيدریمهر، يک خبرنگار به نام ابوالفضل عابدينی‎ ‎نيز به دليل انتشار اخبار مربوط به اعتصاب‎ ‎اين کارگران بازداشت ‏شد. بازداشت شدگان‎ ‎مدتی بعد با قرار وثيقه آزاد شدند. اما قرار‎ ‎است آن­ها به اتهام اقدام عليه «امنيت؟!» محاکمه شوند.

 

دست­مزد کارگران

حداقل دست­مزد سال‎ ‎آينده­(­1387) كارگران با 20 درصد افزايش نسبت به امسال تعيين شده است، در حالی که افزايش 20 درصدی حداقل ‏دست­مزدها، کمکی به افزایش قدرت خرید کارگران و بهبود زندگی آن­ها نخواهد کرد.

خبرگزاری حکومتی مهر، روز ‌جمعه، 24 اسفند، به نقل از عليرضا محمد علی، مشاور وزير و مديرکل روابط عمومی ‏وزارت کار و امور اجتماعی اعلام کرد كه براساس تصميم شورای عالی کار، حداقل دست­مزد کارگران در سال ‏‏1387، 20 درصد افزايش می­يابد. بدين ترتيب، حداقل دست­مزد کارگران كه در سال 1386، 183 هزار تومان ‏بوده است، در سال آينده به 219 هزار و 600 تومان می­رسد.‏ اين مسئول وزارت كار و امور اجتماعی، افزود: برای ساير سطوح دست­مزدی کارگران، 845 تومان به مزد ‏روزانه آنان، به علاوه 5 درصد که به صورت پلکانی محاسبه می­شود، اضافه خواهد شد.‏

شورای‌ عالی كار حکومت اسلامی، همانند همه ساله با حضور نمايندگان سه گروه دولت، كارگران و كارفرمايان